سوسسالیست
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در ژوئن 4, 2012
![]()
میخواستم در وبلاگ امروز سفر ولادیمیر پوتین به آلمان و فرانسه را بررسی کنم، ولی «سوسسالیست» این برنامه را بر هم زد. پس ابتدا بپردازیم به «سوسسالیست» تا ببینیم بعد چه میشود!
سوسسالیست چیست؟ سوسسالیست فضائی است مبهم و «جانبدارانه»، شامل ابهام نیک و ابهام بد! در این فضا، دو قطب کاذب فاشیسم، یعنی شیخالله و شاهالله، در زمینةهای سیاسی، فلسفی و غیره، تحت نظارت عموسام، به گفتگوی «خودمانی» با یکدیگر مشغولاند. گفتگوی کذا بر محورهای توحش «فتوی»، «فرمان»، «مردم» و «مستضعفان» تمرکز یافته. در این وراجیهای خالهزنکی، مردم، مستضعفان، شهدا و زنان همواره در سنگر حق نشستهاند ولی سنگر «شاه» و «شیخ» یا «رهبر آشوبطلب» مشخص نیست؛ به گرایش خالهزنکها بستگی دارد. اگر شاهپرست باشند، به مجیزگوئی سرکوب پهلوی اول مینشینند، در غیر اینصورت به مدح و ستایش «میرزای شیرازی» میپردازند. به عنوان نمونه، یکی از خالهزنکها ضمن انتقاد از «کشف حجاب»، به «فعالیتهای زنان» در دورة قاجار اشاره کرده و مینویسد، «زنان حرمسرا قلیانها را شکستند!»
ویژگی این گفتگوهای خالهزنکی حمایت از «توحش پدرسالار» است. کشف حجاب در ایران توسط پهلوی اول صورت پذیرفت. ایشان از پادگان قزوین به تهران آمده، پس از کودتا بر تخت سلطنت جلوس فرمودند و تبدیل شدند به «پادشاه مستقل» و مدافع منافع آلمان نازی! همین پادشاه مستقل و خیلی مدرن که با تعدد زوجات نیز مخالفتی نداشت، «کشف حجاب» را به اجرا گذارد. کشف حجاب، یعنی به چالش کشیدن اختیارات و حقوق «پدر سنتی» در عرصة اجتماعی. ولی جالب اینکه، این اختیارات در حریم خصوصی دست نخورده باقی ماند. به عنوان نمونه تعدد زوجات «حق مسلم» مرد بود، ازدواج مردان بالغ با دختربچهها، همچون نمونة مهوع ازدواج حاج روحالله رایج بود و هست. خلاصه این کشف حجاب نیمبند و ظاهری و شاهانه و کودتائی، بعداً زمینة تحمیل حجاب توسط شیخ کودتاچی را فراهم آورد. روند تحمیل حجاب بر زنان، طی دو سال اول «انقلابشان» با اشکال روبرو شد ولی در پی آزادی خرمشهر، دولت میرحسین موسوی زمینةسرکوب زنان ایران را فراهم آورد.
به این ترتیب که موج سوم کودتای 22 بهمن ـ موج دوم با اشغال سفارت آمریکا آغاز شد ـ بنیصدر و مجاهدین خلق را در سنگر مخالف قرار داد و همزمان نابودی بخشی از کودتاچیان از طریق انفجار بمب را هم به حساب اینان نوشت. به این ترتیب، راه برای ریاست جمهوری علیخامنهای و صدارت میرحسین موسوی، یعنی تداوم جنگ استعماری با عراق جهت تاراج و سرکوب دو ملت ایران و عراق هموار شد. و چنین است سوسسالیست!
روشنتر بگوئیم در فضای سوسسالیست است که «هنر» و «اندیشة» امام خمینی، رهبر انقلاب مردهشویان در کمال «آزادی» و «استقلال» شکوفا میشود. در این عرصة «مقدس»، اکبر بهرمانی به تبرک «فیسبوک» نشسته، سوزان رایس برای «مردم سوریه» اشک تمساح میریزد، آخوندهای جمکران «مدرنیته» را با «توهین» در ترادف قرار میدهند، رهبر فاشیستهای روسیه، ژرینوفسکی، از انقلاب مردهشویان پشتیبانی میکند، پیک نت برای به ارزش گذاردن آخوند، از زبان «سردار» علائی و به نقل از خمینی، تاریخ را باز مینویسد، «راه توده» با هدف سرکوب «آزادی بیان» به پیوند زدن گوز «مردمی»، به شقیقة «سوسیالیسم» ادامه میدهد، و در این میانه اسلام خوب «عین. کاف» در «اخبار روز»، آنقدر کش میآید که «آزادی بیان» را هم در بر میگیرد، و … و اینجاست که ناوی پیلای، حقوق تروریستهای مزدور غرب در سوریه را با «حقوقبشر» در ترادف قرار میدهد و علامت تعجب هم نمیگذاریم؛ این محشرخر فقط به دلیل «کشف ویندوز» به راه افتاده!
بله، چه نشستهاید که سیدابراهیم نبوی، معاون سیاسی وزارت کشور مردهشویان، طی مصاحبه با «کوریره دلاسرا» به «کشف ویندوز» اشاره کرده، و سایت «پیک نت» هم در مطلبی تحت عنوان، «ابراهیم نبوی: در حلقة رندان و در محبس و زندان» سخنان گهربار ایشان را انعکاس داده. جای تعجب نیست؛ «پیک نت» در راه نورانی «باورها»، یعنی در مسیر ابتذال و خشونت و حماقت گام برمیدارد و در راستای تداوم همین راه مقدس، یک تصویر «مردمی ـ حسینی» از میرحسین موسوی منتشر کرده. در این تصویر میرحسین موسوی یک پارو به دست دارد و پیک نت در رابطه با تصویر مذکور مینویسد، «مردم» به خاطر «سادهزیستیاش» به او رأی دادند!
بله تل موهوم «مردم» در سراسر جهان، همواره در مسیر خشونت «باورها» قرار میگیرد. و به همین دلیل است که مجموعة استعماری شیخ و شاه شامل حزب توده و مخالفنمایان حکومت جمکران دو دستی به «مردم» چسبیدهاند: «قیام مردم»، «آراء مردم»، «خشم مردم» «شادی مردم»، «رنج مردم» و … و خلاصه بگوئیم همه در حسرت «کودتا» در درگاه ارباب له له میزنند. پیک نت هم برای «مبارزه با استبداد» سر بر همین آستان مقدس گذاشته و برای موسوی کودتاچی اشک حسرت میریزد.
سایت پیکنت، مورخ 12 خردادماه سالجاری در مطلبی تحت عنوان «زمستان استبداد میرود و روسیاهی بر ذغال میماند» مینویسد، «تاریخ» در بارة خامنهای و موسوی «بیرحمانه قضاوت خواهد کرد» و «حق» را به کسی خواهد داد که خودش برف خانهاش را پارو میکند:
«این عکس [...] به دوران [پیش از حبس خانگی میرحسین موسوی] بر میگردد [...] مردم ایران اگر او را انتخاب کردند، بدلیل همین سادگی در زندگی و پرهیز از هوچی بازی و نمایش ساده زیستی بود[...] تاریخ در باره این دو چهره [خامنهای و موسوی] قضاوت بیرحمانه خود را خواهد کرد و به یقین، حق را به آن خواهد داد که برف خانه خویش را خود پارو کرد[...]»
چه خوب! پیک نت از آینده خبر دارد و میداند «تاریخ» با قضاوت «بیرحمانه»، یعنی جانبدارانه در مورد دو جلاد، «حق» را به جلادی خواهد داد که پارو به دست میگیرد، چرا؟ چون «مردم»، البته به ادعای پیکنت، به دلیل ساده زیستیاش این جلاد را بیشتر دوست دارند و به او رأی دادهاند. حال چندین پرسش منطقی مطرح میشود که ما به دو مورد آن اکتفا میکنیم. نخست اینکه «ساده زیستی»، فقط بر ساده زیستی دلالت دارد و بس! به عنوان نمونه، روسای مافیای ایتالیا هم به «ساده زیستی» شهرت دارند، هر چند از هیچ جنایتی رویگردان نیستند! در جهان سیاست «ساده زیستی» امتیاز نیست؛ در صحنة سیاست «رعایت قوانین»، «مسئولیتپذیری» و «پاسخگوئی» اهمیت دارد، که حکومت «مرگ» و «مقدسات» و «مردم» و افتخارات «دینی ـ بومی» در هر حال با آن بیگانه است! دیگر آنکه مطالبات شهروند، البته در جوامع بهنجار، بر امنیت و آسایش و رفاهاش تمرکز یافته، نه بر حریم خصوصی زندگی دولتمردان! دلیل هم اینکه «ساده زیستی» و درویشبازی و خاکیبودن و «زندگی خودمانی» و نمایشات مشابه راه خواهد برد بر خلخال زن یهودی و عدالت علوی و فیلمفارسی، و نهایت امر زمینه را برای گسترش گپ «خالهزنکی» و باورهای مردمی فراهم میآورد! اینچنین است که میرسیم به «سوسسالیست!»
«سوسسالیست» را فارسنیوز، مورخ 12 خردادماه سالجاری به گنجینة علم و ادب پارسی اهداء کرد. یکی از پروفسورهای جمکران به نام «ابراهیم فیاض» در باب «انقلاب اسلامی» وراجی کرده، فرمودهاند، انقلاب فرانسه و روسیه در برابر انقلاب ما ـ کودتای هویزر را میگوید ـ هیچ نیست! هیچکس اندیشههای امام را درک نکرده، سراسر خاورمیانه تحت تأثیر افکار آن بزرگوار است و در پایان این مزخرفات هم «سوسسالیست» مطرح شده:
«[...] فیاض [گفت] برخی اساتید سعی دارند با تئوریهای انقلاب فرانسه و روس در مقابل گفتمان اسلامی قرار گیرند [...]که نتیجه آن ظهور تفکرات [...] سوسسالیست دموکراتیک و یا لیبرال دمکراتیک است[...]»
بله، «سوسسالیست» در همان عرصة محشرخر، یعنی در مسیر «باورها» و «مردم» ساخته و پرداخته شده و فاقد مبنای علمی و منطقی است. به عبارت دیگر اظهارات ابراهیم فیاض در واقع بازتولید شعارهای پوچ و اظهارات جانبدارانة ملایان جمکران است که طوطیوار به زبان نفی و مدح خداوند خونخوارشان سخن میگویند. در باب «ویژگی» روحالله خمینی، فیاض که گویا عضو هیئت علمی دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران است به تولد او در دوران مشروطه اشاره دارد؛ تو گوئی حاج روحالله موعد تولدش را شخصاً انتخاب کرده بود:
«[...] فیاض، درمورد ویژگیهای شخصیتی حضرت امام خمینی [...] گفت امام یک قرن تاریخ است، یعنی یک قرن مشروطه [...] که امام [...] متولد این دوران است [...]»
بدانید و آگاه باشید که خمینی «یک قرن تاریخ» است! و مسلماً این «تاریخ» همان است که «حق» را به کسی میدهد که «برف خانهاش را خودش پارو کند!» دلیل هم اینکه، ویژگی خمینی، خروج از شکم مادرش باید باشد! فکر نکنید هر کسی میتوانست در دوران مشروطه از شکم مادرش بیرون بیاید، به هیچ عنوان! آن روزها «شاه ظالم» اجازه نمیداد ایشان به دنیا بیایند ولی حضرت امام پس از کشف «ویندوز» مادرشان از همان دریچة مکشوف بیرون پریدند و «پارهگی جامعه» را تصحیح کردند:
«[...[ امام گسلها و پارگیهائی که در جامعةگذشته خود اتفاق افتاده بود را تصحیح کرد [...] از اینرو تاریخ جدیدی با نام امام خمینی آغاز شد[...]»
این صحبتهای خالهزنکی فقط بر زبان «فرهیختگان» حکومت شیخوشاه جاری میشود. دلیل هم اینکه شیخالله و شاهالله هر دو در مسیر «باورهای مردم» گام برمیدارند و به همین دلیل است که شیخالله همواره در صورت تضعیف، به دامان شاهالله دخیل میبندد. به عنوان نمونه کسانی که 33 سال پیش با عربدة «مرگ بر شاه»، ارواح شکمشان «انقلاب» کردند، پس از اینکه مدتی برای ممدیونسکو و «اصلاحاتاش» سینه زدند، اینک جملگی مجیز اعلیحضرت میگویند! البته اعلیحضرتشان هم در همین مسیر ابله فریب «متحول» میشود. به عنوان نمونه ایشان در اظهارات اخیر خود خواهان «قیام مردم»، جهت برگزاری «انتخابات آزاد» شده بودند!
هممیهنان گرامی! اظهارات گهربار شاهزاده در مورد نیروگاه بوشهر را از دست ندهید. از اظهارات حضرت رضاسیروس در مورد نیروگاه بوشهر، مسائل هستهای و غیره، در زمان حال و در دوران سلطنت پدرشان چنین برمیآید که حاکمیت ایران در این موارد «مستقلاً» و در راستای منافع ملی ایران تصمیم میگرفت، حال آنکه طی سدة اخیر «استقلال» حاکمیت ایران، تحت نظارت امپراطوری بریتانیا، ابتدا در راستای تأمین منافع آلمان نازی و پس از شکست هیتلر، در مسیر تأمین منافع سازمان ناتو قرار داشته و دارد. منافع این سازمان ایجاب میکند که الگوی طویلة اسلام بر ایران حاکم شود و ما هم مانند عربستان، امارات، قطر و کویت خیلی پیشرفت کنیم و اگر شانس بیاوریم کشور اسلام زدة ترکیه به الگوی ما تبدیل شود! کشوری که در آن نویسنده و موسیقیدان، به «گناه» توهین به مقدسات ترور میشوند، یا اینکه قوة قضائیة ارتش ناتوآنها را به زندان میاندازد. بد نیست شاهزاده پیش از نقل قول از پدرشان در باب مسائل «کلان ـ استراتژیک» ماجرای «ذوب آهن» را به یاد آورند.
کشورهای غرب که ظاهراً «متحد» حکومت شاه بودند و اکنون جهت حفظ پرستیژشان صورتک مخالفت با دیکتاتوری جمکران بر چهره زدهاند، نمیپذیرفتند که صنایع ذوب آهن به کشور ایران «وارد» شود، به این دلیل که در چارچوب منافع استعماری اینان، ایرانی میبایست از نظر اقتصادی و اجتماعی به صدر اسلام بازگردد: یعنی به دوران حکومت «مدرن» توحش و اقتصاد محمدی. در چنین حکومتی است که «شتر» را با مرسدس بنز، و «شمشیر» را با تجهیزات مدرن ارتش ناتو جایگزین میکنند، و راه کودتا هموار و هموارتر میشود. ویژگی حاکمیت الگوی توحش این است که با حفظ استقلال و آزادی و در مسیر تاراج ثروتهای ملی و سرکوب ایرانی، به تناوب صورتک غربپرست و غربستیز بر چهره خواهد زد. حاج روحالله علوفة «غربستیزی» نشخوار میکرد و بر طبل توخالی «اسلام» میکوفت؛ در هر حال با «انسان» کاری نداشت، چرا که در اسلام «انسان» وجود خارجی ندارد. باری طی دوران جنگ استعماری، آلمان تنها کشوری بود که وزیر امورخارجهاش، هانس دیتریش گنشر را به ایران فرستاد، و همچنانکه پیشتر هم گفتیم، ساواک جمکران با کتک زدن ایرانیان در خیابانهای شمال شهر تهران به ایشان خوشامد «رسمی» گفت، و طبق معمول دکانهای حقوقبشر یانکیها کور و کرو لال بودند؛ نه دیدند و نه شنیدند و نه گفتند. این مختصر را گفتیم تا پیوند ناگسستنی «آلمان»، بازندة جنگ دوم جهانی را با حکومتهای دستنشاندة غرب در ایران یادآور شویم.
فقط در اینصورت است که به «اهمیت» مصاحبة اعلیحضرت با «رادیوفردا» در کشور آلمان پی میبریم. و از آنجا که در آلمان چپگرائی با اسرائیلپرستی و ارادت به قبیلة کلارسفلد و شرکاء در ترادف قرار گرفته، اخیراً «چپگرائی» شاهزاده هم «رسماً» مطرح شده و … و شاید بزودی یک اعلیحضرت «کمونیست» هم در تهران داشته باشیم، که شیفته و فریفتة دولت اسرائیلاند. چه اشکالی دارد؟ مگر آخوند ضدامپریالیست و جیرهخوار غرب نداشتیم پس اعلیحضرت «چپگرا» هم میتوانیم داشته باشیم. در اینصورت بررسی اظهاراتشان «توهین به شخص اول مملکت» تلقی میشود؛ ساواک دمار از روزگارمان در خواهد آورد! پس بهتر است اعلیحضرت «سوسسالیست» را با فدائیانشان تنها بگذاریم و برویم به سراغ معرکة مارگیری «فلاسفة» شیخوشاه که پس از تکمیل دور «شاهپرستی» در گویانیوز، دور جدید «شیخپرستی» را افتتاح کردهاند.
این برنامة مارگیری طبق معمول با هدف تحریف مفاهیم معاصر و با مصاحبة خالهزنکی «موسوی ـ دیهیمی» آغاز شد و زمینه را برای تاختوتاز آخوند و آخوندپرست فراهم آورد. مصاحبة کذا به «یکی به دو» زنان اندرون حاجیآقا بیشباهت نیست و نتایج «فلسفیاش» هم از جانبداری و لاتبازی پای فراتر نمیگذارد، خصوصاً زمانیکه فتوی میدهند، «روشنفکر»، بلندگوی ضعیفترین صداهاست:
«[...] روشنفکر صرفاً يک آدم منتقد و بلندگوی ضعيفترين صداهاست. منعکسکنندة واقعيتهائی که به چشم هر کسی نمیآيد [...] جای روشنفکر را هيچکس نمیتواند پر کند[...]»
این فتوی در گویانیوز، مورخ 31ماه مه 2012 صادر شده و نشان میدهد که روشنفکر مورد نظر حضرات در واقع همان آخوند است، نه روشنفکر و متفکر! باری مصاحبة مذکور علوفة کافی برای تغذیة مدافعان «اسلام خوب» و اخلاق «امانوئل کانت» و مزخرفات مشابه فراهم آورد و جنگ زرگری فراگیری به راه انداخت که روند «گسترش باورها»، یعنی تحمیل فضای «جانبدارانه» و «غیررسمی» به ایرانیان، به ویژه در خارج مرزها خدشهدار نشود. چرا که طویلة مککارتی میخواهد از این اوباش مفتپرداز برای ملت ایران «الگوسازی» کند.
رسانههای جمکران در همسوئی با رادیوفردا و بیبیسی و شرکاء در مسیر همین پروپاگاند گسترش مقدسات «دینی ـ بومی» گام برمیدارند، رسانههای به اصطلاح مستقل نیز بر «توهین و تحریف و افتخار» و «مجیزگوئی» از شیخ و یا شاه متمرکز شدهاند! در این میان حزب توده باقی میماند که به آخوند و دکان «توهین به مقدسات» وفادار مانده. سایت «راه توده» مورخ 28 ماه مه سالجاری، در سرمقالة «شیوای» خود ترانة شاهین نجفی را «دری وری» خوانده، گویا در این ترانه از «جنبش سبز» ستایش به عمل نیامده! بله این است دفاع چپنمایان از «آزادی بیان!» جالب اینجاست که در سایت «اخبار روز» یکنفر موضعگیری راه توده را نکوهش کرده، و یکی از کاربران در واکنش به مطلب وی پیام داده که، «اینها تودهای نیستند!» بله، پس از 33 سال کوفتن بر طبل اسلام واقعی و اسلام خوب و غیره، اینک همین بساط با تودهایها به راه افتاده، تودهای نیک و بد هم به بازار آمده! چرا؟ چون «آزادی باورها»، جز گسترش توهم و توحش هیچ دستاورد دیگری نخواهد داشت؛ و اشتباه نکنیم، عموسام از این واقعیت نیک آگاه است.
به همین دلیل به آخوند و پاسدار تریبون میدهد تا «آزادی بیان» را در چارچوب حماقت و توحش «مقدسات» و رسم و رسوم صحرانشینان بازتعریف کنند و از «کشف ویندوز» برایمان قصه بگویند. حزب توده نیز در همین مسیر حماقت گام برمیدارد، اگر چنین نمیبود، راه توده با «آزادی بیان» برخورد جانبدارانه نمیکرد!
یا این ترانه را میپسندید، یا از آن خوشتان نمیآید؛ در اینصورت هیچ اجباری برای شنیدن آن ندارید. اما در فضائی که اینان ساختهاند همه چیز رنگ «سیاست خیابانی» به خود گرفته. کسی به این اصل اساسی توجه ندارد که برای آزادی بیان سنگر حق و باطل بر پا نمیکنند. برپائی این نوع «سنگرها» فقط نشان توحش حضرات است.
سایت راه توده، متحمل سانسور حکومت اسلامی نمیشود، ولی شاهدیم که در فضای دمکراتیک، همین سانسور «آخوندی» را بر آزادی بیان اعمال میکند. این است نتیجة «آزادی آخوند»؛ گسترش توحش یا بهتر بگوئیم، شکوفائی «سوسسالیست» جناب پروفسور «فیاض» که همچون سیدابراهیم نبوی و شرکاء در سنگر «کاشفین ویندوز» لنگر انداختهاند و امامشان «یک قرن تاریخ» است که برای اصلاح «پارگی جامعه» از شکم مادر بیرون آمده. اصلاً به همین دلیل است که تاریخ «حق» را به موسوی خواهد داد! موسوی هم برای بازگشت به دوران نورانی اماماش پارو به دست عکسی گرفته بود تا در سایت «سوسسالیست» پیکنت انتشار یابد! البته سوسسالیست هیچ ارتباطی با سوسیالیستهای فرانسه ندارد! همانطور که مسافرت ولادیمیر پوتین به آلمان و فرانسه هم بیشتر به حکومت جمکران مربوط میشود تا به مسائل سوریه. فقط روسای جمهور روسیه و فرانسه برای «افکارعمومی» و در نشست مطبوعاتی بر طبل «سوریه» میکوبیدند.
به استنباط ما هیچ دلیلی نداشت که ولادیمیر پوتین برای گفتگو در مورد سوریه راهی برلن و پاریس شود! چرا که نشست «روسیه ـ اروپا» در تاریخ 3 ژوئن سالجاری یعنی همین امروز در سنپترزبورگ برگزار میشود و هیئت روسیه به ریاست شخص پوتین در این نشست حضور خواهد یافت. در این چارچوب مسافرت غیررسمی پوتین به آلمان و فرانسه «عجیب» مینماید! از نظر ما این مسافرت در پی «توفان در بغداد» و بیشتر در چارچوب گسترش ارتباط برندة جنگ دوم جهانی با بازندگان این جنگ، یعنی با آلمان و فرانسه صورت گرفته. ولی در نشست مطبوعاتی این مسائل مطرح نمیشود؛ در واقع این نشستهای مطبوعاتی «جلوی صحنه» است، تا پشتصحنه از افکار عمومی پنهان بماند.
با توجه به این مهم لازم است یک مینی پرانتز باز کنیم و در پاسخ به پیام گروهی از فعالان حقوق بشر در رابطه با «خبر ارسال تجهیزات نظامی توسط مسکو برای لیبی و سوریه» بگوئیم، این اخبار در سایتهای رسمی روسیه انتشار یافته ولی در هر حال ارتباط این موضوع با «فعالان حقوق بشر» برای ما مبهم است!
روشنتر بگوئیم، روابط قانونی مسکو با سوریه منطقاً خارج از چارچوب فعالیت سازمانهای مدافع حقوق بشر قرار میگیرد، مگر اینکه سازمانهای مذکور، همچون حاکمیت غرب، مدافع حقوق «بشر اسلامگرا»، «آشوبطلب» و «مستقل از قوانین» باشند! در اینصورت نمیتوان اینان را مدافع حقوق بشر دانست؛ مفاد اعلامیة جهانی حقوق بشر، «غیرجانبدارانه» است و به همین دلیل از «آزادی بیان» حمایت به عمل میآورد. حال مینی پرانتزمان را میبندیم و باز میگردیم به پیامدهای «توفان در بغداد.»
در پی مذاکرات بغداد، ویلیام هیگ، وزیر امورخارجة بریتانیا به مسکو رفت و به گزارش سایت نووستی مورخ 28 مه 2012 ، در نشست خبری با سرگئی لاوروف، بر اجرای طرح کوفی عنان در سوریه تأکید کرد. در همین گیرودار بود که رسانههای غرب پیرامون کشتار در «حولا» جنجال به راه انداخته و خبرگزاری فرانسه، از قول حکومت جمکران، نه کشتار حولا که دولت سوریه را محکوم کرد! فقط مسائلی پیش آمد که سخنگوی وزارت امور خارجة جمکران ناچار شد، دوشنبه شب، یعنی چند ساعت پس از کنفرانس مطبوعاتی «لاوروف ـ هیگ» در مورد کشتار حولا موضعگیری کرده، به زبان الکن آخوندی، «از جنایات مهندسی شده» سخن به میان آورد و هر آنچه سفیر جمکران در پاریس رشته بود، پنبه کند. یادآور شویم علی آهنی، سفیر مرده شویان در فرانسه، مطلبی قلمی کرده و در آن از روابط «دیرین» ایران و فرانسه داستانها گفته بود.
مطلب کذا در سایت لوموند مورخ 19 مه 2012 انتشار یافت. خندهدارترین بخش این مقالة وزین، استناد آهنی به «نامههای ایرانی» اثر مونتسکیو، به عنوان اسناد و شواهد دوستی ایران و فرانسه بود! بله، به ادعای ایشان مونتسکیو، نه به دلیل هراس از سانسور، که به دلیل روابط دوستانة ایران و فرانسه نام اثر خود را «نامههای ایرانی» گذاشته! باری زمانیکه این مطلب مضحک منتشر شد، قرار نبود ویلیام هیگ به مسکو برود! قرار بود حکومت اسلامی در تأئید کودتاهای بهاری، دولت سوریه را محکوم کند و بهار نکبتبار عرب به سوریه هم صادر شود. در اینصورت شاهزاده رضاپهلوی هم با «قیام مردم» به ایران باز میگشتند و پس از برگزاری «انتخابات آزاد»، نیروگاه بوشهر را تعطیل فرموده و ضمن تأکید بر استقلال و آزادی، روابط ویژه با آلمان را گسترش میدادند.
منتهی به دلائلی این طرح سرشار از نبوغ با شکست روبرو شد. و اینجا بود که فرانسه را برای بزک کردن چهرة احمدینژاد فراخواندند تا احمی را به «کارت برنده» تبدیل کند. همزمان با مسافرت ولادیمیر پوتین به دو کشور فرانسه و آلمان، مصاحبة احمی هم با کانال رسمی دولت فرانسه به روی آنتن رفت! در این مصاحبه، از یکسو امپراطوری هخامنشی حذف شده، «تاریخ» 7 هزار سالة «ملت ایران» به جای آن نشست، و از سوی دیگر، طبل توخالی «آزادی برای همه» و «دوستی ملتها» به صدا در آمد و معلوم شد، در ایران «همه» آزاد هستند و خبرنگار هم لطف کرده و به سرکوب زنان اشاره نکرد. باری احمدینژاد در این مصاحبه به زبان غیررسمی و رایج در «متون مقدس» متوسل شد، ولی بجای ابراز نفرت از اسرائیل، غرب و غیره به همه بدون استثناء ابراز عشق میکرد. ولی هیچ تفاوتی ندارد ـ ابراز نفرت و ابراز عشق در هرحال «جانبدارانه» و غیرمسئولانه است. عشق و نفرت، دلیل منطقی ندارد و فاقد «تداوم خطی» است. عشق و نفرت آنهم در عرصة سیاست، گفتار و کردار زنان اندرون «شاه» را بازتاب میدهد، که بر اساس روایات، به پیروی از فتوی آخوند در مسیر تأمین منافع استعمار واکنش نشان میدهند.
زنان حرمسرا از منظر قانون «صغیر» به شمار میآیند، مسئولیت اجتماعی ندارند، پاسخگو نیستند. خلاصه بگوئیم، در فضای رسمی اینان «حضور انسانی» و «صریح» ندارند؛ تعبد و تقدس بر سرشان سایه افکنده. زنان اندرون، پردهنشین و محجبهاند، گفتار و کردارشان همچون آخوند «جانبدارانه» است؛ هر آنچه مورد پسندشان باشد، «بر حق» و نیکوست و اگر همان را نپسندند، میشود «باطل!» آنها که امروز برای «شاه» سینه می زنند، همانها هستند که 33 سال پیش «مرگ بر شاه» میگفتند.
![]()
فیلترشکنهای جدید4ژوئن2012
incredible-proxy.com
amazing-proxy.com
unban-me.com
thefastgame.info
internetecosystem.in
proxyhelper.com
celerity.info
baldsite.info
anon-me.com
privacy247.info
internetliaisons.in
proxietime.info
youtubeproxy.nl
let-me-thru.com
24unblocker.info
iphider.us
access1st.info
wicked-proxy.com
internetjobcentre.in
hidersite.info
my-proxy.info
11network.info
freesocialnetworks.info
defaultbrowser.info
unblockpiratebay.com
surfproxy.co
freespeechproxy.com
geteuip.info
php-web-proxy.com
jwspeed.info
freewebanon.com
anon-web.com
proxcay.com
24surf.info
usproxyfree.com
freeunblock.info
sitefoo.info
skyfirebrowser.info
111internet.info
proxbay.com
stablesites.info
hideword.info
code007.info
speed-limit.info
hideweb.org
file404.info
tunnel07.info
123unblocker.info
کاخ و کلبه
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در مه 31, 2012
![]()
در چارچوب قوانین آمریکا پیرامون آزادی بیان، «صلیب سوزی» گروه «کوکلوکسکلان» آزاد است، در نتیجه «قرآن سوزی» هم منطقاً میباید آزاد شمرده شود. برخلاف تبلیغات رادیوفردا که طبق معمول از زبان ایرانینمایان خودفروخته پخش میشود، زوزة ملایان جمکران در اعتراض به سوزاندن قرآن فقط نشاندهندة توحش آنهاست؛ «بوق» سازمان سیا نمیتواند از زبان پامنبریهایاش این توحش را به حساب «ایران» بگذارد. چرا که از یکسو، ملایان و به طور کلی اسلامگرایان در هر حال نمایندة «ایران» نبوده و نیستند. و از سوی دیگر، مخالفت با آزادی بیان به «ملایان» محدود نمیشود. ریشة این توحش در «باورمحوری» است که بر تل موهومی به نام «مردم» تکیه کرده. به عبارت دیگر، همة کسانی که در کنار «مردم» قرار گرفته، و بر طبل «مردم» و باورهایشان میکوبند در واقع توحش خود را به اثبات میرسانند. چرا که اینان به مخالفت با «آزادی بیان» مشغولاند. «آزادی بیان» مردمی نیست، هیچ ارتباطی با اسطوره، اعتقادات و باورهای دیرینه ندارد، امری است «حقوقی» و «معاصر». به زبان سادهتر، آزادی بیان فقط «انسانمحور» است.
در هر حال، مخالفت باغ وحش استعمار با «آزادی بیان» به هیچ عنوان با سوزاندن قرآن توسط تری جونز آغاز نشده. لندن و واشنگتن برای ایجاد آشوب و گسترش سرکوب، به «دین»، «آخوند» و «شهید» نیاز دارند. آخوند، یعنی «مدافع مقدسات!» و اگر فجایع دوران «امیرکبیر»، سرکوب ایرانیان در صدر مشروطه، و همچنین سرکوبهای گستردة پهلوی اول و دوم را نادیده بگیریم، سرکوب سازمان یافتة آزادی بیان در ایران از همان روزهای نکبتباری آغاز شد که «بیبیسی» و دیگر بوقهای ارتش ناتو برای فروش «دین ضداستبداد»، به حاج روحالله و همراهان خودفروختهاش «تریبون» میدادند.
«جونم براتون بگه»، پس از انتشار «خبر موثق» مبنی بر کشته و مجروح شدن هزاران تن در تظاهرات غیرمجاز میدان ژاله، به گفتة ویکیپدیا، «میشل فوکو» سرآسیمه از لسآنجلس به تهران تشریف آوردند و … و «انقلابشان» هم پیروز شد. همچنانکه پیشتر هم در مورد ایشان و «برنار هانری لوی» گفتیم، طرفداران «تجاوز»، بدون استثناء از «انقلاب اسلامی» دفاع میکنند. دلیل هم روشن است؛ گسترش «مقدسات»، یعنی سرکوب آزادی بیان. سرکوب آزادی بیان نیز معنائی جز سرکوب انسان ندارد، و بدون سرکوب انسان، منافع استعمار تأمین نمیشود. برای تأمین همین منافع مقدس بود که الیزابت دوم با خدم و حشم به ترکیه رفت تا از نقض آشکار قانون اساسی این کشور، یعنی از تزریق مقدسات دین به لائیسیته «کمالیستها» حمایت به عمل آورده، این تجاوز حقوقی را «مقبول» جلوه دهد.
خلاصه حضور الیزابت دوم در مسجد، و نوشیدن شامپاین با روسری توسط عیال عبدالله گل ابتذال و توحش را به اوج رساند. مسافرت الیزابت دوم به ترکیه، در عمل حمایت از «سرکوب انسان»، و به ویژه پشتیبانی آشکار از سرکوب زنان در ترکیه بود. روشنتر بگوئیم، این مسافرت با هدف «رسمیات زدائی» همزمان از دولت و حریم عمومی، و در راستای سرکوب «آزادی بیان» صورت پذیرفت. و ابتذال و توحش «بهار عرب» نیز از همین روند «تزریق مقدسات» به ساختار دولت و رسمیات زدائی از حریم اجتماعی سرچشمه میگیرد. همین روند گسترش توحش و ابتذال است که به دلیل مخالفت روسیه با کودتا در کشور سوریه، به مانع برخورد کرده.
بیدلیل نیست که سازمان عفو بینالملل مشروعیت شورای امنیت سازمان ملل را با «صدور فتوی» به زیر سئوال میبرد، و عربدهجوئی سازمان کذا همزمان مورد استقبال «بیبیسی»، کیهان و دیگر رسانههای جمکران نیز قرار میگیرد! همه سر در آخور آنگلوساکسونها دارند. و این است دلیل پارس کردن ملایان و وزارت امور خارجة جمکران به جمهوری آذربایجان و همین است دلیل «تظاهرات مردم غیور آذربایجان» بر علیه مسابقات «یوروویژن» در باکو.
بله، جمهوری آذربایجان، نخستین کشور مسلماننشین «لائیک» است و به همین دلیل از سوی اعضای سازمان ناتو و جیرهخواراناش در جمکران مورد تهاجم قرار گرفته. اگر به یاد داشته باشیم در سال 2004 که مسابقات یوروویژن در ترکیه برگزار شد، ملایان جمکران صدایشان در نمیآمد. مردهشویان در سنگر خفقان لنگر انداخته، اسلامشان هم خدشهدار نمیشد، چرا؟ چون دولت ترکیه، با تحمیل «حجاب» بر فضای رسمی و قانونی، حریم قانون اساسی این کشور را در هم شکسته بود. و این مرزشکنی همچنانکه بالاتر گفتیم بدون حمایت آشکار لندن و پشتیبانی پنهان واشنگتن از تحمیل ابتذال و خشونت باورهای دینی به قوانین امکانپذیر نمیشد. اتحاد صلیب و مسجد و شامپاین و روسری را فراموش نکردهایم! در جمهوری آذربایجان این شرایط حاکم نشده؛ جمهوری آذربایجان «لائیک» است. به عبارت دیگر در «فضای رسمی» آن تعدد زوجات، حجاب «رسمی» و دیگر نمادهای توحش پدرسالارانه به چشم نمیخورد.
به همین دلیل بوقهای ارتش ناتو از «خویشاوندسالاری» و «استبداد» حاکم بر آذربایجان به فغان آمدهاند. اما وقتی پسر جرج بوش با تقلب و افتضاح و زد و بند وارد کاخ ریاست جمهوری میشود و برای دوام و بقای سلطنت ابدمدت تفنگفروشها به بهانة مبارزه با تروریسم به افغانستان و عراق لشکرکشی میکند، وقوقصاحابهای ناتو از خویشاوندسالاری هیچ نمیگویند، چرا؟ چون آمریکا در «سنگر حق» نشسته و همة جنایاتاش «برحق» است. و مستر جرج بوش (پسر) به حکم میلیاردها دلار ثروت خانوادگی «حق» دارند رئیس جمهور شوند. در هر حال بدون این جنایات، پرداخت حق و حساب بوقهای استعمار، به ویژه مستمری بنگاه سمپاشی «بیبیسی» با اشکال روبرو خواهد شد.
حال که به «بیبیسی» رسیدیم یک مینی پرانتز باز میکنیم تا در مورد دلائل رسوائی اخیر بوق وزارت امور خارجة بریتانیا و جا زدن عراق بجای سوریه توضیح دهیم. این صحنهسازیها از قدیم رایج بوده؛ آنچه اهمیت دارد بیاعتبار شدن بوق باکینگهام پالاس است در ارتباط با رخدادهای سوریه. این رسوائی پیامد مستقیم «لگد الهی» است که در مذاکرات بغداد بر پوزة مقدس آنگلوساکسونها فرود آمد و باعث شد «لئون پانهتا»، برای تقویت حکومت جمکران، برنامة نفسکشطلبی و عربدهجوئی از سر گیرد تا حکومت لرزان مردهشویان تکیهگاه «دشمن» را از دست ندهد. لوطی و عنترهای سیرک عموسام نیز وارد این صحنه شده، هر یک به نوبة خود با صدور فتوی دم مفصلی برای ارباب جنباندند.
یکی فتوی صادر کرد که «بیگانه هیچ نقشی در فروپاشی طبقة متوسط ایران نداشته!» دیگری با رجوع به رسوم صحرانشینان صدر اسلام، چارچوب «آزادی بیان» و «دمکراسی» را برایمان «مشخص» کرد و … و نیازی به توضیح نیست که بگوئیم این محشر خر را سایت رادیوفردا به راه انداخته تا پامنبریهای اسلامفروشاش را بجای طرفداران استقرار دمکراسی به ملت ایران حقنه کند. همان کاری که 33 سال پیش با موفقیت تمام انجام دادند. در آن سالها سازمان سیا توانست با توسل به شعار حقوق بشر، موشهای ناقل طاعون، یعنی جبهة ملی و نهضت عاظادی را به آلترناتیو پهلوی دوم تبدیل کند، و پس از 8 ماه، همین موشها، یعنی اعضای دولت موقت را بجای مخالفان توحش اسلام بنشاند.
روند همان است که اینک در کشورهای بهارزده شاهدیم. یعنی «استعفای موشهای ناقل طاعون»، در اعتراض به تندرویها آنهم در سایة خفقان رسانهای حاکم بر کشورهای «بهارزده!» در مورد شرایط زنان که بوقها هیچ نمیدانند؛ در مورد اوضاع اجتماعی و به ویژه عملکرد دولت های «محبوب» و «مردمی» هم بهتر است خفقان را ادامه دهند، چرا که اگر بشنویم وزارت دفاع لیبی گلوله باران شده چون دولت «مردمی» از پرداخت حقوق ارتشیها سر باز میزند، پرستیژ «بهار عرب» خدشه دار خواهد شد. همچنین اگر بشنویم در کشور شیلی، «مردهها» در انتخابات شرکت فعال داشته و «رأی» میدهند، برای دمکراسیهای غرب و همچنین برای برلن خیلی دردسرساز خواهد شد. چرا که آلمان با شیلی روابط ویژه دارد! و همین آلمان است که از زبان وزیر امور خارجهاش برای تحمیل الگوی «موفق» یمن بر کشور سوریه پافشاری میکند.
یادآور شویم این الگوی توحش، با سفر سناتورها، مک کین و لیبرمن به کشور یمن اجرائی شد. همان روزها، در وبلاگ «زرشک سبز» به این مسافرت پرداختیم. شرایط کنونی یمن نیز در برابرمان قرار دارد: جنگ داخلی، اهداء نوبل صلح به یک آخوند مونث و … و برگزاری نشست «دوستان یمن» در حکومت «مردمی» عربستان سعودی! اینهمه با هدف تبدیل کشور یمن به «طویلة اسلام»، یا بهتر بگوئیم، با هدف گسترش الگوهای توحش و لاتبازی، یعنی عربستان و جمکران جهت تأمین حاشیة امن برای اسرائیل.
جنگ 33 روزه به این روند در لبنان پایان داد، و اینک زمان سرکوب این روند در سوریه فرا رسیده. ولی ارتش ناتو میخواهد کار را با کودتا و سرنگونی دولت بشار اسد فیصله دهد و با نشاندن سگ بجای کلهپز، بنیادهای «نظامی ـ امنیتی» دستنشاندة خود را دستنخورده در اختیارمزدوراناش بگذارد. روشن است که در چنین چشماندازی برنامة چپاول همچنان ادامه خواهد یافت.
ولی حضورشان بگوئیم، سخت کور خواندهاند! چرا که در لبنان و جمکران هوا «توفانی» است! جایگاه «میقاتی»، نخست وزیر لبنان متزلزل شده، و محفل علیخامنهای به لرزه درآمده. در پی مذاکرات بغداد، جمکرانیها ناچار شدند علی لاریجانی را که صورتک «مردقدرتمند» را از دست داده و به منتقد ترکیه تبدیل شده، در برابر حدادعادل به پیروزی برسانند. شاید در آینده ایشان را به وزارت امور خارجه پرتاب کنند. از سوی دیگر، در پی عربدهجوئی ملایان جمکران و وزیر امور خارجهشان، جمهوری آذربایجان ابتدا خواهان عذرخواهی رسمی جمکران شد، و امروز هم نمایندة مقام معظم را به باکو راه نداد. به این ترتیب جمهوری آذربایجان پیام روشنی به حکومت ملایان فرستاد: رعایت نزاکت دیپلماتیک الزامی است. جالب اینکه روز گذشته نیز مسکو به خروج «مکفال»، سفیر یانکیها از جایگاه رسمیاش اعتراض کرده بود.
بله «فضولی به امور دیگران» و «تعیین تکلیف برای دولتها» در واقع بازتولید الگوی «متون مقدس» ادیان ابراهیمی، یعنی ادعای برتری و پیامبری است. این علوفة مقدس از تولیدات موفق طویلة مککارتی به شمار میرود؛ آمریکا و کشورهای اروپای غربی از «جایگاه برتر» از این علوفه تغذیه میکنند، نوکرانشان هم در جایگاه «برحق»، «مستقل»، «مسلمان» و «ضداستکبار» این علوفة مقدس را میجوند. خلاصه برای سرکوب انسان و آزادی بیان، پوز زدن به این علوفه الزامی است. به همین دلیل است که حکومت مفلوک جمکران به خود اجازه میدهد در اعتراض به «آزادی بیان» در جمهوری آذربایجان، یعنی برگزاری مسابقات یوروویژن، لشکر اوباش را تحت عنوان «مردم آذربایجان» در برابر کنسولگری این کشور بسیج کند. در این رابطه، یکی از خوانندگان گرامی پیامی ارسال کردهاند که در وبلاگ بعدی به آن پاسخ خواهیم داد. حال بپردازیم به اصل مطلب، یعنی برگزاری مسابقات یوروویژن در باکو و خصوصاً برندگان آن.
در این مسابقات، جایگاه اول و دوم به دو آزادی بیان «مدرن» و «فولکلوریک مدرن» تعلق گرفت. بابوشکاهای روستای «بورانوو» روسیه، با اجرای ترانة «مهمانی برای همه» به زبان محلی «اودمورت» و انگلیسی، به هنر روستایشان، زبان انگلیسی را افزودند. سپس لورن، ترانة «ئوفوریا» را به اجرا در آورد. حال نگاهی داشته باشیم به مجریان و «صحنة» اجرای ترانهها.
بابوشکاهای بورانوو، بین 44 تا 75 ساله بودند، پیراهن محلی به رنگ شاد برتن داشتند و فقط صورت و دستهایشان پوشیده نبود. هیچ نشانی از تعلقات مذهبی در پوشش بابوشکاها به چشم نمیخورد. بابوشکاهای بورانوو در فضای بستة «خانه»، در کنار تنور جمع شده، شیرینی میپختند و آواز میخواندند. یکی از بابوشکاها سینی شیرینی را در تنور گذاشت و …و خلاصه این صحنه بخشی از زندگی اجتماعی زنان روستائی را در «خانه»، در کنار «آتش» و در رابطه با «شیرینی» و «مهمانی» نمایش میداد. یادآور شویم برخلاف دیگر هنرمندان که در هتل اقامت داشتند، بابوشکاها در یک خانة سنتی به نانوائی و آشپزی و تمرین برنامهشان مشغول بودند. میگویند همة خبرنگاران میخواستند از مادربزرگهای روستای بورانوو گزارش تهیه کنند ولی فقط یورونیوز در این امر موفق شد. حال نگاهی داشته باشیم به لورن، برندة یورونیوز باکو و صحنة نمایش وی.
برخلاف بابوشکاها، لورن یک زن جوان است، با موهای بلند تیره، صورت بدون آرایش که لباس تیرة یقه باز و بدون آستین بر تن دارد، پاهایاش برهنه است و در فضای باز و زیر برف، میرقصد و آهنگ «ئوفوریا» را میخواند. یک مرد جوان سیاه پوست که موهای کوتاه دارد و شلوار جین و تیشرت پوشیده، با حرکاتاش این نمایش را تکمیل میکند. به عبارت دیگر «ئوفوریا»، توسط یک زن جوان، در فضای باز، مدرن و مختلط از منظر «جنسیت» و «نژاد» اجرا میشود. با اینهمه زنان مجری دو ترانة یوروویژن نقاط مشترکی هم دارند.
مهمترین وجه مشترک ایندو گروه صورت، سر و دستهای بدون آرایش است! زنان روستائی موهایشان را با روسری میپوشانند، صورتهای شان آرایش نشده است، ناخنهایشان را بلند نمیکنند، لاک هم نمیزنند. از این گذشته بابوشکاها جوان هم نیستند. ولی دست و صورت خوانندة جوان سوئدی هم آرایش نشده، موهای بلنداش به صورت طبیعی، افشان است. میتوان گفت که خوانندة سوئدی، تداوم منطقی بابوشکاهاست در فضای مدرن و مختلط از منظر نژاد و جنسیات.
بابوشکاها در فضای بستة خانه، در ارتباط با یکدیگر و در کنار آتش آواز میخوانند و شیرینی میپزند، حال آنکه لورن زیر برف، با پای برهنه، به همراه یک جوان سیاه پوست از «سرمستی» میگوید. زن در فضای مدرن، هم از پوشش سنتی و بومی فاصله گرفته، هم از فضای خانه. در این فضای نوین، ارتباط اجتماعی، مرزهای جنسیات و نژاد را فرو میپاشاند. ولی پیوند آزادی بیان با مادیات، از طریق ارتباط بیواسطة هنرمند با زمین و طبیعت افزایش مییابد. لورن با پای برهنه، زیر برف میرقصد و آواز میخواند. در این صحنه هیچ نشانی از مقدسات دینی و بومی به چشم نمیخورد. بابوشکاها روستائیانی هستند که با افزودن زبان انگلیسی به ترانهشان مرزهای «زبان محلی» را در هم میشکنند. لورن یک زن مراکشی است که در مسابقات یورویژن، کشور سوئد را معرفی میکند. خلاصه بگوئیم با توجه به تعلقات مذهبی مراکش و سوئد به اسلام و مسیحیت، لورن نماد فروپاشی مرزهای این تعلقات میشود.
به صراحت میبینیم که «آزادی بیان» با هرگونه «تعلقات»، از جمله با مقدسات دینی در تضاد قرار میگیرد. چرا که «مقدسات» بنابرتعریف، مبهم و «غیررسمی»، یا بهتر بگوئیم فاقد مبنای حقوقی است! در این راستا ابراز تأسف کاخ سفید از سوزاندن قرآن توسط «تری جونز» در واقع نشان آشکار جانبداری ریاست جمهور آمریکا از مخالفان آزادی بیان به شمار میآید. جالب اینجاست که همین کاخ سفید که از مخالفت با آزادی بیان در کشورهای مسلماننشین حمایت میکند، امروز بالاترین نشان افتخار آمریکا را به «باب دیلان»، موسیقیدان و خوانندة معترض و سرشناس آمریکا اهداء کرده! بله! وقتی عموسام، کاخ سفید را به «کلبة عمو توم» تبدیل میکند، نتیجه جز این «یک بام و دو هوا» نخواهد بود.
![]()
فیلترشکنهای جدید31مه2012
thefastgame.info
stablesites.info
internetecosystem.in
arabflag.net
surfonlineweb.info
proxycape.ca
111internet.info
proxcay.com
skyfirebrowser.info
surfproxy.co
24surf.info
tunnel07.info
speed-limit.info
geteuip.info
proxbay.com
privacysite.info
fasterbrowser.info
usproxyfree.com
trueproxy.com
freeunblock.info
iphider.us
11network.info
jwspeed.info
hidersite.info
code007.info
celerity.info
baldsite.info
php-web-proxy.com
file404.info
access1st.info
defaultbrowser.info
sitefoo.info
youtubeproxy.nl
proxyhelper.com
internetjobcentre.in
freesocialnetworks.info
101speed.info
access4pc.info
hideword.info
proxietime.info
inviter.org
unblockpiratebay.com
privacy247.info
access50.info
showmethispage.com
my-proxy.info
internetliaisons.in
بورانوفسکیه بابوشکی
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در مه 28, 2012
![]()
«بابوشکیهای» دوستداشتنی روستای «بورانوفسکیه» با اجرای تصنیف «جشن برای همه»، جایگاه دوم را در مسابقات «یوروویژن» باکو به خود اختصاص دادند. با توجه به این مهم که پارلمان اروپا ناچار شد پیش از برگزاری مسابقات، با صدور بیانیة رسمی، مخالفان یوروویژن در آذربایجان را به عنوان «مخالفان آزادی بیان» محکوم کند، در وبلاگ بعدی به «تغییر» آشکار در مسابقات «یوروویژن» و «پیامهای» این تغییر از استکهلم تا باکو خواهیم پرداخت. در راستای همین تحولات، و نظر به اهمیت اساسی «آزادی بیان» در دمکراسی، لازم است به فعلة فاشیسم که در طویلة سازمان سیا به نشخوار «دمکراسی نسبی» و «مردمی» و «دینی» و «بومی» مشغول شدهاند بگوئیم، آزادی بیان نه «نسبی» است، نه «مردمی!» و خلاصه، آزادی بیان در مفاهیم حقوقی معاصر آن در محدودة بیدر و پیکر توحش «طبیعی» و «غیررسمی» متون مقدس ادیان ابراهیمی قرار نخواهد گرفت؛ فقط قوانین «انسانمحور» میتواند «آزادی بیان» را «تعریف» و «تأمین» کند. از اینرو شاهزاده رضا پهلوی که تاکنون در سنگر «مردم» نشسته و از «خواست مردم» دفاع کردهاند، به هیچ عنوان نمیتوانند مدافع «آزادی بیان» باشند!
اعلیحضرتا! جسارتاً حضورتان بگوئیم «آزادی بیان» هرگز «مردمی» نبوده و هیچوقت هم نمیتواند به توحش «مردمیات» آلوده شود. آنچه در ارتباط با تل موهومی به نام «مردم» قرار میگیرد، «آزادی آخوند» است. یعنی آزادی تحریک افکار عمومی، آزادی الصاق برچسب و … و خصوصاً صدور «فتوی!» بیدلیل نیست که لندن و واشنگتن تلاش دارند «فتوای» عامل دستنشاندهشان، علی خامنهای را بر قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل تحمیل کنند. باشد که از این مفر ملت ایران به ابزار اعمال فشار بر مسکو تبدیل شود، و از سوی دیگر اسرائیل نیز بتواند بحران موجود منطقهای را هر چه بیشتر گسترش دهد.
ملاقات ژنرال بنیگانتس، رئیس ستاد ارتش اسرائیل با مقامات پکن «معجزات» فراوان به بار آورد. در پی این دیدار «الهی»، فضای توحش عدم پاسخگوئی و بیمسئولیتی، ویژة کتب مقدس ادیان ابراهیمی بر قانونیات و رسمیات جامعة جهانی تحمیل شد. اینگونه بود که اوباش مخالفنما سریعاً «دمکراسی نسبی» اختراع کردند، و بوقهای سازمان سیا یکبار دیگر در جمال اکبر بهرمانی «آخوند خوب» و میانهرو دیده، این نعمت «الهی» را در دکانشان به فروش گذاردند، و … و خلاصه اینچنین بود که همسوئی حکومت کودتاچیان جمکران با شاهزاده رضا پهلوی نیز آشکارتر شد؛ هر دو بر تل موهوم «مردم» دخیل بستند. ولی معجزات دیدار بنیگانتس از چین به این مختصر محدود نمیماند.
این مسافرت جادوئی، سازمان عفو بینالملل و وزارت امور خارجة آمریکا را در کنار «آخوند» قانونشکن و بیمسئولیت نشاند، و جمکرانیان و مخالفنمایانشان را به «صدر کودتا»، یعنی دوران نورانی کلنل آیرونساید بازگرداند! آنروزهای «خوب» که پهلوی اول، در کمال «استقلال»، یک تنه در برابر جهانیان ایستاده بودند و از مستشاران نظامی آلمان نازی دل نمیکندند. در پی سفر رسمی ژنرال بنیگانتس به پکن، شاهزاده رضا پهلوی در آلمان، طی یک مصاحبة بسیار بسیار همایونی با رادیو فردا، دستور برچیده شدن نیروگاه بوشهر را نیز صادر فرموده، خواهان «قیام مردم» و برگزاری «انتخابات آزاد» شدند! نیازی نیست که بگوئیم ایشان با این اظهارات شکمی، به شیوة ملایان و دیگر فاشیستها از جایگاه واقعی اجتماعیشان خروج فرمودهاند!
بله، این پادشاه کودتاچی است که همچون آخوند مرزشکن است و به همة امور «فضولی» میکند. اگر حضرت رضا سیروس فراموش نکرده باشند، در سلطنت مشروطه، پادشاه فقط سلطنت میکند؛ نیروگاه بوشهر، انتخابات و … و امور جاری کشور در محدودة اختیارات پادشاه «قانونی» نیست. همانطور که در فستیوال فیلم هم برای تجاوز به کودکان و تجاوز به کشورها تبلیغات به راه نمیاندازند! منطقاً در فستیوال فیلم، خلاقیت هنری به ارزش گذارده میشود ولی گویا تضعیف جایگاه یانکیها و متحدانشان در شورای امنیت نه تنها زوزة ملایان جمکران را به آسمان رسانده که «هنر» را نیز با تجاوز و جنایت در ترادف قرار داده!
همزمان با وقوقیة پرسوز و گداز داش احمد خاتمی در دانشگاه سابق تهران، پیروان مکتب مقدس «تجاوز به کودکان»، و رهروان راه شهادت و امامت به سرکردگی «برنار هانریلوی» برای «بهار عرب» معرکه گرفتند. هانری لوی که مانند میشل فوکو، از فلاسفة بلندپایة ارتش ناتوست و سال گذشته هم برای دفاع از «حق تجاوز جنسی» به کودکان در حمایت از پولانسکی تومار جمع میکرد، امسال در فستیوال کن آنقدر برای «مردم» سوریه اشک تمساح ریخت که در منطقة «نانسی» فرانسه سیل راه افتاد! مشتاقان هانری لوی و «بهارعرب» میتوانند به سایت لوموند مورخ جمعه، 25 ماه مه 2012 مراجعه فرمایند تا ما هم سری به مصر بزنیم.
همچنانکه پیشتر هم گفتیم پیروزی اسلامگرایان در مصر برای اسرائیل «نعمت الهی» خواهد بود چرا که اسلامگرائی با فراهم آوردن زمینة استقرار اسرائیل در سنگر «حسین مظلوم»، همانطور که در دوران نورانی امام میرحسین شاهد بودیم، راه تجاوز، جنگ افروزی و سرکوب ملتهای، اردن، لبنان، فلسطین و سوریه را هموار خواهد کرد. به همین دلیل است که رسانههای اسرائیل، بر پیشانی جیرهخواران لندن در مصر برچسب «دشمن»زدهاند تا این دروغ بزرگ را در افکار عمومی جایگیر نمایند که ژنرال «احمد شفیق» از دوستان خوب اسرائیل است!
کار این تبلیغات گوسالهپسند و ابلهنواز بجائی رسیده که یکی از سگهای سیرک عموسام برای تخریب «احمد شفیق»، او را «همسر سابق اشرف» معرفی کرده! بله، احمد شفیق که متولد سال 1941 میلادی است، همسر سابق اشرف پهلوی بوده و ما نمیدانستیم! به عبارت دیگر پدر آزاده و شهرام شفیق، امروز حدوداً 60 سال دارد! البته مهارت در چرندگوئی از ویژگی سگهای سیرک عموسام است. و به عنوان نمونه بد نیست اشارهای داشته باشیم به مطلب «مستدل» سایت «بیبیسی» فارسی پیرامون انتخابات مصر که سمپاشیهای لندن طی دوران نخستوزیری شاپور بختیار را تداعی میکند.
بیبیسی، مورخ 7 خردادماه 1391 ضمن انعکاس طنز سیاستزده که بر خلاف طنز، بر محور دو قطب کاذب «نفی» و «ستایش» تمرکز یافته، و هیچ ارتباطی با «طنز سیاسی» ندارد مینویسد، «انقلاب مصر در فیسبوک آغاز شد، احمد شفیق انقلابیون را کشت و اخوانالمسلمین هم انقلاب را فروختند.» و البته استعمار هم که میدانیم در مصر «غایب» است. بیبیسی در ادامة همین مزخرفات که فاقد هرگونه مستندات و شواهد است، سوار بر امواج باورهای بلاهتگستر تأکید میکند که «اشکال از مبارک نیست، از مردم است.» البته بوق وزارت امور خارجة بریتانیا هرگز از این شکرخوریها نخواهد کرد؛ این حماقت و توحش را ز زبان دیگران میگستراند. دقیقاً همانطور که «اخبار موثق» نقض حقوق بشر در سوریه را از طریق دکان بقالی عبدالرحمن در لندن به دست رسانههای خودی میرساند. چرا که بیانیههای بقالی عبدالرحمن همزمان به سازمان عفو بینالملل و دولت بریتانیا امکان میدهد از جایگاه واقعی وحقوقیشان خارج شده در جایگاه فاقد مسئولیت و پیامبرگونة «معلم اخلاق» بشریت بنشینند و مانند آخوند با صدور فتوی برای دیگران تعیین تکلیف کنند. حال آنکه هیچکس دولت بریتانیا و سازمان عفو بینالملل را به عنوان وکیل مدافع خود معرفی نکرده.
سازمان عفو بینالملل در مورد مواضع مزورانهاش نه مسئولیت دارد و نه پاسخگوست. این سازمان با جار و جنجال از مشتی آشوبطلب و قانونشکن حمایت میکند و میپندارد به دلیل تکیه بر سنگر «تشکل غیردولتی» بریتانیا میتواند «برتری» و «تقدس» نیز برای خود تأمین کند. به همچنین است در مورد دولت انگلستان! این دولت که در تاریخچة سوابقاش، به ویژه در افغانستان، ایران و پاکستان، جز جنایت و تاراج و آخوندپروری هیچ نمیبینیم، اینک مدافع «مردم سوریه» شده و در همسوئی با سازمان عفو بینالملل، همچون آخوند «فتوی» صادر میکند:
من تو دهن این شورای امنیت میزنم؛ من خودم شورای امنیت تعیین میکنم!
در پی شکست طرح براندازی در سوریه، «فرست آخوند» که نه مسئولیت دارد و نه پاسخگوست، فرمود، «شورای امنیت باید برود!» این «فتوای» بیشرمانة سازمان عفو بینالملل فقط به دلیل تضعیف نقش اسرائیل و ملایان جمکران در بحرانسازی افتخار صدور یافته. به موازات کاهش بحران دستساز هستهای ملایان، بزودی بازگشت اسرائیل به درون مرزهای قانونیاش مطرح خواهد شد، و اینبار به دلیل سپری شدن دوران نکبتبار امام روشنضمیر موسوی، نه دست یانکیها برای «وتو» در شورای امنیت باز است و نه امکان جنگ افروزی اسرائیل در لبنان و سوریه وجود دارد. خلاصه بگوئیم گذشت آنروزهای خوب که لندن و واشنگتن میتوانستند ژست «دفاع از حقوق بشر» بگیرند؛ شرایط حاکم بر افغانستان دیگر جای تردید باقی نمیگذارد.
ارتش ناتو این کشور را به مرکز آموزش و پرورش تروریست و تولید مواد مخدر تبدیل کرده ولی این فاجعه از چشمان تیزبین سازمان عفو بینالملل و دیگر دکههای مدعی دفاع از حقوق بشر پنهان مانده، چرا؟ چون منافع استعمار غرب فقط در چنین شرایطی است که به بهترین وجه تأمین میشود. یعنی در شرایطی که «فضای غیررسمی» بر کل جامعه حاکم شده، و دولت در حاشیه میافتد. دولت، بنابرتعریف، ضامن و پشتیبان «فضای رسمی» است. ولی در «کتب مقدس»، ساختار دولت، سلسله مراتب و نظم و امنیت وجود ندارد. چرا که این عرصة تحجر، همچون سازمان عفو بینالملل و شرکاء، با «مسئولیت» و «پاسخگوئی» بیگانه است.
در فضای توحش متون مقدس عوامل مبهم «مردم»، «کفر» و «زور» در برابر یکدیگر قرار میگیرند و سرنوشت این تقابل را «ارادة» یک مبهم نامرئی و غیرمسئول، یا همان «خداوند» رقم خواهد زد. خداوندی که از زبان پیامبر، یا «پرسوناژ کمکی» سخن میگوید! به عبارت دیگر این «قادر متعال»، با آنهمه «کر و فر» بدون «پیامبر» ناچار است سکوت اختیار کند!
بله خداوند از سخن گفتن «عاجز» است، دلیل هم اینکه ایشان با زمان و مکان بیگانهاند و خارج از زمان و مکان، سخنگفتن «غیرممکن» میشود، حتی برای قادر متعال، بگذریم! ایشان در کتب مقدس، همواره برای اعمال ارادة مقدسشان یک «پیامبر» دستوپا کرده و دمار از روزگار «حاکم ظالم» و «قوم کافر» و «گمراهان» در آوردهاند، بدون اینکه مسئولیتی بپذیرند و یا پاسخگوی اعمالشان باشند، چرا؟ چون ایشان همیشه «حق» دارند و به عنوان «خالق»، صلاح و مصلحت «مخلوق» را «یکبار و برای همیشه» مشخص فرمودهاند!
خلاصه در کشورهای منطقه، یک بار و برای همیشه، میباید «بر همه روشن و واضح و مبرهن» باشد که «قیام» تل موهوم «مردم»، «مستضعفان» و «تودهها» بر علیه ابهاماتی نظیر ظلم، استبداد و کفر از الزامات الهی است و در این روند همواره پیروزی با تل موهوم «مردم» خواهد بود. اخیراً ملاممد خاتمی هم این مزخرفات را به عنوان «جبر تاریخ» در بوق گذاشته، البته بدون در نظر گرفتن تضاد «تاریخیات» با پدیدة زمانگریز «مقدسات!» بله شارلاتانیسم به احمق انگاشتن مخاطب محدود نمیشود؛ حماقت و مرزشکنی شارلاتانهائی از قماش خاتمی در این میانه الزامی است، و خوشبختانه «ممدیونسکو» در این زمینهها هیچ کم و کاستی ندارد! این است دلیل ارادت «پیک نت» به ملاممد و همین است دلیل محبوبیات شیاد اردکان نزد لندنیها و واشنگتننشینها! محمد خاتمی هم مانند پرسوناژ برگزیدة «پیامبر» در کتب مقدس ادیان ابراهیمی «مرزشکن» و «نظمستیز» است و از اینرو مورد «الطاف» و «عنایات» ویژة اعضای سازمان ناتو قرار میگیرد.
این سازمان آدمخوار، جهت بازتولید فضای توحش کتب مقدس در کشورهای مسلماننشین به امثال حاج روحالله نیاز مبرم دارد. چرا که ملایان کودتاچی، با خروج از جایگاه واقعی اجتماعیشان، پای در سیاست میگذارند و فضای رسمی و قانونی را حتی در ابعاد بینالمللی به چالش میکشند و … و در این شرایط است که نان ارباب در روغن فراوان شناور میشود. نیازی نیست که به فتوی خائنانة میرزای شیرازی بازگردیم؛ چرا راه دور برویم؟ حکومت جمکران که پوزهاش در بغداد به خون نشست، زبان به تهدید جمهوری آذربایجان گشوده! وزیر امورخارجة کفنفروشها دولت آذربایجان را با «اسلام» تهدید میکند.
در واکنش به تظاهرات اتباع آذربایجان در برابر سفارت اوباش جمکران، صالحی ابتدا در جایگاه «معلم اخلاق» و «قاضی» نشست، و در مورد «رفتار» تظاهرکنندگان قضاوت کرد! وی در گام بعد، چماق پیروان «مرزشکن» مراجع شیعه را برای تهدید دولت آذربایجان بالا برد. اظهارات بیشرمانة صالحی در سایت رادیو فردا، مورخ 4 خردادماه سالجاری، انتشار یافته:
«[...] وزير خارجه ايران در واکنش به تجمعات اعتراضی در مقابل سفارت ايران در باکو [...] اعلام کرد که اقدام ناپسند و نادرست اخير [...] در شان دولت و ملت [...] آذربايجان نيست [وی افزود] مراجع شيعه مريدان و پيروان زيادی در [...] جهان دارند که اين پيروی مرز نمیشناسد[...]»
بله، مقصود این عراقی «ایرانینما» روشن است؛ حکومت مردهشویان «حق» دارد در امور کشور آذربایجان دخالت کند، ولی آذربایجانیها «حق» ندارند در اعتراض به لاتبازی جیرهخواران لندن از خود واکنش نشان دهند، چرا؟ چون «حکومت اسلامی» در «سنگر حق» ارتش آدمخوار ناتو نشسته. و منافع این ارتش چنین ایجاب میکند که الگوی طویلهای که ناوگان پنجم آمریکا پس از جنگ دوم به نام «اسلام» در عربستان سعودی سر هم کرده، بر همة کشورهای مسلماننشین تحمیل شود. پس هیچ دلیلی ندارد که در آذربایجان «مسابقات یورویژن» به راه افتد؛ در جمهوری آذربایجان میباید به نسبت ذخائر نفت و گاز موجود «آزادی» حاکم شود، همان «آزادی» ویژة پیامبران ادیان ابراهیمی! یعنی آزادی اراذل و اوباش، بیگانگان و … و آزادی مزدوران عراقی یانکیها که همچون صالحی با مکان و تحولات زمان بیگانهاند!
در پناه همین قماش «آزادی» است که میتوان هرجومرج را بر کشور آذربایجان حاکم کرد و تاراج نفت را هم بهینه نمود. بیدلیل نیست که سازمان عفو بینالملل برای «کشورهای سابقاً شورائی» اینهمه اشک تمساح میریزد؛ تبدیل این کشورها به طویلة «امام زمان» هنوز میسر نشده. به عبارت دیگر در این کشورها برخلاف ترکیه، تعدد زوجات و حجاب رسمیات نیافته و تل موهوم «مردم» بر علیه «ظلم» و «ستم» و «استبداد» قیام نکرده در نتیجه خمس و زکات باکینگهام پالاس پرداخت نمیشود! بیدلیل نیست که مشتی آخوند و اوباش که با موسیقی و روانشناسی مدرن بیگانهاند به مخالفت با «یورویویژن» و «راهپیمائی همجنسگرایان» در جمهوری آذربایجان میپردازند. ملایان بیمسئولیت در وقوقیههای جمعه مطالبات اعضای سازمان ناتو را به صورت «خام» و «خودمانی» مطرح میکنند. جالب اینکه، همین مطالبات به صورت پاستوریزه و «شسته، رفته» در رسانههای غرب منعکس میشود! به عنوان نمونه، سایت لوموند، مورخ 24 مه 2012 مطلبی پیرامون جمهوری آذربایجان و یوروویژن منتشر کرده که نویسندة آن بسی افسوس خورده که «در کنار اینهمه نفت و گاز اثری از آزادی نیست!» خوشبختانه در تونس، لیبی، افغانستان و به ویژه در عراق در کنار آنهمه چاههای نفت، «آزادی» مورد نظر حضرات به بهترین وجه تأمین شده. شاید به همین دلیل است که از شرایط فجیع حاکم بر ملت عراق «هیچ» نمیشنویم!
و البته در غرب هم که نسخة این «آزادیها» پیچیده میشود، نه اعمال نفوذ وجود دارد، نه تبعیض نژادی! و از همه مهمتر، دامن زدن به حماقت «مردم»، با هدف ایجاد نفرت از اقلیتها به ویژه نفرت از همجنسگرایان روند رایج نیست! در هر حال، علیرغم تمایل بوقهای استعمار به گسترش الگوی توحش حکومت جمکران، این روند در سوریه متوقف شد؛ به باکو هم نمیتواند «صادر» شود. تا کور شود هر آنکه نتواند دید! پیام مسابقات یورویژن 2012 برای اسلام گرایان منطقه و به ویژه برای مرکز نژادپرستان اروپای شمالی در سوئد روشن و صریح بود: از استکهلم تا باکو، جشن برای همه! «همه»، خارج از تعلقات دینی، بومی و نژادی!
![]()
فیلترشکنهای جدید28مه2012
baldsite.info
stablesites.info
arabflag.net
vpntunneling.info
proxbay.com
tunnel07.info
24surf.info
peeker.us
hidersite.info
jwspeed.info
9ilog.com
surfwired.info
usproxyfree.com
anonymouswebsurf.info
internetliaisons.in
11network.info
php-web-proxy.com
proxyhelper.com
defaultbrowser.info
access4pc.info
iphider.us
proxycape.ca
trueproxy.com
fastwebview.info
proxy.ianaz.com
proxietime.info
111internet.info
usawebproxy.net
showmethispage.com
proxien.info
unblockproxy.us
speed-limit.info
tunnelfly.info
007nightfire.info
privacysite.info
skyfirebrowser.info
access50.info
proxytool.net
surfonlineweb.info
celerity.info
freesocialnetworks.info
uk1.unblocked.cc
inviter.org
geteuip.info
fasterbrowser.info
101speed.info
proxcay.com
access1st.info
file404.info
privacy247.info
توفان در بغداد
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در مه 23, 2012
![]()
مهمترین دستاورد نشست «گروه 8» در «کمپ دیوید»، ناپدید شدن کراوات فرانسوا اولاند بود که به پیروزی غیرمنتظرة تیم چلسی بر بایرن مونیخ منجر شد! ایندو مطلب به هم ربطی ندارد؟ چرا؛ بر نشست «گاف هشت»، همچنانکه بر مسابقات فوتبال، بر خلاف تبلیغات و هیاهوی رسانهای روابط غیررسمی ویژة «سنگرحق»، یعنی روابط سلیقهای، جانبدارانه و غیرمنطقی و «خودمانی» حاکم شده! پس وبلاگ امروز را هم به روند گسترش توحش و حماقت، از طریق تحمیل «فضای غیررسمی» بر «فضای رسمی» و «قانونی» اختصاص میدهیم.
جامعة انسانی از «سلسله مراتب» برخوردار است و نظم قانونی بر «حریم عمومی» آن حاکمیت دارد. به عبارت دیگر، در هر جامعه، نظم و امنیت قانونی بر «حریم خصوصی» و «فضای غیررسمی» باورها، غرایز، سلایق و روابط خانوادگی و فعالیتهای تفریحی «نظارت رسمی» اعمال میکند. روشنتر بگوئیم، سلایق، باورها، غرائز و احساسات که فاقد «تداوم زمانی» است نمیتواند بر این چارچوب رسمی حاکم شود. چرا که در اینصورت رسمیت و متانت آن را مخدوش خواهد کرد.
در هر کشور، فضای رسمی، بنابرتعریف فضائی است «منطقی» که در آن «جامعه» و تک تک افراد در چارچوب اهداف مشخص، امکان «رشد» و حرکت به سوی آینده را مییابند. به عبارت دیگر، در «عرصة رسمی» هر جامعه، فعالیتهای اقتصادی، هنری، علمی، فرهنگی و … و به طور کلی «فعالیتهای قانونی» برای فرد و جمع امکانپذیر میشود. ولی فراموش نکنیم که فقط در چارچوب حاکمیت قوانین «انسانمحور» بر جامعه است که چنین شرایطی فراهم خواهد شد.
همچنانکه در«جنگل عادی» هم گفتیم، «فضای غیررسمی» همان فضای کتب مقدس ادیان ابراهیمی است که درآن «آزادی بیان» و پویائی انسان در زمان و مکان مشخص وجود ندارد. در این عرصة توحش، نوعی «آزادی» حاکم است که همان آزادی بیقید و شرط و بیحد و مرز«برگزیدگان خداوند» است در مرزشکنی! اینان به «قضاوت» در مورد دیگران مینشینند، برایشان حکم صادر میکنند، و گاه حکم صادره را خود راساً به اجرا میگذارند. به عبارت دیگر، در این عرصة توحش، «شورش»، یعنی خروج فرد از جایگاه واقعی اجتماعیاش تبدیل به امری «عادی» میشود. به عنوان نمونه، پروفسور محمدی که «جامعهشناس» و ساکن ینگه دنیا هستند، ضمن محکوم کردن «توحش قصاص» در حکومت قلعة حیوانات، راساً برای همجنسگرایان ایران، حکم «الهی» صادر کردهاند! به ادعای ایشان، همجنسگرایان در جنایات حکومت شریک نبوده و نیستند! حال این پرسش منطقی مطرح میشود که جناب پروفسور محمدی چگونه از «گرایش جنسی» مقامات جمکران اطمینان یافتهاند؟ البته ما ادعای ایشان را «تکذیب» نمیکنیم، چرا که بر خلاف ایشان، ما از باورها و گرایشجنسی مقامات جمکران آگاه نیستیم، ولی به این متفکران کبیر یادآور میشویم که «گرایش جنسی» افراد هیچ ارتباطی با «ارتکاب جرم» نمیتواند داشته باشد.
به عنوان نمونه، قبیلة لاریجانی که سابقة «فساد مالی»، اعمال نفوذ، سرکوب و جنایت فراوان دارد، از نورچشمان لندن و واشنگتن به شمار میرود. ولی تجاوزها و جنایات مسلم این قبیله هیچ ارتباطی با «گرایش جنسی» اعضای آن ندارد؛ «سلایق» ارباب است که با صورتک «دین» بر این مرزشکنیها «صحه» میگذارد. چرا که خروج از جایگاه واقعی اجتماعی، فقط با تکیه بر باورها و سلایق امکانپذیر میشود. از آنجمله است «تعیین تکلیف» حکومت مردهشویان برای جمهوری آذربایجان!
سفارت کفنفروشها در باکو با صدور بیانیه، در کمال حماقت و وقاحت از «آزادی تجمع» و «آزادی بیان» در جمهوری آذربایجان انتقاد کرده و خواهان عذرخواهی دولت آذربایجان شده. بله، حکومتی که از قانونشکنی و تهاجم مشتی لات و اوباش به سفارتخانهها تمجید به عمل میآورد، مسلم است که با «آزادی بیان» و فعالیت انسانی سرستیز خواهد داشت. جریان از اینقرار است که استعمارگران غرب، از برپائی مسابقات یوروویژن در باکو سخت ناخشنوداند. دلیل هم اینکه به ادعای بوقهای استعمار، «مردم آذربایجان فقط اسلام را میخواهند!» و این «اسلام» همان است که در ایران و دیگر کشورهای «بهار زده» میباید با ایجاد انزوای کاذب برای اسرائیل، در واقع سیاست انسداد محفل «کارتر ـ برژینسکی» را تداوم بخشد.
به همین دلیل است که سوریه با این هیاهوی عظیم رسانهای مورد تهاجم طویلة مککارتی قرار گرفته؛ بشار اسد برای پایان دادن به اشغال بلندیهای «گولان» یا «جولان»، خواهان مذاکره با اسرائیل است، و از این رو «مردم» میگویند بشار اسد باید برود! میبینیم که یانکیها و اتحادیة اروپا هم مانند آخوند جماعت در کنار تل موهوم و دستساز «مردم» نشسته و به امور سوریه دخالت میکنند. سایت فیگارو، مورخ 20 مه 2012، با انتشار مطلبی پیرامون سوریه، مینویسد، «مردم بشار اسد را نمیخواهند!»
معلوم نیست فیگارو به خواست کدام «مردم» اشاره دارد؟ مردمی که در سوریه زندگی میکنند یا مزدوران مسلحی که با حمایت لندن و واشنگتن از عراق، لبنان، ترکیه، حکومت جمکران، لیبی و … و خصوصاً از کشورهای اروپائی به سوریه اعزام میشوند؟ همچنانکه در «فرست و فرانسه» هم گفتیم اوضاع خیلی خیلی خراب است و به همین دلیل یانکیها ناچار شدهاند برای جبران افلاسشان دکان فاشیستها را در فرانسه کمی جمع و جور کنند تا بتوانند با ارائة تصویر مستقل و محبوب از رئیس جمهور جدید این کشور، سیاستشان را در کشورهای مسلماننشین از کانال فرانسه اعمال نمایند. این است دلیل «ابراز قدرت» فرانسوا اولاند در کمپ دیوید و شیکاگو. و شاید همین است دلیل سنگینتر شدن پروندة «شتروس ـ کان» در فرانسه!
به گزارش سایت لوموند، مورخ 21 مه 2012، دادستانی شهر «لیل» در فرانسه یک پروندة نوین «تجاوز جمعی» برای «دومینیک شتروس ـ کان» باز کرده. اینبار ماجرای «تجاوز» در واشنگتن و در دو قدمی کاخ سفید مطرح شده. جزئیات این پرونده برای ما هیچ اهمیتی ندارد؛ مهم عدم واکنش حزب سوسیالیست به فعالیتهای «فرهنگی» امثال «جک لانگ»، «شتروس ـ کان» و دیگران است. گویا این مسائل برای بعضیها «عادی» است و به همین دلیل حزب سوسیالیست فرانسه عضویت «شتروس ـ کان» را به زیر سئوال نمیبرد. ولی خوب همین حزب، به گزارش فیگارو مورخ 21 مه 2012 ، عضویت «منصوره ریاحی» را به تعلیق درآورده. «تریستان بانون»، دختر منصوره ریاحی از «شتروس ـ کان» به دلیل تهاجم جنسی شکایت کرده بود! البته فکر نکنید این شکایت زمینة «تعلیق» منصوره ریاحی را فراهم آورده؛ به هیچ عنوان! منصوره ریاحی از دوستان عیال «شتروس ـ کان» بوده و هست. به استنباط ما برای تحقق سیاست نوین آمریکا، «پاکسازی» بعضی محافل در فرانسه، از قماش محفل «شتروس ـ کان» الزامی شده. و بین خودمان بماند، به همین دلیل «مارتین اوبری»، شهردار «لیل» از دولت غایب است! بله، حزب سوسیالیست هم مانند «فرانسوا اولاند» عادی، یا همانطور که سایت «آر. اف .آی» به نقل از «فرست گرل فرند» میگوید، «معمولی» است. و «معمولی» یعنی خرید کردن فرانسوا اولاند از سوپر مارکت! رسیدیم به همانجائی که میخواستیم برسیم، یعنی ارائة «تصویر مردمی»، خاکی و تودهای از ریاست جمهور فرانسه، با هدف ماستمالی کردن جایگاه واقعی اجتماعی، یعنی مسئولیتها و وظایف قانونی آقای فرانسوا اولاند.
به این ترتیب رئیس جمهور فرانسه در جایگاه «هر کس» و «همهکس» قرار میگیرد که برای خرید مواد غذائی به سوپرمارکت میرود؛ در صورتیکه «هر کس» هرگز رئیس جمهور فرانسه نیست! به ویژه که «فرانسه»، به عنوان عضو رسمی شورای امنیت، از اعضای سرمایهداری جهانی نیز هست و در عرصة فرهنگ، اقتصاد و سیاست بینالمللی، «مسئولیت» ریاست جمهور چنین کشوری را نمیتوان نادیده گرفت. خلاصه الصاق برچسب «معمولی» به فرانسوا اولاند گزافهای است تبلیغاتی، با هدف تبلیغ توحش «مردمی»، «دینی» و «تودهای».
در عرصة توحش کتب مقدس هم کل جامعه در همین ردة «معمولی» و فاقد چارچوب قرار میگیرد. از اینرو هیچ اثری از روابط اجتماعی «منظم» و قانونمند در این عرصه به چشم نمیخورد؛ ارتباط افراد و گروهها بر پایة متزلزل و مبهم «سلایق» و «باورها» تنظیم شده. پس یکبار دیگر ببینیم در این «کتب مقدس» چه میگذرد!
در این عرصة «مقدس» و زمانگریز، تقابل میان دو ردة «حق» و «باطل» از «سلایق»، «باورها»، «غرائز» و «توهمات» را شاهدیم. به دلایل نامعلوم، توهمات، سلایق و غرائز و باورهای «برگزیدگان خداوند» همواره نیک و برحق شمرده میشود، و ارتباط خداوند هم با اینان «جانبدارانه» و «غیرمنطقی» است؛ درست مانند روابطی که در مسابقات فوتبال مشاهده میکنیم؛ روابط مبتنی بر احساسات و غرائز.
در این مسابقات، جمعی از« مردم» از تیم محبوبشان «طرفداری» میکنند؛ بدون اینکه محبوبیت تیم کذا «دلیل منطقی» داشته باشد. به عنوان نمونه، زمانیکه دو تیم از دو کشور آلمان و انگلستان با یکدیگر روبرو میشوند، «برخورد طبیعی» چنین ایجاب میکند که آلمانیها تیم آلمان را تشویق کنند و انگلیسیها هم برای تیم بریتانیا بوق بزنند. از سوی دیگر، بازیکنان هم «وظیفه» دارند برای دستیابی به پیروزی، تمامی امکانات مجاز، و گاه، غیرمجاز را به کار گیرند! وارد جزئیات نمیشویم ولی در پس پردة «رقابت سالم» میان دو تیم، و توزیع احساسات پرشور میان جمع حاضر در استادیوم، چندین میلیون دلار دست به دست میشود. ولی این حرکت سرمایه، نه تنها هیچ پیشرفت و تحولی در جامعة بشر ایجاد نمیکند که با گسترش توحش و حماقت، پیشداوری و تعصبات کورکورانه زمینة بازگشت به گذشتة موهوم را فراهم میآورد. گذشتهای فاقد «هدف» که در آن وظیفه، مسئولیت، پاسخگوئی، تلاش و پیشرفت محلی از اعراب نداشته؛ گذشتهای فاقد تداوم منطقی که فقط «مقطعیات» شور و احساسات بر آن حاکم بوده.
به همین دلیل است که سازمان ناتو میخواهد این فضای توحشپرور را بر دیگر جوامع نیز حاکم کند. به عنوان نمونه، در رابطه با جنجال «تیموشنکو» در اوکراین، نمایندگان اتحادیة اروپا دولت اوکراین را به پیروی از «جوانمردی» رایج در مسابقات فوتبال فراخواندند! و چرا راه دور برویم؟ در نشست «گاف هشت» اخیر، پرزیدنت اوباما از فرانسوا اولاند خواستند کراواتش را بردارد و «راحت» باشد! فرانسوا اولاند هم روی مستر پرزیدنت یانکیها را زمین نگذاشت و آن «تکه پارچه» را باز کرد و از آنجا که همرنگ جماعت شد، «راحت» در کنار دیگران نشست. در مورد «راحتی» آقای اولاند، مشتاقان میتوانند به سایت فیگارو، مورخ 19 مه 2012 مراجعه کنند، ما هم میپردازیم به روابط معمولی و غیررسمی، یا تحمیل توحش باورها و سلایق بر جامعة انسانی!
مهمترین ویژگی «فضای غیررسمی»، نادیده گرفتن «انتخاب انسان» از طریق حاکمیت روابط «یکسویه» و «سلیقهای» است. فرانسوا اولاند کراوات زده بود، پس منطقاً میخواست با کراوات در نشست کذا حضور یابد. ولی اوباما از او خواست «راحت» باشد! به عبارت دیگر معیار «راحتی» را باراک اوباما تعیین فرموده، از فرانسوا اولاند خواست «تشریفات» را کنار بگذارد. رئیس جمهور فرانسه هم علاوه بر کمپ دیوید، حتی در شیکاگو تشریفات را کنار گذاشت و در سخنرانی رسمی باراک اوباما در نشست ناتو کمی دیرتر حضور یافت! بعد هم یک مصاحبة مطبوعاتی از اولاند تصویر «قدرقدرت» ارائه داد و ایشان ضمن ابراز «استقلال» در بساط افغانستان، مقداری برای جمکرانیها شاخ و شانه کشیدند و فرمودند، سیاست فرانسه در مورد ایران هیچ تغییری نکرده!
به عبارت دیگر سناتور «روکار» رنج سفر بر خود هموار کرده و به تهران رفتند تا بگویند «ما همانیم که بودیم!» خلاصه بگوئیم، این بساط از پایه و اساس نمایش است و هر گاه ورقپارههای جمکران هتاکی به فرانسه را آغاز کردند معلوم میشود، افلاس یانکیها در ایران و خصوصاً در افغانستان و منطقه افزایش یافته!
بله این «روند» بسیاری از مسائل «ناخوشایند» را آشکار خواهد کرد. به عنوان مثال، نشان میدهد که آنگلوساکسونها، نه تنها در ایران که در کل منطقه به افلاس افتادهاند. نشان میدهد که توحش جامعة «یکدست»، «قالبی» و «گلهای» و «معمولی»، یعنی جامعة مطلوب بیبیسی را نمیتوان بر جامعة جهانی تحمیل کرد. هر چند «بیبیسی» دست از «دین» نشوید. چه نشستهاید! سایت «بیبیسی» اخیراً کشف کرده که «باورهای دینی» گسترش یافته، در نتیجه «دین افیون تودهها» نیست! بله، وزارت امور خارجة بریتانیا با «دینسنج» ویژة خود باورهای مذهبی جهانیان را «اندازه» گرفت و کشف بسیار بزرگی کرد! بوق وزارت امور خارجة انگلستان از گسترش فرضی و البته محتمل باورهای دینی چنین نتیجه گرفته که دین غیرمنطقی نیست و میباید پیرامون آن به بحث نشست!
حال آنکه برخلاف مزخرفات بیبیسی، «دین» هم افیون تودههاست و هم افیون بسیاری به اصطلاح «فرهیختگان». چرا که چه بخواهیم و چه نخواهیم، دین با ارجاع به «قدرت مبهم» و فاقد تعریف حقوقی، در عمل «واقعیت»، یعنی حرکت انسان در زمان و مکان مشخص را نفی میکند. به همین دلیل است که با توسل به دین میتوان از جامعه «منطقزدائی» کرد و آن را آنچنان که شاهدیم در دور باطل «آشوب» و «سرکوب» انداخت. همان شرایطی که کودتای کلنل آیرونساید بر جامعة ایران حاکم کرد، و در قالب کودتای ژنرال هویزر به «انقلاب» اسلامی منجر شده. خلاصه تاریخ معاصر نشان میدهد که ارادت بیبیسی به «دین» دلیل موجه دارد.
سنگرسازی و لشکرکشی بدون «دین» امکانپذیر نبوده و نیست. و تفنگفروشها اینک میتوانند پیرامون «دین»، 75 میلیون نفر را برای جنگافروزی «بسیج» کنند. به گزارش فیگارو، مورخ 22 مه 2012، بر اساس آمار «دفتر بینالمللی کار»، 75 میلیون جوان «بیکار» هستند. به زبان سادهتر سازمان ناتو میتواند هزاران لشکر برای گسترش دین «بسیج» کرده، و به عنوان نمونه، قفقاز را از روسیه جدا کند. اگر باور نمیکنید، بدانید که برنامهاش در دست اجراست!
نشست تجزیة روسیه در ترکیه برگزار شد، و اعتراض وزارت امور خارجة روسیه را هم در پی آورد. ترکیه در استانبول «نشست بینالمللی قفقاز» بر پا کرده و شرکت کنندگان در این نشست یک اعلامیه صادرکردهاند. به گزارش سایت فرانسه زبان نووستی، مورخ 18 مه 2012، الکساندر لوکاشویچ، سخنگوی وزارت امور خارجة روسیه در نشست خبری روز جمعه گذشته، رسماً به تحرکات ترکیه اعتراض کرد:
«[...] تهدید آشکار امنیت روسیه و شهروندان آن از طریق برگزاری برنامههای ضدروسی در ترکیه [...] روابط بین دو کشور را تیره میکند[...]»
یاد آور شویم خوشرقصی ترکیه در آستانة نشست «گاف هشت» و جلسة ناتو، و به ویژه در گیرودار ارائة «تصویر مستقل» از فرانسوا اولاند و «فرستگرل فرند» ایشان صورت گرفت. از این رو کیهان، مورخ دوم خردادماه 1391، با بهره برداری از پشک تولیدی بیبیسی، به عنوان تریاک سناتوری، تولیدات «داخلی» را به سرمایهگذاری ارباب افزوده تا «ارزش افزودة» زحمات آنگلوساکسونها به بهترین وجه تأمین شود. البته پیشتر هم از طریق مخالفت با برگزاری یوروویژن در باکو، مرده شویان نان مفصلی برای علیاحضرت الیزابت دوم به تنور چسبانده بودند.
جونم براتون بگه! از وقتی بیبیسی، ضمن اشاره به عدم رعایت حقوق بشر در آذربایجان ـ بخوانید عدم رعایت «حقوق اراذل اسلامگرا» ـ با برگزاری مسابقات یوروویژن در باکو مخالفت کرد، در جمکران، «دانشجویان» و «مردم غیورآذربایجان» بر علیه این مسابقات و بر ضد «حکومتکفر» آذربایجان تظاهرات به راه انداختند و این هیاهو و لاتبازی آنقدر ادامه یافت تا واکنش آذریها را در پی آورد. گروهی در برابر سفارت مردهشویان در باکو به عربدهجوئی اراذل جمکران اعتراض کردند، و این اعتراض کفنفروشها را خوش نیامد. از این رو سفارت حکومت «روضه و زوزه» یک بیانیة «رسمی ـ شکمی» صادر کرد که خیلی هم «مفرح» بود! مفرحتر اینکه «رنگارنگ تی. وی»، مورخ 10 مارس 2012، ضمن مقایسة فرستلیدی یانکیها با شهبانو فرح، علیاحضرت را «بلشویک» خوانده! خلاصه بازار جفتکپرانی گرم و داغ است. علیاحضرت که همچون علی خامنهای، آزادی زن را در «چارچوب خانواده» میخواستند، به زعم فعلة فاشیسم در ساحل شرقی ینگهدنیا «بلشویک» شدهاند! بگذریم و بازگردیم به «یورو ویژن!» فارسنیوز، مورخ 22 اردیبهشتماه 1391 مینویسد، مردم جلفا به مسابقات ضداسلامی «یورو نیوز» و تظاهرات همجنسگرایان اعتراض کردند! بله، یکجانبهگرائی و مرزشکنی، این است مهمترین فواید «دین!» و این است دلیل تغذیة کیهان از مدفوع بیبیسی.
پس از «کیف» پای منقل، کیهان به این نتیجة منطقی و علمی رسیده که جمکران خیلی پیشرفت کرده، پس مارکس مهمل گفته، چرا که به عیان میبینیم، به گفتة هابرماس و بیبیسی، دین باعث پیشرفت ما شده. به ادعای بیبیسی دین یک مجموعة منسجم است و نیازهای روزمرة انسان را بازتاب میدهد! بله بدانیم و آگاه باشیم که در آشفته بازار متون مقدس «انسجام» رویت شده! نیازی نیست که توضیح دهیم این انسجام منافع استعماری است که برای گسترش خود به عدم انسجام متون مقدس نیاز دارد. در واقع بدون «مقدسات» پیشرفت استعمار به اشکال برخورد میکند. از اینرو بیبیسی پیشنهاد کرده مخالفان توحش جمکران به نقد دین بنشینند! نمیدانستیم «ابهام» و توهم را نقد و بررسی میکنند:
«[...] بی بیسی مینویسد [...] در دنیای مدرن [...] امر مقدس از میان نرفته [...] دین، نظامی به هم پيوسته از معاني، اسطورهها، شعائر، نمادها، ارزشها و انتظارات اجتماعي روزمره است [...] در ايران [...] دين چنان پيوند نزديكي با فرهنگ، اخلاق و سياست دارد كه يگانه راه برون رفت از مغاك هولناك فعلي [...] نقد دين و خوانشهاي ديني هژمونيك آن است[...]»
بله هر چه در ایران دین را نقد کنید؛ میزان نقدینگی در بانکهای لندن و واشنگتن افزایش خواهد یافت و حکومت جمکران «پیشرفت» میکند. اتفاقاً حکومت کذا در عرصة توحش خیلی خیلی پیشرفت کرده، به همین دلیل است که نظمشکنی، یعنی خروج از جایگاه واقعی اجتماعی به «قانون اساسی» آن تبدیل شده. خلاصه میباید به فهرست «فرستها» از قماش فرستلیدی، فرستگرلفرند و فرست صیغه، «فرست وافور» و «فرست افیون» را هم اضافه کنیم چرا که از طریق گسترش فضای غیررسمی، این فرستها باعث «پیشرفت» سرمایهسالاری غرب شده و خواهد شد. البته ما نمیخواهیم لندن و واشنگتن را ناامید کنیم، ولی با توجه به توفان شن در فرودگاه بغداد که نشان «خشم الهی» است، ممکن است مذاکرات بغداد نتایج دلخواه را به دست ندهد!
![]()
فیلترشکنهای جدید23مه2012
stashed.info
uk1.unblocked.cc
unblocker360.info
geteuip.info
bigstormproxy.com
unblockproxy.us
risingdark.info
proxyamerican.com
testanswer.info
wishfor.info
skyfirebrowser.info
freeunblock.info
rarest.info
jwspeed.info
trueproxy.com
unlockable.info
tunnel07.info
hideword.info
privacy247.info
arabflag.net
9ilog.com
speed-limit.info
proxbay.com
proxien.info
peril.info
succeedproxy.info
proxycape.ca
notfun.info
surfonlineweb.info
spyme.info
shortenme.info
snotty.info
proximo.info
filetunnel.info
teenguys.info
weaken.info
unmatched.info
nonconformist.info
fasterbrowser.info
reaped.info
internetexperience.in
proxylondon.com
inviter.org
proxyindex.info
wefool.info
access4pc.info
internetgalleries.in
spawned.info
schoolfriend.info
007nightfire.info
فرست و فرانسه
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در مه 20, 2012
![]()
میشل گمگشته باز آید به تهران، غم مخور!
در پی مسافرت «شخصی» و «غیررسمی» میشل روکار به ایران، هفتهنامة «تایم» نتانیاهو را «شاه اسرائیل» لقب داد و… و از آنجا که «یک دشمن» برای گسترش توحش و لاتبازی حکومت جمکران کفایت نمیکرد، یک دشمن «مید. این. یو. اس» به تهران ارسال شد تا علی خامنهای و دیگر مقامات غیرمسئول حکومت جمکران بتوانند با گسترش دامنة مزخرفگوئیهایشان زمینة سرکوب ملت ایران و پیشرفت «اسلام عزیز» را فراهم آورند. باشد که از این مفر «دل غمدیدة» سازمان سیا «حالش به شود!» اینچنین بود که روز گذشته، مقام معظم طی دیدار با «ایثارگران دفاع مقدس» همه را به رعایت «تقوی» و پافشاری بر «اصول» و «ارزشها» فراخواندند و این فراخوان بیشرمانه در سایت تابناک، مورخ 29 اردیبهشتماه سالجاری انتشار یافت:
«[...]ايشان [...] تصريح كردند [...] اگر بر اصول و ارزشها پافشاری كردید و تقوا را در عرصههای [...] سياسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رعایت كردید، ارزش و اهمیت والاتری دارد [...] ایشان [...] افزودند: امروز با دو دشمن[...] مواجه هستيم [...]»
بله امروز خامنهای با «دو دشمن» مواجه شده، و ناناش در روغن افتاده. در نتیجه فراموش کرده که «نظام مقدس» تا خرخره در فقر فرهنگی، فسادمالی و اداری و اجتماعی و نهایت امر در هرجومرج سیاسی دست و پا میزند. در هر حال، در حکومتی که 33 سال است با هدف تأمین منافع اسرائیل و آنگلوساکسونها، تمامی امکانات ملت ایران را برای گسترش شبکة قاچاق اسلحه، موادمخدر و بردهفروشی به کار گرفته، سخن گفتن از «تقوی»، حماقت و وقاحت خامنهای را به اثبات میرساند. سگهای هار استعمار در زمینة بیشرمی و بلاهت استادند. به عنوان نمونه، همة لوطیوعنترها و اراذل و اوباشی که زیر علم «امام خمینی» سینه میزدند و زوزة «مرگ بر آمریکا» سر میدادند، امروز به عنوان «مخالف استبداد» سر از طویلة همان عموسام به درآورده، با تمرکز بر دو محور «عشق» و «نفرت» برنامة «سرکوب آزادی بیان» را به مورد اجرا گذاشتهاند.
یک دسته از این اوباش در کمال حماقت «تصنیف» را در ترادف با «توهین» قرار داده، برای ارباب دم میجنباند. جالب اینکه گروه دیگر، با ستایش از همین تصنیف در مسیر مشابه طی طریق میکند. بدون اینکه در نظر آورد که با «آزادی بیان» نمیتوان «سنگرسازی» کرد؛ مدافع «آزادی بیان» هیچگاه زبان به ستایش نمیگشاید! تصنیف، نه «حق» است و نه «باطل»؛ گوش دادن به آنهم نه «اجباری» است، و نه «الزامی!» از همه مهمتر تصنیف، نه ایدئولوژی است و نه «برنامة سیاسی.» پس دلیلی ندارد برای یک تصنیف سنگر حق و باطل بر پا شود. و اما جالبتر از سنگرسازی پیرامون «تصنیف»، برپائی «سنگر» حق و باطل برای گرایشات جنسی است! این عملیات را «پروفسور محمدی» رهبری میفرمایند. ایشان که اخیراً برای استقرار در سنگر «مخالفان نظام» به ینگه دنیا «هجرت» کردهاند و از پامنبریهای شیخ کروبی به شمار میروند، از پیشنهاد باراک اوباما در باب «حق ازدواج همجنسگرایان» دفاع به عمل آوردهاند!
ممکن است این پرسش مطرح شود که چگونه همکار نظام، یکشبه «مخالف نظام» شده، و آنگاه دست در دست مخالفنمای دیگری به نام آخوند کروبی، پیشنهاد اوباما در مورد ازدواج همجنسگرایان را نیز مورد «تأئید» قرار میدهد! تنها پاسخ منطقی به این پرسش این است که شعار ازدواج همجنسگرایان ساخته و پرداختة محفل جوزف مککارتی است. و تنها هدف واقعی این محفل نیز سرکوب «انسانمحوری» بوده و هست. در دوران جنگ سرد به دلیل نبرد «جبهة حق» یانکیها بر علیه تاواریشها، این سرکوب در افکار عمومی قابلیت توجیه پیدا کرده بود. ولی پس از فروپاشی اتحاد شوروی دیگر دلیل موجهی برای سنگربندی گاوچرانها بر علیه «ماتریالیسم» و انسانمحوری در دست نیست.
در نتیجه، حضرات میکوشند با سرازیر کردن اشک تمساح برای «حق ازدواج» همجنسگرایان، و نه «حقوق انسانی» اینان، به طریق دیگری روند سرکوب انسان را گسترش دهند. از آنجمله است تومار «میشل فوکو» برای قانونی شدن تجاوز به افراد نابالغ! پیش از ادامه مطلب، یادآور شویم پیرامون شیفتگی فوکو به مرگ، تخریب و ابتذال، «جیمز. ئی. میلر» کتابی تحت عنوان «پاشن. آو. میشل فوکو» به رشتة تحریر درآورد که در سال 1993 میلادی توسط انتشارات هاروارد به چاپ رسید. به جزئیات این کتاب نمیپردازیم فقط به این نکتة اساسی اشاره میکنیم که «توجیه» ابتذال و تجاوز یا نادیده گرفتنشان، در عرصة «فردی»، و به ویژه در عرصة «رسمی» نشان «بیمسئولیتی» و «مرزشکنی» است. چرا که در عرصة «رسمی»، این «مزرشکنی» به الگوی جامعه تبدیل خواهد شد.
حال بهتر میتوان به دلائل احضار بیل کلینتن به دادگاه پی برد؛ هیچ قانونی به مرد یا زن متأهل «حق خیانت» به همسر را نمیدهد. و از سوی دیگر ارتباط جنسی رئیس با مرئوس، سوءاستفاده از جایگاه ریاست به شمار میآید. به این ترتیب عملکرد بیل کلینتن، به عنوان مرد متأهل و رئیس جمهور آمریکا، هم از منظر اخلاقی یک مرزشکنی بود، و هم از بعد قانونی، یک جرم. نیازی نیست که بگوئیم، اگر در میانة جنجال پیرامون مونیکا لوینسکی، هیلاری کلینتن هم زبان به «تحسین» همسرش میگشود، مانند کسی که به ستایش دزد و جنایتکار بنشیند، در واقع دو مرزشکنی «اخلاقی ـ قانونی» را مورد تأئید قرار داده بود.
در آمریکا، راه برای چنین وقاحتی هموار نشد ولی در کمال تأسف، اکثر رسانههای فرانسه و حزب سوسیالیست این کشور در مسیر دیگری گام برداشتند! سایت لوموند، مورخ 19 مه 2012 پیرامون «ابتذال و وقاحت» مطلبی منتشر کرده که به ترجمة آن نیازی نیست! پیشتر به تفصیل در مورد تهاجم به حریم خصوصی مقامات رسمی و همچنین «ستایش» محافل از «دومینیک شتروس ـ کان» اتلاف وقت کردهایم. در هر حال، جای خوشوقتی است که سایت لوموند به یاد آورده برخی رسانهها، وقاحت و ابتذال را بر جامعة فرانسه تحمیل کردهاند! و عجیب است که هنوز عضویت «شتروس ـ کان» در حزب سوسیالیست فرانسه برجا و استوار باقی مانده! گویا در فرانسه، «تجاوز» از مبانی سوسیالیسم باشد! در هرحال هیچکس به عضویت «شتروسـ کان» در حزب کذا اعتراض نمیکند، حتی «سناتور» میشل روکار!
«جونم براتون بگه»، قرار بود سناتور «روکار» ماه آوریل به تهران بروند؛ پیش از برگزاری دور دوم انتخابات فرانسه! آن روزها که محبوبیت سرکوزی، البته در رسانهها، همچنان افزایش مییافت و بعضیها میخواستند دور دوم انتخابات را به نفع سرکوزی تمام کنند. همان روزها بود که «والری ژیسکار» که هنوز زنده است، رسماً اعلام داشت به سرکوزی رای خواهد داد! «ژیسکار»، رهبر سابق «میانهروها» همان میزبان روحالله خمینی است و آن زمان که ایشان میخواستند به سرکوزی «رأی» بدهند، هنوز تکلیف انتخابات روشن نشده بود؛ محافل به چانهزنی مشغول بودند. از شما چه پنهان سوسیالیستها هم چندان تمایلی به پیروزی در انتخابات نداشتند! همچنانکه پیشتر هم گفتیم قرار بود «گلدمن ساکس» برای فرانسه رئیس جمهور انتخاب کند تا اروپا تحت ریاست اقتصادی «آلمان»، «چین» و «آمریکا»، به همان شیوة هیتلر «روشنضمیر»، البته بدون جنگ و قتلعام «غارت» شود.
این شیوه در کوتاه مدت از طریق نابودی طبقات متوسط و افزایش فقر و بیکاری اروپای غربی را به دامان فاشیسم یا همان حکومتهای «مردمی» میانداخت. نتیجه هم روشن بود. این اروپا، علیرغم دستوپا زدن در فقر و فلاکت، باز هم به عنوان متحد آمریکا، در تضاد با مسکو قرار میگرفت و روسیه ناچار میشد به صورتبندی جنگ سرد بازگردد، بدون اینکه از امنیت دوران جنگ سرد برخوردار باشد، بگذریم! مسائل آنطور که اردوگاه فاشیسم میخواست «حل» نشد، در نتیجه حضرت ماریو مونتی هم تئأتر «سکریفیچو» را برچیده، خواهان «رشد اقتصادی» شدند! ولی مسائل ایتالیا به نحو دیگری «متحول» میشود؛ همچون گذشته، از طریق انفجار بمب در اماکن عمومی! مسلم بدانیم اینبار سرنوشت اردوگاه هیتلر در کشور یونان رقم خواهد خورد!
خلاصه کنیم، دو میلیارد دلار پول بانک «جی. پی مورگان» در لندن «گم» شده، و در همین شهر، دیوید کامرون با «دالائیلاما» ملاقات فرموده. عربدة اعتراض چین به انگلستان تا همسایگی ما رسید و … و در پی کشف و ضبط دو تن مواد مخدر در افغانستان، اوباما با پوتین قهر کرد و گفت، در نشست «آپک» در «ولادی وستوک» شرکت نخواهد کرد.
اینجا بود که مرده شویان پنداشتند بازگشت به دوران طلائی« کهل ـ میتران» امکانپذیر است. در نتیجه جنجال سه جزیره جای خود را به هیاهوی «اتحاد» عربستان با بحرین سپرد. و از آنجا که شیخ عربستان دریافت که ملایان جمکران دل در گرو بحرین دارند، به آنان هشدار داد که مزاحم «نوامیس اسلام» نشوند. بین خودمان بماند، به هیچکس نگین! آنگلوساکسونها و کنیزکانشان در جمکران در آرزوی «بازگشت» به دوران امام «روشن ضمیر» میرحسین حسابی له له میزنند. به همین دلیل است که شیخکهای کویت برای ساختن فیلم «مستند» قیام امام حسین سرمایهگذاری کردهاند. شاید این رخدادها و بسیاری مسائل دیگر، از جمله معرکه گرفتن «پیکنت» برای ممد یونسکو و «میرحسین یاحسین»، از جمله «پیامدهای منطقی» مسافرت خیلی خیلی «غیررسمی» و «شخصی» سناتور «میشل روکار» به ایران باشد!
بله، چه سفر مقدسی! ایشان طی این مسافرت هم با وزیر امور خارجة گورکنها ملاقات کردند هم با مسئول کمیسیون امنیت ملیشان! و انتشار خبر این مسافرت در فرانسه راه تاخت و تاز دبیرکل «یو. ام. پی»، تشکیلات طرفدار سرکوزی را هموار کرد! در تاریخ 13 ماه مه 2012، شبکة «بی. اف. ام. تیوی» فریاد اعتراض رهبر این تشکیلات یعنی، «فرانسوا کپه» را به گوش جهانیان رساند. به ادعای «فرانسوا کپه»، از طرف فرانسوا اولاند به «میشل روکار» مأموریت داده شده، و سفر «روکار» به تهران در واقع ارفاق به «ایرانیها» است!
چه خوب! آن روزها که دولت فرانسه آدمکشهائی نظیر «انیس نقاش» را از زندان آزاد میکرد، یا برای ماستمالی کردن حکم قاضی «ژیل بولوک»، چاقوکشهای سفارت نظیر «وحید گرجی» را با تشریفات رسمی تا فرودگاه اسکورت میکردند، شکرخوریهای امثال فرانسوا کپه به گوش نمیرسید! اینک که میشل روکار ناچار شده دکان سنتی آخوندپروری فرانسه را در ایران جمع و جور کند، کارفرمایان «بی. اف. ام. تیوی» که در تطهیر «شتروس ـ کان» ناکام ماندهاند، از زبان «فرانسوا کپه» به هذیانگوئی افتادهاند. پیش از ادامة مطلب یک مینی پرانتز باز میکنیم تا در مورد ارتباط این مسافرت جنجالی با بساط «شتروس ـ کان» توضیحاتی بیاوریم.
در گیرودار مسافرت میشل روکار به ایران، برای «شتروس ـ کان» مراسم شام غریبان مفصلی به راه انداخته بودند! یکی از رسانههای جمعی، روضة امام حسین مفصلی خواند و زار زار گریه کرد که «ای داد بیداد!» شکایت «نفیسا دیالو»، آیندة درخشان این نامزد انتخابات ریاست جمهوری را برباد داد و … و آنقدر شیون و زاری کرد که سایت فیگارو دلش سوخت و فردای همانروز، برای دلداری عزاداران حسینی یک «خبر» خوب منتشر نمود تا به خیال خودش رئیس «به زور مستعفی» صندوق بینالمللی پول را تطهیر کرده باشد!
سایت فیگارو، مورخ 15 مه 2012 از ینگه دنیا «خبر» داد که «به گفتة شاهدان عینی، نفیسا دیالو، دختر شانزده سالهاش را با چوب میزد!» بله، اگر اوضاع به همین منوال پیش رود، شاید بزودی محفل «شتروس کان» که دستش در رسانهها خیلی، خیلی باز است، به ما بگوید، «نفیسا دیالو» در سوفیتل به «شتروس ـ کان» تجاوز کرده! به یاد داشته باشیم که در محفل تجاوز و ابتذال، «هدف» همواره «وسیله» را توجیه کرده و خواهد کرد. به همین دلیل است که محفل کذا، همزمان در فرانسه و آمریکا «همجنسگرایان» را به عنوان ابزار سیاسی برگزیده.
هدف از این برنامه در واقع گسترش سرکوب از طریق «شناسائی» و «رده بندی» همجنسگرایان است، همانطور که هیتلر با ردهبندی جامعه، «یهودیان» را به ابزار سرکوب بقیه تبدیل کرد. دستگاه هیتلر، با الصاق ستارة زرد، تعلقات مذهبی اقلیت یهودی را به حریم عمومی کشاند. و با توجه به این واقعیت که بر اساس ترهات کلیسا، «به دلیل خیانت یک یهودی، مسیح مصلوب شده»، روشن است که به این ترتیب در باور اکثریت مسیحی، «یهودیات» ایجاد نفرت خواهد کرد و دستگاه هیتلر به همین نفرت نیاز داشت. نفرتی که نهایت امر دامن همه را گرفت. اینک فاشیستها به «نفرت عوام» از همجنسگرایان نیازمند شدهاند. در نتیجه، لازم است شیوة الصاق ستارة زرد را در مورد همجنسگرایان بازتولید کنند؛ و گرایشات جنسی اینان را، درست مانند تعلقات مذهبی یهودیان، به سطح جامعه بکشانند. دلیل هم روشن است. به این ترتیب همجنسگرایان در معرض قضاوت افکار عمومی قرار گرفته و آسیبپذیرتر خواهند شد.
بارها گفتهایم باز هم میگوئیم، گرایش به همجنس را به هیچ قیمتی نمیتوان در افکار عمومی «مقبول» و حتی «عادی» جلوه داد، و از سوی دیگر افراد در جامعه به صورت رسمی، با جنسیتشان حضور مییابند، نه با گرایش جنسیشان. «گرایش جنسی»، مانند باورهای مذهبی «حریم خصوصی» افراد است. کشاندن حریم خصوصی به عرصة عمومی، در هر حال مرزشکنی است و این مرزشکنی، چه در حکومت اسلامی، و چه در جوامع غرب با هدف «سرکوب انسان» صورت میگیرد. به این دلیل است که طرفداران شیخ کروبی در ینگهدنیا برای دفاع از «حق ازدواج» همجنسگرایان بسیج شدهاند. اینان گرایش جنسی را معیار حضور انسان در جامعه میدانند. از اینرو، هم از تحمیل نمادبردگی به زن ایرانی حمایت میکنند و هم از «حق ازدواج» همجنسگرایان. حال آنکه اگر زن و مرد را «انسان» به شمار آوریم، در جامعه حضورشان را «انسانی» میخواهیم، نه غریزی!
از نظر ما جامعة بشری هیچ ترادفی با جنگل ندارد! در جامعة انسانی «نظم» و «قوانین» منطقی حاکم است؛ غرائز و احساسات این نظم را به چالش خواهد کشاند. خلاصه بگوئیم، حکومت دینی، همانقدر انسانستیز است که فاشیسم پیشنهادی غرب. اولی با تحمیل «مقدسات دین»، «بندة خدا» را بجای «انسان» نشانده، و دومی وکیل مدافع «بندة گناهکار» خداوند شده و «حق ازدواج» همجنسگرایان را بجای «حقوق انسانی» اینان مینشاند. میبینیم که چادرپرستان همواره با اربابانشان در غرب «همسوئی» دارند. دفاع اعضای سازمان ناتو از «حقوق بشر» در سوریه همانقدر مهوع و بیشرمانه است که اظهارات خامنهای در باب «تقوی». به گزارش «تابناک» خامنهای در ادامة وراجیهایاش میافزاید، پیشرفت معنوی و مادی در گرو «رعایت تقوی» است:
«اگر كسی بتواند با رعايت تقوا، گام بردارد[...] زمینة تعالی معنوی و پیشرفت مادی فراهم میشود[...]»
جونم براتون بگه، پیشتر «تحریمها» زمینة پیشرفت رهبر قلعة حیوانات را فراهم میآورد، ولی اینک ایشان به «تقوی» دخیل بستهاند؛ دلیل هم اینکه «تقوی» در حکومت اسلامی با فسادمالی، فریب و فرومایگی ترادف تمام و کمال یافته و این است دلیل پیشرفتهای مقام معظم! و اما «پیشرفت» به جمکران محدود نمیشود؛ جوامع غرب به سرعت در حال پیشرفت هستند! به عنوان نمونه، همزمان با ارتقاء بنیامین نتانیاهو به جایگاه «شاه اسرائیل»، رسانههای غرب «فرست لیدی» را با «فرست گرل فرند» جایگزین کردهاند. بله، فرانسوا اولاند که علاوه بر حق رأی خارجیها، برای «حق ازدواج» همجنسگرایان نیز مبارزه میکند، با «والری» ازدواج نکرده و خلاصه فرانسه فعلاً «فرست لیدی» ندارد. و از آنجا که اوضاع اردوگاه ناتو خیلی خیلی بحرانی است قرار شده فعلاً «فرست گرل فرند» بجای فرست لیدی مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به حضور «زکایف»، تروریست تحتالحمایة بریتانیا در کشور «مستقل» نروژ، مسلم بدانیم بزودی «فرست حرمسرا» و «فرست صیغه» نیز به ادبیات سیاسی ینگه دنیا وارد خواهد شد.
![]()
فیلترشکنهای جدید20مه2012
teenguys.info
stashed.info
wefool.info
fortproxy.info
bigstormproxy.com
showmethispage.com
trackmeup.info
anonymous360.info
wewin.info
unproper.info
access4pc.info
sniffing.info
proxycape.ca
proxyindex.info
access50.info
shortenme.info
free-unblocker.info
spyme.info
weaken.info
aumyspace.info
proximo.info
spawned.info
placesite.info
surfwired.info
peril.info
uk1.unblocked.cc
fastwebview.info
sparkler.info
unblockproxy.us
privacysite.info
unpaid.info
0006site.info
webdad.info
wishfor.info
todaysweather.info
filetunnel.info
timeouts.info
proxylondon.com
arabflag.net
uglycat.info
proxien.info
peeker.us
tigerstory.info
9ilog.com
surfonlineweb.info
internetprotools.in
fasterbrowser.info
007nightfire.info
inviter.org
cashsurfer.info
جنگل عادی
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در مه 18, 2012
![]()
«آزادی بیان» با «یکجانبهگرائی»، «تعیینتکلیف» برای دیگران و ایجاد «سنگرحق» در تضاد قرار دارد.
چه میشود گفت، «اینا همش کار دله!» و آزادی بیان، برخلاف توهم بعضیها هیچ ارتباطی به دل و قلوه و سلیقه و تقدس ندارد! مهمترین ویژگی «آزادی بیان» تقابلاش با «سنگر حق» است. با آزادی بیان نمیتوان سنگرسازی کرد و برای لشکرکشی و تهاجم، به سربازگیری و رهبرسازی پرداخت! دلیل هم اینکه آزادی بیان «مردمی» نیست! آزادی بیان، انسانی است و انسان، در زمان و مکان مشخص به صور مختلف و در قوالب شعر، هنر، طنز و هزل و … خود را «بیان» میکند، بدون اینکه در مورد دیگران به «قضاوت» بنشیند و برایشان «تعیین تکلیف» کند. نیازی نیست که بگوئیم در فضای جانبدارانة کتب مقدس، و به ویژه در قرآن کریم «آزادی بیان» وجود خارجی ندارد!
همانطور که پیشتر هم گفتیم، در عرصة مقدسات، فقط «یکجانبهگرائی» حاکم است. و شاهدیم که جهت ممانعت از استقرار صلح در منطقه، «یکجانبهگرائی» الزامی شده. مهم نیست انجام این وظیفة مقدس را اسرائیل برعهده گیرد یا دیگران؛ مهم این است که قراردادهای دوجانبه، به صورت یکجانبه لغو شود! همانطورکه ابتدا قرارداد رژی تنباکو لغو شد و بعد هم قرارداد نفت، و… و سرانجام حاج روحالله، مدافع سابق کودتای 28 مرداد 1332، در بهمنماه سال 1357 «توی دهن دولت زد»، و حکومت قلعة حیوانات را پایهگزاری نمود. اینک رسانههای غرب برای تکرار همین سناریوی توحش در کشور مصر، عین سگ «له له» میزنند، و کیهان جمکران، مورخ 28 اردیبهشتماه 1391، به این افتخار دست یافته که «له له» ارباباش را بازتاب دهد:
«[...] به گزارش واحد مركزی خبر، شبكه تلویزیونی جوئیش نیوز وان اعلام كرد: مردم مصر خواهان لغو پيمان كمپ ديويد و پايان دادن به روابط سياسي و اقتصادي با اسرائيل هستند[...]»
بدنیست بدانیم این اطلاعات بسیار دقیق از«خواست مردم مصر» را مركز پژوهش «پیو» در واشنگتن تهیه و تنظیم کرده:
«آمار [...] «پیو» نشان میدهد 61 درصد از مصریها میگویند كشورشان باید پيمان كمپ دیوید را لغو كند.»
میبینیم که با ایجاد «سنگر حق» برای قطع رابطه با اسرائیل چگونه اکثریت «مردم مصر» پاسدار منافع اسرائیل میشوند! فواید «سنگر حق» بسیار است و بیجهت نیست که استعمارگران به این سنگر لطف دارند. بدون چنین سنگر مقدسی نمیتوان آزادی بیان را سرکوب کرد.
بله، همانطور که گفتیم، کتب مقدس ادیان ابراهیمی بدون استثناء با «آزادی بیان» بیگانهاند. به همین دلیل نیز محفلی به نام «دوستان سوریه» برای تحمیل الگوی توحش قرآن بر این کشور بسیج شده بود، تا ضمن سرکوب سوریها نان مفصلی برای اسرائیل به تنور بچسباند، و در همسوئی با حکومت جمکران، تلآویو را تا حد امکان در انزوای سیاسی و رسانهای قرار دهد. این سیاست گسترش توحش در سوریه شکست خورده. در نتیجه روز گذشته بشار اسد، «بهار عرب» را «آشوب» خواند، و به این ترتیب رسماً حساب دولتاش را از حکومت «قلعة حیوانات» و مقام معظم جدا کرد.
همزمان نیز فرانس پرس، مورخ 16 مه 2012، «خبر» داد که دولت آلمان مایل است 10 تن از نظامیاناش را به عنوان «ناظر سازمان ملل» در چارچوب طرح «کوفی عنان» به سوریه بفرستد! از اینجا نتیجه میگیریم که سنگر حقی که برای «دوستان سوریه» سر هم کرده بودند، درهم شکسته و لازم است «دوستان جنایتکار» سوریه جهت تأمین منافعشان به «سنگر قانونی»، یعنی موضع «غیرجانبدارانة» شورای امنیت سازمان ملل که خشونت را محکوم کرده، اسبابکشی کنند. و از آنجا که در میان به اصطلاح «دوستان سوریه»، دیوار آلمان به دلیل شکست در جنگ جهانی دوم، از دیگر همکاران اروپائیاش کوتاهتر است، رسانهها این کشور را به جایگاه «پیشمرگ» پرتاب کردهاند. این است مهمترین پیامد مسافرت «شخصی» و «غیررسمی» میشل روکار به ایران!
البته پیامدهای این سفر «غیررسمی» در فرانسه نیز از اهمیت بسیار برخوردار است ولی امکان بررسیشان در این وبلاگ وجود ندارد. فقط میتوانیم بگوئیم که این مسافرت پیامد منطقی الگوئی است که در راستای سالمسازی فضای رسمی «غرب» در آمریکا تنظیم شده. این الگو با افشای جنایات واتیکان، صاحبان رسانهها، اعضای سرشناس حزب دمکرات، نزدیکان جرج بوش، و به ویژه سوءاستفادة روسای بنیادهای مالی بینالمللی از جایگاهشان آغاز شد. در همین چارچوب «پل ولفوویتز» ناچار شد از مقام خود استعفا دهد؛ هر چند اینک در فریدام هاوس جا خوش کرده! پیشتر نیز شاهد بودیم که «دومینیک شتروس ـ کان»، روابط جنسیاش در محیط کار با یکی از کارمندان صندوق بینالمللی پول افشا شد، ولی خوب ایشان خیلی پرروتر از «ولفوویتز» بودند و حاضر به استعفا نمیشدند و این پرروئی خانوادگی است! «آن. سنکلر»، پس از رسوائی «شتروس ـ کان»، در کمال وقاحت مراتب عشق و محبت خود را به همسرش اعلام داشت و این ابراز محبت مهوع در رسانههای فرانسه خیلی به ارزش گذاشته شد! بله، محافل اسرائیلپرست و اسلامنواز تمام تلاش خود را برای ارائة «تصویر دلپذیر» از «تجاوز» و «ابتذال» به کار گرفته بودند و علیرغم ماجرای هتل «سوفیتل» و افشای میهمانیهای «هتل کارلتون» در شهر «لیل»، این تلاش مقدس در چین، فرانسه، انگلستان و سازمان ناتو ادامه یافت و کار به تقاضای خسارت «شتروس ـ کان» از «نفیسا دیالو»، یعنی قربانی تجاوز کشیده! مککارتیسم هزارة سوم، بر خلاف نوع اوائل سدة بیستم، دیگر هیچ دلیلی برای «پنهانکاری» نمیبییند! لازم است توحش کتب مقدس در تمام ابعاد حق و باطلاش بر جهان حاکم شود. چرا که این عرصة نازنازی با «مسئولیت» و «پاسخگوئی» بیگانه است!
به عنوان نمونه هیچکس نمیپرسد، به چه دلیل دولت آلمان که پیشتر در «سنگر حق» جنگ افروزان تمرگیده بود و رسماً با طرح «کوفی عنان» مخالفت میکرد، به خود اجازه داده در شرایط نوین در سوریه سهم خواهی کند؟ و از همه مهمتر، هیچکس نمیپرسد «مسئولیت» ماهها کشتار و تخریب در سوریه بر عهدة چه کسانی است؟ دلیل هم اینکه در عرصة توحش و بربریت، هرگز «مسئولیت» و «پاسخگوئی» معنا و مفهومی نداشته و نخواهد داشت. در این عرصه فقط سنگرهای خشونت و ابتذال «حق» و «باطل» وجود دارد. برای دریافت این «واقعیت تلخ» کافی است به متون مقدس ادیان ابراهیمی مراجعه کنیم. در مجموعة متناقض این کتب «آزادی بیان» وجود خارجی ندارد، چرا که در «سنگر حق» که شامل «خداوند» و پیامبران و پیروان میشود، جائی برای «حق انتخاب فردی» برای انسان باقی نمیماند.
در کتب مقدس یهودیان، مسیحیان و مسلمانان، «انتخاب انسانی» وجود ندارد، چرا که در این کتب «غرائز» و «احساسات» بر انسانها حاکم است. و به همین دلیل پستیها، رذالتها و جنایات به شرط اینکه در «سنگر حق» رخ دهد «مقبول» مینماید و «توجیه» میشود! بهترین نمونة «توجیه» جنایت و پستی را در پرسوناژ «ابراهیم» مییابیم. ابراهیم همسرش را «خواهر» خود معرفی کرده و او را در اختیار فرعون میگذارد، ولی «یهوه» بجای مجازات وی، فرعون را مجازات میکند! یا به طور مثال، ابراهیم و همسرش بچهدار نمیشدند، و ابراهیم از هاجر، کنیز سارا صاحب فرزند میشود. زمانیکه ابراهیم از سارا دارای فرزند میشود، هاجر را با فرزندش در صحرا رها میکند. جالب اینکه همین ابراهیم برای اثبات ایماناش به خداوند «یکتا»، به مرحلة «فرزندکشی» نیز پای میگذارد و از همه مهمتر، «حضرت» ابراهیم به دلیل اطمینان از «حقانیت» باورهایاش، اعتقادات دیگران را «باطل» شمرده و بتکدههایشان را ویران میکند!
بدانیم و آگاه باشیم، که به این وحشیگریها، که به نام «حق» و دین «برحق» صورت میپذیرد، «منهیات» و «اخلاقیات» ادیان ابراهیمی را نیز میباید اضافه کرد. ادیان کذا «گرایش به همجنس» را «نهی» میکنند! البته در آن دوران این «نگرش» عادی بوده؛ چرا که در «باورعام»، افراد به میل و سلیقة خود گرایش جنسیشان را «انتخاب» میکنند! حال آنکه این امر به هیچ عنوان انتخابی نیست! بر اساس نظریة روانپزشکی معاصر، این ساختار شخصیتی فرد است که گرایش جنسی را مشخص میکند، و برخلاف تبلیغات یانکیها این ساختار به هیچ روی «موروثی» نیست! حال ببینیم چرا گاوچرانها اصرار دارند در تبلیغات رسانهایشان «گرایش به همجنس» را «مادرزاد» جا بزنند؟
پاسخ به این پرسش روشن است؛ اگر همجنسگرائی «موروثی» تصور شود، مانند بیماریهای «ژنتیک»، یک ناهنجاری «طبیعی» و «خدا داد» خواهد بود، در اینصورت خانواده و ساختارهای اجتماعی در ایجاد آن هیچ نقشی نخواهند داشت! به این ترتیب نوعی فضای امن بیمسئولیتی برای بنیادهائی ایجاد میشود که سرمایهسالاری از قبل عمکردشان «نان» میخورد. یانکیها در دوران جنگ سرد هم با هدف «تطهیر» خانواده و ساختارهای جامعه، جنایت و تبهکاری «موروثی» پیدا کرده بودند و مزخرفاتی نظیر «جانی بالفطره» به تمام جوامع متعلق به اردوگاه «حق» و «عدالت»، از جمله به «مرز پرگهر» صادر شده بود. جمکرانیان نیز با بهرهگیری از فناوریهای «علمی» ارباب، «ژن یهودی» کشف کردهاند!
در تاریخ 5 مه 2012، تلویزیون «بیبیسی»، ما را در جریان «اکتشافات» و پیشرفتهای «علمی» مردهشویان قرار داد و دریافتیم که «ژن» قوم یهود از همان دوران قدیم «اشکال» داشته، و حضرت موسی هم از «قوم یهود» خیلی شاکی بودهاند. به عبارت دیگر میباید بپذیریم که «ژن یهودی» وجود دارد و هر کس پدر و مادرش یهودی باشند، الزاماً «خبیث» از آب در میآید.
بله هدف از اختراع یهودیات «موروثی»، همجنسگرائی «مادرزاد» و غیره، در واقع نفی رشد و تحول انسان در جامعة انسانی است. به این ترتیب «یهودی»، از بدو تولد همان خواهد بود که دیگر یهودیان در دورة «موسی» بودهاند! پس تعجبی ندارد که مردهشویان جمکران نیز رونوشت برابر اصل تازیان آدمخوار صدر اسلام باشند. بیدلیل نیست که تبلیغات حکومت کفنفروشها بر «ابراز نفرت» از اسرائیل تمرکز یافته، و علیرغم حمایت رسانهای از سوریه، این حکومت توحش روابط صمیمانهای با «دوستان سوریه» دارد. چرا که سیاست «دوستان سوریه» ایجاد انزوای رسانهای به نفع اسرائیل است. در پناه این «انزوا»، دولتهای لبنان، اردن، سوریه و مصر از «مذاکره» با اسرائیل خودداری خواهند کرد و اسرائیل بدون دردسر و بدون سرمایهگزاری «پیروز» میشود.
همانطور که در مسابقات جهانی هر گاه اسرائیل در برابر ایران قرار گیرد، به دلیل مبارزات واژگونة حاج روحالله، شرکتکنندة ایرانی موظف است با خودداری از رویاروئی با حریف اسرائیلی، صحنه را به طرف مقابل واگذار کند! این است هدف واقعی «مبارزات» امام روشنضمیر با اسرائیل! در عرصه سیاسی، این شرایط برای ممانعت از استقرار صلح در منطقه کفایت خواهد کرد. اگر به ارادة الهی، «دوستان سوریه» دولت بشار اسد را سرنگون کنند همة موانع از سر راه حاکمیت اسرائیل برداشته خواهد شد! پیشتر گفتیم که بشار اسد برای پایان دادن به اشغال بلندیهای «گولان»، خواهان مذاکره با اسرائیل شده بود. ولی اسرائیل و ارباباناش در غرب با «مذاکره» و گفتگو مخالفاند، چه در مورد گولان و چه در دیگر موارد. اینان به همان فضای توحش کتب مقدس ادیان ابراهیمی نیاز دارند و میخواهند همان ابتذال و خشونت حاکم بر فضای اسطورهای این ادیان، بر جوامع بشری نیز حکومت کند، چرا؟ به این دلیل که، در این فضای به اصطلاح «نورانی» هیچ نشانی از انسان، آزادیبیان، «قانون»، «مسئولیت»، «پاسخگوئی» و خصوصاً «فرهنگ»، «علم» و «هنر» و «پیشرفت» وجود ندارد. این فضای فاقد متانت و فرهنگ، فضائی است «طبیعی» و «غریزی» و شبهجنگلی! در این «شبهجنگل»، سکون و تکرار غرایز، به همراه دروغ، فریب و تجاوز به حقوق دیگران حاکم است.
موسی، عیسی و محمد هیچ ارتباطی با «آموزش»، «تربیت»، «وجدان» و «انسانیات» ندارند. خداوند اینان را «برگزیده» و همین کافی است تا برای دیگران «تعیین تکلیف» کنند! هر جرم و جنایتی هم مرتکب شوند اهمیتی ندارد، چرا که به هیچکس حسابی پس نمیدهند، ولی همه میباید در برابر اینان «پاسخگو» باشند و شیوة زندگیشان را در راستای «احکام» خداوند خونخوار اینان تنظیم کنند. به عبارت دیگر، این «پیامبران» قوانین و مقررات خود را با توسل به زور بر جمع تحمیل میکنند. به عنوان نمونه عیسی با شلاق به جان فروشندگان دوره گرد میافتد تا آنان را از اطراف «معبد» دور کند! حال آنکه امپراطوری روم در آن دوره بر سرزمین کذا حاکم بوده و منطقاً سربازان رومی وظیفه داشتند «نظم» را تأمین کنند. ولی حضرت عیسی بدون اینکه جایگاه اجتماعی مشخصی داشته باشند، شخصاً هم قانون وضع میکردند و هم قانون کذا را، برای پاسداری از مقدساتشان راساً به اجرا میگذاشتند، و «حق» هم همیشه به جانب ایشان بوده! چرا که به ادعای شارلاتانها، ایشان «انگیزة مادی» نداشتهاند؛ درست مثل حضرت محمد و ائمة اطهار، که همه کارهایشان در «راه خدا» بود، و برای خدا در برابر «کفر»، یعنی «نظم جامعة بشری» قیام میفرمودند. جالب اینکه پرزیدنت اوباما هم از اینها یاد گرفته، و جدیداً در «راه خدا» و بدون هیچگونه انگیزة مادی، جهت نقض قوانین آمریکا و از میان بردن متانت در جامعه قیام فرمودهاند!
به همین دلیل است که باراک اوباما «گرایشات جنسی» افراد را به شعار انتخاباتیاش تبدیل کرده. گویا طی 4 سال اخیر، همة مشکلات اقتصادی و اجتماعی آمریکا «حل» شده، فقط مانده بود «قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان» که در حیطة اختیارات رئیس جمهور هم نیست؛ در این مورد فرمانداران تصمیم میگیرند، نه ریاست جمهور! اوباما با این نوع اظهارات در واقع جز بحرانسازی، ایجاد تنش در سطح اجتماع و سرکوب اکثریت همجنسگرایان در جامعة آمریکا هدف دیگری دنبال نمیکند.
«پیام» حزب دمکرات آمریکا در این خلاصه میشود که معیار حضور «انسان» در جامعه، هیچ نیست جز «گرایشات جنسی» او! به عبارت دیگر، شعارهای انحرافی اوباما مطالبات عمومی را به حاشیه رانده و هدفی جز گسترش ابتذال و خشونت و ایجاد آشوب خیابانی دنبال نمیکند. جنبش ابلهپسند «اشغال والستریت» نیز که مورد تأئید آورام چامسکی قرار گرفته، از همین آخور تغذیه میکند. از کی تا به حال اشغال والستریت نشانة رشد و شکوفائی انسان و انسانیت در ایالات متحد شده؟ اشغال والستریت کدام مشکل را در جامعة آمریکا میتواند حل کند؟
برخلاف تصور شوتوپرتها، تبدیل ازدواج همجنسگرایان به شعار انتخاباتی، و یا سازمان دادن به لشولوشها تحت عنوان «مخالفان والستریت» به هیچ عنوان دفاع از حقوق انسانها نیست؛ حمایت است از حقوق «بشر نسبی» یعنی نقض آشکار اعلامیة جهانی حقوق بشر! اعلام مواضع اوباما در عمل حزب دمکرات آمریکا را در همان سنگر اسلامگرایان قرار داده؛ چرا که هر دو «ناهنجاری» را به «ارزش» تبدیل کردهاند. اسلامگرایان از توهمات و باورهایشان «ابزار قدرت» ساختهاند، باراک اوباما نیز همین استفاده را از گرایشات جنسی ناهنجار برخی انسانها، و هیاهوی اوباش به عمل میآورد. و چرا راه دور برویم؟ در همین کشور فرانسه، با نیم نگاهی به وعدههای انتخاباتی فرانسوا اولاند به صراحت میبینیم که خط کذا در این کشور نیز جز ایجاد تنش و بحران اجتماعی مسیری دنبال نمیکند.
در فرانسه حقوق مدنی زوجهای همجنسگرا با حقوق زوجهای متعارف هیچ تفاوتی ندارد. فقط اینان از حق «ازدواج رسمی» محروم ماندهاند. ازدواج همجنسگرایان در کلیسا منتفی است چرا که همجنسگرائی از منهیات الهی به شمار میرود. میماند ازدواج غیرمذهبی که در شهرداریها رسمیت مییابد. شهرداران در کشور فرانسه با آراء مردم انتخاب میشوند. حال اگر ازدواج همجنسگرایان در شهرداریها به «قانون» تبدیل شود، کسی که با آرا مردم انتخاب میشود موظف است رسماً در تقابل با کلیسا قرار گیرد! این را لائیسیته نمیگویند؛ فاشیسم است!
فاشیسمی که اینبار بجای طی طریق در مسیر توحش «باور عام»، یعنی افتخارات خررنگکن به «دین، ملیت، نژاد و …»، یک «اقلیت» آسیبپذیر اجتماعی را به ابزار سرکوب دیگر انسانها تبدیل کرده. اقلیتی که گرایشجنسیاش، باورهای عوام به مقدسات را در هر حال به چالش میکشد! به این ترتیب است که جامعه به عرصة لشکرکشی خیابانی تبدیل خواهد شد. در کشورهای مسلماننشین اراذل و اوباش را به خیابان میآورند تا به «آزادی بیان» اعتراض کنند؛ در غرب میخواهند دو «سنگر حق» متضاد را در برابر یکدیگر قرار دهند: سنگر حق توحش و تحجر مقدس، و حقوق معاصر انسانی، که حقوق همجنسگرایان را نیز شامل میشود!
روشنتر بگوئیم، برنامه این است که تهدید باورها و توحش عوام به «روزمرة» همجنسگرایان و دیگران تبدیل شود. این تهدیدها برای همجنسگرایان تازگی ندارد. چرا که «گرایش به همجنس» در کتب مقدس و باور تودهها «ارادی» تلقی میشود، در نتیجه همجنسگرا با «گناهکار» در ترادف قرار میگیرد. میدانیم که در حکومتهای قلعة حیوانات، چه جمکران باشد و چه عربستان، تعریف «جرم» از منظر حقوقی با «گناه» ترادف دارد! پس مجازات همجنسگرا، یعنی اجرای قانون! اما در غرب چنین نیست. قوانین کشورهای غرب همجنسگرایان را «تهدید» نمیکند؛ در غرب، به ویژه در ینگه دنیا، توحش تعصبات و باورهای «مردم» در قالب سازمانهای «پرو لایف»، همجنسگرایان را مورد تهاجم قرار میدهد. این سازمانها، به نام خدا مرتکب قتل میشوند؛ و ترور پزشکانی که «سقط جنین» انجام میدهند از وظایف اینان به شمار میرود. اما در کشور فرانسه، هنوز میزان توحش به این حد نرسیده!
با این وجود «ازدواج» هیچ حقی به حقوق موجود همجنسگرایان نمیافزاید و هیچ امتیازی به آنان نمیدهد! حمایت از این «ازدواج» فقط با هدف تحریک افکار عمومی توسط حزب سوسیالیست طراحی شده. و راهپیمائی کاتولیکهای متعصب در پاریس نیز شاهدی است بر این مدعا! در دورة میتران، سوسیالیستها تهدید بودجة مدارسخصوصی را به ابزار لشکرکشی خیابانی برای کاتولیکها تبدیل کردند، اینک برای تحریک افکار عمومی و فراهم آوردن خوراک تبلیغاتی جهت فاشیستها شعار ازدواج همجنسگرایان و آراء «خارجیها» را برگزیدهاند. دلیل هم اینکه اوضاع خیلی خیلی خراب است.
به دلیل خرابی اوضاع است که بحرین نیز «پارة تن» کیهان شده، و رژیم اسرائیل «جعلی» از آب درآمده! از همه مهمتر اینکه قرار شده فرانسوا اولاند را یک رئیس جمهور «عادی» به حساب آوریم! گویا روسای جمهور پیشین فرانسه «غیرعادی» بودهاند! اگر به عبارات «روشنفکری کمیاب»، «رئیسجمهوری عادی»، و «رژیم جعلی» نیک بنگریم چه میبینیم؟ مخدوش کردن مرز مفاهیم! این مرزشکنی با هدف تحمیل الگوی خشونت و ابتذال رایج در کتب مقدس ادیان ابراهیمی بر جوامع غرب صورت میگیرد، تا در حوزة «یورو ـ دلار» سرکوب «آزادی بیان» نیز به امری «عادی» تبدیل شود.
![]()
فیلترشکنهای جدید18مه2012
reaped.info
webbed.info
notfun.info
nonconformist.info
nightshade.info
surfonlineweb.info
happykid.info
internetexperience.in
proxyamerican.com
buyus.info
workweek.info
analyzeme.info
wewin.info
abolished.info
collegeresume.info
unmatched.info
unlockable.info
dazzling.info
sniffing.info
stabbed.info
stream2go.info
defending.info
rarest.info
laughable.info
stashed.info
surfwired.info
supercollege.info
fortproxy.info
greygoblin.info
frosted.info
fasterbrowser.info
risingdark.info
007nightfire.info
coldblooded.info
theclue.info
peril.info
countme.info
blackgum.info
uglycat.info
uk1.unblocked.cc
snowapple.info
weaken.info
skinnydipping.info
007spy.info
pretender.info
shortenme.info
privacysite.info
unpaid.info
teenguys.info
free-unblocker.info
مرگ و میشل
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در مه 14, 2012
![]()
بخوان به نام هیتلر!
برای گسترش «ارزشهای» هیتلر روشنضمیر، محفل فاشیسم بینالملل به دو قطب کاذب «اسلامستیز» و «اسلامپرست» تقسیم شده. دو قطب کذا بر یوتوپیای «یک کشور، یک مذهب» و توحش «احترام به ادیان» پای میفشارد. به همین دلیل است که دستگاه تبلیغات آلمان، با توسل به «ایران» و «اسلام» معلق زدن جمکرانیان را در مسیر سرکوب «آزادی بیان» به نمایش گذاشته. خارج از «شپیگل» که به شیرین عبادی تریبون داده، در سیرک هیتلر، چندین و چند لوطی و عنتر به وراجی و مزخرفبافی پیرامون یک تصنیف مشغول شده و برای مقدسات اسلام، مقدسات اسلام خوب و مقدسات اسلام «سبز» چه سینهها که نمیزنند.
پیشتر گروهی از همین عنترها، با توسل به تصاویر گلشیفته فراهانی، سنگر حق و باطل بر پا کرده، برای جنبش سبز و اسلامشان معرکه گرفته بودند. ولی آنزمان سیرک کذا تحت نظارت سازمان سیا اداره میشد. اینبار عموسام به دلیل تغییر شرایط صحنه را به آلمان سپرده. مسافرت سناتور «روکار» به ایران در راستای همین تغییر شرایط صورت گرفته! در این شرایط دیگر مشکل میتوان ایران را به «پل پیروزی» تبدیل کرد؛ هر چند در سوریه فاشیستها دستبردار نیستند.
هدف از انفجار بمب در سوریه، قانونی شدن ازدواج همجنسگرایان در ینگهدنیاست! بله، تعجب نکنیم! «متجاوز» هیچ مسیری جز «تجاوز» نمیشناسد؛ «دوستان سوریه» را دستکم نگیریم! همگی به پیروی از هیتلر روشن ضمیرشان، تعلقات قومی، نژادی، باورهای مذهبی و گرایشات جنسی «اقلیتها» را به ابزار سرکوب انسان تبدیل میکنند. هیتلر هم با توسل به تعلقات قومی یهودیان، به قلع و قمع چپگرایان پرداخت و کولیها، معلولین و برخی از همجنسگرایان را نیز به اردوگاه کار اجباری فرستاد، اینهمه برای خالی کردن جیب آلمانیها! پس از گذشت دههها، شاهدیم که همین روند تجاوز در آلمان «بهینه» شد و آن را به ینگهدنیا و کشورهای مسلماننشین نیز صادر کردند.
فاشیستها به این نتیجه رسیدهاند که اینبار میباید بجای «ابراز نفرت» از اقلیتهای سرکوب شده در دوران هیتلر، به آنان «تقدس» بخشید. اینگونه است که سهپایة «اسرائیل»، «صندلی چرخدار» و «گرایش به همجنس» از چنین اهمیت تبلیغاتیای برخوردار شده و «تقدس» یافته! تبلور این سه پایة توحش را در دولت آنجلا مرکل به صراحت میبینیم. وزارت اقتصاد آلمان با «صندلی چرخدار» شناسائی میشود و وزارت امور خارجهاش با گرایش به همجنس. دولت آلمان به دولت متجاوز اسرائیل زیردریائی اتمی میفروشد، و وزیرامورخارجهاش برای سوریه «راه حل یمنی» پیشنهاد میکند! «راه حل یمنی»، برای سوریه، همان نادیده گرفتن ملت سوریه و مطالباتاش، یعنی تحمیل کودتای آمریکائی یمن بر کشور سوریه است. از همه مهمتر این «راه حل» به معنای تحمیل توحش اسلامگرایان بر ملت سوریه نیز خواهد بود. البته «وستروله» در جایگاهی نیست که برای سوریه تعیین تکلیف کند؛ آلمان کشوری است اشغال شده و فاقد سیاست خارجی! اقتصاد این کشور هم در گرو صادرات تولیداتاش به آمریکا و حوزة نفوذ دلار است. خلاصه، آلمان کمابیش در شرایط چین قرار گرفته و به همین دلیل در همسوئی با پکن از اسلامگرائی و سرکوب انسان دفاع میکند.
«سرکوب انسان» چیست؟ در زمینة فردی و اجتماعی سرکوب انسان از «نماد قدرت» در خانواده آغاز میشود و سپس در جامعه «امتداد» مییابد. اینهمه به شرط اینکه نظام حاکم بر جامعه دمکراتیک نباشد. این است دلیل طبل زدن رسانههای غرب برای «بهار عرب» و همین است دلیل خفقان دکههای حقوق بشر لندن و واشنگتن در برابر عملیات خرابکارانة «معترضان» سوریه. سکوت دکان حقوق بشر در برابر کشتار مردم سوریه دلایل بسیار بسیار موجه دارد! از آنجمله است تأمین انزوای کاذب برای اسرائیل، و ممانعت از استقرار صلح در منطقه.
وقوع «انقلاب اسلامی» در ایران، جنگ در عراق و اخیراً «بهار عرب» تاکنون تحقق این اهداف مقدس را امکانپذیر کرده بود، ولی این روند توحش که به مذاق محفل «میشل فوکو» بسیار خوش میآمد، به دلیل دخالت روسیه در بحران سوریه با اشکال جدی روبرو شد. در نتیجه، باراک اوباما به ناچار آخرین تیر را از ترکش محفل هیتلر «روشنضمیر» بیرون کشیده و به طبل زدن برای «ازدواج همجنسگرایان» پرداخت؛ جای تعجب نیست!
مانند همة استعمارگران، حاکمیت آمریکا در راه تأمین منافع نامشروع خود به گسترش خشونت، یعنی تجاوز به حریم خصوصی انسانها نیاز داشته، دارد و خواهد داشت. طی جنگ سرد، این حاکمیت انسانستیز با بهرهبرداری تبلیغاتی از استالینیسم حاکم بر شوروی، خود را «مدافع حقوق بشر» جا میزد. ولی با فروپاشی اتحاد شوروی چهرة واقعی حاکمیت ایالات متحد نیز آشکار شده. این حاکمیت در واقع نمونة «یانکی» فاشیسم هیتلری است و همچون نمونة هیتلر بر تعلقات قومی، نژادی، دینی و گرایشات جنسی انسانها تمرکز یافته. با این تفاوت که حاکمیت آمریکا برای تأمین برتری محافل سرمایهداری آنگلوساکسون، از یکسو «اسلام» و حکومتهای اسلامی را بجای «نژاد» به اصطلاح «پست» سامی و «دین یهود» نشانده، و از سوی دیگر، حاکمیت اسرائیل و همجنسگرائی را در هر فرصت به «ارزش» میگذارد! به این ترتیب است که حکومتهای اسلامی در همگامی با واشنگتن و از طریق تخطئة این «ارزشها»، گاوچرانها را در جایگاه «برتر» قرار میدهند.
دلیل هم روشن است؛ حاکمیت اسرائیل متجاوز و اشغالگر است، و همجنسگرائی هم از منهیات «ادیان ابراهیمی» به شمار میرود. در یک جامعة بهنجار، همجنسگرائی مورد ستایش قرار نمیگیرد، همچنانکه از منظر حقوق و قوانین بینالمللی، تجاوز به کشورها و سرزمینهای دیگر پذیرفتنی نیست. در نتیجه، «نفی» اسرائیل و «همجنسگرائی» توسط حکومتهای اسلامی در افکار عمومی به راحتی «توجیه» میشود. حال آنکه این برخورد از پایه و اساس «غیرمنطقی» و غیر دمکراتیک است!
از یکسو، همجنسگرا، به عنوان انسان میباید از حقوق انسانی برخوردار گردد، و از سوی دیگر، حق موجودیت اسرائیل نیز به عنوان عضو رسمی سازمان ملل میباید رعایت شود. اما یانکیها با تبدیل همجنسگرائی و اسرائیل به شعارهای «انتخاباتی» و تبلیغاتی، در خارج مرزها زمینة سرکوب اسرائیلیها را فراهم میآورند، و در داخل نیز زمینة سرکوب همجنسگرایان را!
خلاصه اگر «شانس» بیاوریم، ممکن است در راستای این سیاست توحشپرور بزودی «کریستین کوئین» در جایگاه شهردار نیویورک بنشیند! دلیل هم اینکه ایشان از سالها پیش گرایشات جنسی مبارکشان را در بوق گذاشتهاند! بله، معیار انتخاب شهردار، لیاقت و سابقه و مهارت و مدیریت و «مزخرفاتی» از این دست نیست، «خودتخریبی» است! همانطورکه اسلامگرایان از طریق رسانهای کردن توهمات و «باورهایشان» در مناطق مسلماننشین با حمایت غرب به قدرت میرسند، در ینگه دنیا نیز هر کس تجاوز به حریم خصوصیاش را بپذیرد و اجازه دهد «گرایشاش به همجنس» تبدیل به خوراک رسانهای شود، مورد حمایت محفل باراک اوباما قرار خواهد گرفت! یادآور شویم هیچ اهمیتی ندارد که این گرایشات «واقعی» باشد، مهم این است که فرد، تهاجم رسانهها را به حریم خصوصیاشی بپذیرد؛ «کریستین کوئین» این تهاجم را پذیرفته. و کسی که از «تجاوز» به حریم خصوصیاش استقبال میکند، به طریق اولی زمینة تجاوز به حریم خصوصی دیگران را نیز فراهم خواهد آورد. برای طویلة مککارتی، این قماش افراد حکم «پل پیروزی» را دارند! ماجرای «استقلال» پهلوی اول و تبدیل ایران به «پل پیروزی» را که فراموش نکردهایم.
باری به گزارش فیگارو، مورخ 11 مه 2012 قرار است کریستین کوئین، در تاریخ 19 مه 2012، پیش پای فرانسوا اولاند در ینگه دنیا ازدواج کند و مسلماً دروازههای ترقی و پیشرفت، به ویژه دروازههای تمدن «اسلام عزیز» حاج روحالله و میشل فوکو به روی ایشان گشوده خواهد شد! بله، میشل فوکو را دستکم نگیریم، که تلاشهای محفل ایشان، تجاوز به کودکان را «فرهنگ» تعریف کرد!
روند کار چنین بود که ابتدا در پروپاگاند ناتو، انسانستیزی و مرگپرستی «دین» با «فرهنگ» در ترادف قرار گرفت. سپس، پامنبریهای طویلة مککارتی برای سرکوب ایرانیان و دیگر ساکنان مناطق مسلماننشین به دو قطب کاذب «اسلامستیز» و «اسلامپرست» تقسیم شدند. گروه اول به بهانة «دفاع از اسرائیل»، دکان اسلامستیزی باز کرد. حال آنکه گروه دوم بر استخراج الگوی «اقتصادی ـ اجتماعی» از توحش و توهم صحرانشینان عربستان متمرکز شد تا بتواند با نفی همزمان «انسان»، «زمان» و «مکان»، ناهنجاریهای تحجر و توحش دین اسلام، نظیر زنستیزی، تعددزوجات و به ویژه «کودک بارگی» را به «ارزش» تبدیل کند. جالب اینکه میشل فوکو در همین گروه فعالیت داشت. همین فرد برای توجیه سوءاستفادة جنسی از کودکان تومار جمع میکرد! ایشان ارتباط جنسی فرد بالغ با فرد نابالغ را، در صورت رضایت طرفین، «مجاز» میخواستند! ما هم در این مقطع ناچاریم تا حدودی وارد جزئیات شویم و توضیح دهیم که برای فرد بالغ و بهنجار، ارتباط جنسی «لذت جنسی» به همراه دارد، حال آنکه فرد نابالغ، بهنجار یا نابهنجار، در هر حال به دلیل عدم بلوغ جنسی با این «لذت» بیگانه است!
در نتیجه ارتباط جنسی با فرد نابالغ در هرحال «تجاوز» به شمار میرود، چرا که از منظر حقوقی نمیتواند «دوسویه» و «انسانی» تلقی شود. اهداف و خواستههای فرد بالغ از ارتباط جنسی هرگز بر خواستهای فرد نابالغ منطبق نخواهد شد. ولی خوب، برای «متجاوز» این مسائل هیچ اهمیتی ندارد، و میشل فوکو هم اگر در مورد زندگی جنسیاش افشاگری نشده، در عرصة فردی و اجتماعی از هر نظر یک متجاوز تراز اول به شمار میآید.
میشل فوکو دوبار دست به خودکشی زده و در واقع تهاجم را از تجاوز به حریم زندگی خود آغاز کرده. در مراحل بعدی، این تجاوز در قالب «اعمال نفوذ» و دور زدن قوانین و مقررات تجلی میکند. چرا که براساس مقررات آکادمیک فرانسه، میشل فوکو میبایست پیش از تدریس فلسفه در دانشگاه، به تدریس فلسفه در دبیرستان بپردازد. ولی ایشان با اعمال نفوذ برخی «محافل» از این مرحله معاف میشوند، و مستقیماً در جایگاه استاد دانشگاه مینشینند! موضعی که باز هم به دلیل اجبار در «تدریس» برایشان خوشایند نبود، به همین دلیل خود را با سرعت به «کولژ دوفرانس» منتقل کرده، تمامی وقت گرانبهایشان را صرف «مطالعه» و تحقیق مینمایند. بله، «از ما بهتران» در «کولژ دو فرانس»، همچون میشل فوکو هیچ ارتباطی با جماعت دانشجو ندارند، با دریافت حقوقهای گزاف، اوقاتشان به «تحقیق» میگذرد!
«تحقیقات» میشل فوکو به کنار، مقالات وزین وی در ستایش از «انقلاب» اسلامی روحالله خمینی در راستای همان مزخرفاتی به رشتة تحریر درآمد که بعدها تحت عنوان گوسالهفریب «گذار به دمکراسی» از قلم الکن «رابرت مکفال»، تراوش کرد. پیشتر در مورد چرندیات «مکفال» توضیح دادهایم. این فرد در کمال وقاحت میگوید، ایرانی حق دارد بین استبداد سلطنتی و استبداد مذهبی «انتخاب» کند. «مقالات» میشل فوکو هم در وقاحت و حماقت دست کمی از «تفکرات» عمیق «مکفال» ندارد.
میشل فوکو از فرانسه برای ملت ایران نسخة «مرگ» و نیستی میپیچید، و خودفروختگانی نظیر بنیصدر هم برایاش پامنبری میخواندند. جالب اینجاست که افراطگرائی فوکو و شیفتگیاش به «مرگ» مورد بررسی «جیمز میلر» قرار گرفته؛ هر چند ترجمة اثر «میلر» به زبان فرانسه در دسترس است! ولی بعضیها مصلحتشان چنین ایجاب میکند که افکار عمومی فرانسه در جریان شیفتگی میشل فوکو به «مرگ» قرار نگیرد. چرا که بنابرتعریف، «مرگپرستی» از ویژگیهای فاشیسم است و انتساب فوکو به فاشیسم، تصویر «مقدس» ایشان را مخدوش میکند. و این امر تهدیدی است برای منافع محافل غرب در کشورهای مسلماننشین، به ویژه در کشور ایران که با کودتای کلنل آیرونساید پای در روند استعماری «شیخوشاه» گذارد. 33 سال از استقرار حکومت فاشیسم اسلامی در ایران میگذرد، و حاکمیت فرانسه همچنان در جمال بیمثال اکبر بهرمانی و محمد خاتمی سیاستمدار «میانهرو» رویت کرده و ضمن طبل زدن برای اسلام خوب و «هنر» مرجان ابراهیمی، دستنوازشی به سروگوش اراذل «تحکیم وحدت» کشیده و … و خلاصه در راه بازتولید «انقلاب»، و بازگشت به دوران نورانی «امام» از هیچ کوششی فروگذار نکرده!
اما جنگ سرد مدتهاست که به پایان رسیده و ادامة سیاستهای آن دوران طلائی دیگر امکانپذیر نیست. به عبارت دیگر، زمینة برگزاری نمایش «کنفرانس تهران» و اهدای شمشیر به رفیق استالین وجود ندارد. اینبار میباید بازندگان جنگ دوم جهانی از برندگان این جنگ متمایز شوند. و فراموش نکنیم که فرانسه برندة جنگ نیست، آلمان و ژاپن هم از جمله کشورهای «محور» و از بازندگان این جنگ به شمار میروند.
و اما روسیه در واقع سرنوشت این جنگ را رقم زده. و این است دلیل واقعی برچیده شدن نیروگاههای هستهای ژاپن! حال با توجه به جایگاه واقعی فرانسه در جنگ جهانی دوم، و با در نظر گرفتن سیاست «سنتی» این کشور در ایران، منطقاً میباید شاهد عقبنشینی حاکمیت فرانسه در منطقه باشیم. مسافرت «میشل روکار» به ایران در واقع با هدف فراهم آوردن مقدمات همین عقبنشینی صورت گرفته. به استنباط ما در آستانة ورود «روکار» به ایران، قتل 4 سرباز بریتانیائی همزمان با ترور «ارسلا رحمانی»، از مقامات حکومت طالبان و عضو عالیرتبة «شورای صلح افغانستان»، پیام روشنی به حامیان «طالبان» در غرب فرستاد.
![]()
فیلترشکنهای جدید14مه2012
greygoblin.info
spawned.info
sniffing.info
gobook.info
fortproxy.info
playschool.info
aumyspace.info
handsomeproxy.info
happykid.info
privacy24.info
streamsurfer.info
tunnelfly.info
sparkler.info
freshshrimp.info
coldblooded.info
teenguys.info
mallrat.info
wordsurfer.info
cleaned.info
tigerstory.info
webdad.info
humpy.info
nightshade.info
placesite.info
proxyamerican.com
gallows.info
jinxed.info
tourbrowser.info
pretender.info
illgo.info
peril.info
wewin.info
spyme.info
stableweb.info
cooltiger.info
earmarks.info
stream2go.info
breadsticks.info
mathlesson.info
timeouts.info
weaken.info
logically.info
internetpresenter.in
wefool.info
soared.info
nolag.info
snowapple.info
multiplicity.info
schoolessay.info
fastaccesses.info
سافت و سوسیالیست
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در مه 9, 2012
![]()
«[...]تمام فلسفة اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن بگیرند اسلام رویهم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد[...] یکدسته [...] برای تأئید حرص و آز و شهوت و خودپسندی و جاهطلبی خودشان[...] دنیای نامرئی و خدای قهاری تصور کردهاند که همان تمایلات پست آنها را دارد[...]»
منبع: توپ مرواری
بحران سیاسی در یونان، ائتلاف حزب کادیما با لیکود در اسرائیل، و … و از همه مهمتر عقبنشینی اتحادیة اروپا از پروژة «ریاضت اقتصادی» نشان از خرد شدن سه پایة استعماری «آلمان ـ فرانسه ـ اسرائیل» دارد! در واقع سقوط سرکوزی، همان سقوط ویشیستهای متحد هیتلر است، منتهی اینبار یک سوسیالیست به صورت خیلی «سافت»، نقش «دوگل» را ایفا میکند! مسلم بدانیم که تغییر در فرانسه، نه تنها دولت هیتلر مؤنث، که همپالکیهای فاشیستاش را در سراسر آمریکا و اروپا متزلزل خواهد کرد و به طریق اولی حکومتهای توحشپرور منطقه، از قماش حکومت جمکران از پیامد این تزلزل در امان نخواهند بود. به همین دلیل هفته نامة «اکونومیست» که پیشتر به شاخ و شانه کشیدن برای جناح چپ فرانسه مشغول بود و تغییر سیاست اقتصادی در این کشور را با فروپاشی در ترادف قرار میداد، اکنون باد در بادبان پارة حکومت اسلامی و رهبر مفلس آن انداخته، از «مدیریت غیرمتعارف» خامنهای و اعتقاد تل موهوم «مردم فرودست» به این حکومت، برایمان بیبیگوزک میبافد و … و از آنجا که «وصفالعیش، نصفالعیش»، این بیبیگوزکهای «مید. این. یو. کی» چنان به مذاق پاسدار شریعتمداری خوش آمده که خبر ویژة کیهان، مورخ 18 اردیبهشتماه 1391 را به نقل آنها اختصاص داده:
«[...] آیتالله خامنهاي [...] به روشي غيرمتعارف اما كارساز بحرانها را مديريت ميكند[...] جمهوري اسلامي بر خلاف رژيمهاي ديگر منطقه كه اعتقادي به مذهب ندارند، بر پاية اعتقادات ديني مردم [...] شكل گرفته و همچنان از اين حمايت مردمي بهرهمند است[...]»
بله، «دیگر رژیمهای منطقه» که به مذهب اعتقاد ندارند همان دولت روسیه است که اکونومیست بدبخت جرأت نمیکند از آن نام ببرد. خلاصه اگر ایرانیان از حکومت مذهبی جمکران گریزاناند هیچ اهمیتی ندارد؛ کارفرمایان اکونومیست برای تأمین منافعشان نه تنها به این حکومت «نظمشکن» و «ایرانستیز» نیاز دارند که خیلی هم از این جانوران وحشی خوششان میآید. هماینان بودند که جهت گسترش فقر و بیکاری در اروپا از زوج «مرکل ـ سرکوزی» حمایت میکردند. چرا که رشد فاشیسم در بستر فقر و فرودستی به بهترین وجه امکانپذیر میشود. فرصتطلبی «سنتی» حزب کمونیست فرانسه به کنار، بیدلیل نبود که پس از 5 سال حکومت پلیسی گروه نیکولا سرکوزی، آراء رهبر ویشیستها در دور اول انتخابات ریاست جمهوری نسبت به گذشته افزایش هم نشان میداد! بله، ریاضت اقتصادی توأم با سرکوب سیاسی و پلیسی به تدریج نتایج مطلوب را به بار آورده بود و محفل نیکولا سرکوزی میپنداشت که میتواند رسماً در استخر فاشیسم شنا کرده، با «جبهةملی» و فاشیستها دولت تشکیل دهد. اینچنین بود که روز جهانی کارگر، نیکولا سرکوزی، طرفداراناش را به میدان کنکورد پاریس آورد و بعضیها ادعا کردند که 200 هزار تن در این «تظاهرات» حضور به هم رسانده بودند!
یادآور شویم حداکثر ظرفیت این میدان، اگر بخواهیم خیلی دست و دلباز باشیم، از 40 هزار نفر فراتر نخواهد رفت! دروغچرا؟ روز پنجم ماه مه 2012، برای مشاهدة ابعاد نوین میدان کنکورد به محل رفتیم ولی دریافتیم این کنکورد همان کنکورد کوچولوی خودمان است! در هر حال، اگر میلیونها فرانسوی هم در میدان کنکورد تجمع کرده بودند هم اهمیتی نداشت؛ نتایج انتخابات، به ویژه در یک دمکراسی، هرگز در خیابان تعیین نمیشود! پس بگذریم و بازگردیم به معجزات پس از دور اول انتخابات فرانسه!
شبکة «بی.اف. ام. تیوی» از عیال «شتروسـ کان» دعوت کرده بود پوشش خبری دور دوم انتخابات را برعهده گیرد، ولی باز هم بساطشان از نیویورک در هم ریخت! ابتدا قاضی دادگاه محاکمة «شتروس ـ کان» را به جرم تجاوز به «نفیسا دیالو» تأئید کرد. بعد هم پروندة درخشان فعالیتهای ایشان در هتل «کارلتون» شهر «لیل» مطرح شد و … و رسانههای فرانسه به ما گفتند در میهمانیهای هتل کارلتون «تجاوز دستجمعی» صورت میپذیرفت. و از آنجا که «شتروسـ کان»، برخلاف مردهشویان جمکران نمیتوانست این عملیات را به «فرهنگ و ارزشهای دینی» مرتبط کند، لگدی نثار سرکوزی کرد و بر ملا شدن افتضاح «سوفیتل» نیویورک را به حساب او نوشت! در صورتیکه نیکولا سرکوزی، مانند «چپنمایان آلمان» به قبیلة «کلارسفلد» ارادت فراوان دارد و از اشغال سرزمینهای سوریه، لبنان و فلسطین توسط اسرائیل حمایت میکند. بیدلیل نبود که در دور دوم انتخابات، بیش از 80 درصد فرانسویهای ساکن اسرائیل به سرکوزی رأی دادند! برخلاف توهم اسرائیلپرستان، با شایعهپراکنی نمیتوان وابستگیهای محفلی سرکوزی به «شتروس ـ کان» را پنهان داشت!
باری، یک روز پس از اعلام نتایج دور اول انتخابات، پس از اینکه سرکوزی «ریشههای مسیحی» فرانسه را کشف کرد، «مارین لوپن»، رهبر فاشیستها هم رسماً اعلام داشت، آراء جبهة ملی اعتراضی نیست و ما آمادة همکاری هستیم! اینجا بود که بعضیها به ناچار ماجرای حمایت مالی قذافی از سرکوزی را فاش کردند. دلیل هم اینکه یک سیاست نوین به ارائة «تصویر دلپذیر» از فرانسه نیاز دارد و اوجگیری روابط نزدیک «سرکوزی ـ لوپن» این تصویر را مخدوش میکند. پیشتر این دولت ویشی بود که در چنین جایگاهی قرار داشت. و پس از شکست ارتش آلمان، برای آراستن ظاهر فرانسه ناچار شدند ژنرال دوگل را از لندن به پاریس بیاورند تا افتضاح ویشیستها را جمع و جور کنند. از شما چه پنهان، اینبار هم جهت برچیدن دکان «آلمان ـ فرانسه» یک سوسیالیست را با آراء نه چندان چشمگیر، پیروز این انتخابات معرفی کردند، به این امید واهی که همان سناریوی پوسیدة پس از جنگ جهانی دوم، در فرانسه و به طریق اولی در ایران به مورد اجرا در آید! به همین دلیل است که اکونومیست به تحسین توحش و نظمشکنی علی خامنهای نشسته.
خارج از دروغپراکنی و مهمل بافی، اکونومیست قانونشکنی، سرکوب و لاتبازی را رمز موفقیت حکومت اسلامی برشمرده و ادعا میکند، «مردم» هیچ مخالفتی با حکومت توحش ندارند، چرا که به اسلام معتقدند:
«[...] اعتقادات مذهبي مردم باعث شده تا آنها از گروههای مخالف جدا شوند [...]»
باید قبول کرد که «اسلام سنج» اکونومیست حرف ندارد! به عبارت دیگر، قلم زن اکونومیست در همسوئی با روحالله خمینی، مخالفان حکومت اسلامی را «بیدین» میخواند. این رسانه در راستای گسترش توحش و نظمشکنی، تعهد رسمی دولت ایران به قرارداد منع گسترش سلاحهای اتمی را نادیده گرفته، فتوی خامنهای را «ملاک» میداند. جالب اینجاست که برخلاف سنت رایج روحانیت شیعه، اکونومیست نوعی فتوی اختراع کرده که «تغییرناپذیر» نیز هست، یعنی شامل مرور زمان نمیشود و هیچ آخوند دیگری، حتی «آیات عظام مترقی» و محبوب بیبیسی و رادیوفردا هم نمیتوانند آن را نقض کنند:
«[رهبر ایران] بمب اتمی را حرام اعلام كرده [...] اين يك حكم ديني نقضناپذير است. نهادهاي امنيتي آمريكا نيز پذيرفتهاند كه ايران سرگرم توليد سلاح اتمي نيست [...]»
همة این حکایات «مفرح» روز گذشته در خبر ویژة کیهان منتشر شده بود. یعنی همزمان با ادای سوگند ولادیمیر پوتین در کاخ کرملین. یادآور شویم در سایت رسانههای معتبر فرانسه، فیلم این مراسم به صورت «نصفه ـ نیمه» و به همراه دروغهای شاخدار در دسترس مشتاقان قرار گرفت! مهمترین دروغ این بود که «پوتین به قول خود، مبنی بر انتخاب فرمانداران توسط مردم وفا نکرد»، حال آنکه قانون «انتخاب فرمانداران با آراء مردم» مدتهاست که به امضاء دیمیتری مدودف رسیده! در هر حال، دروغپردازی به رسانههای «معتبر» فرانسه محدود نمیشود؛ ورقپارههای جمکران نیز از همین مکتب مقدس پیروی میکنند. به عنوان نمونه، سایت «مهرنیوز»، مورخ 5 اردیبهشتماه سالجاری، از برگزاری مراسم چهارشنبهسوری توسط زرتشتیان حکایتها دارد:
«تمام تلاشم برای راهیابی به یک جمع زرتشتی [...] برای دیدن یک برنامه چهارشنبهسوری [...] بینتیجه ماند [...]»
نمیدانستیم زرتشتیها، با احترامی که برای آتش قائلاند، چهارشنبهسوری از روی آتش میپرند و شاید چهارشنبه سوری جشن زرتشتیهاست، در نتیجه، مسلمین در آن شرکت نخواهند کرد! جالب اینجاست که این مزخرفات را گروه «فرهنگ و ادب» مهرنیوز منتشر میکند، و در کمال حماقت ادعا دارد، یزدیها هیچ مشکلی با تازیان تاراجگر نداشتهاند، چرا که خویشان «زرتشتی» است! از مطلب دور افتادیم، بازگردیم به سقوط «سافت» هیتلر در فرانسه، که در کیهان، تشرف اکونومیست به دین مبین را در پی آورد و از همه مهمتر تلویزیون بیبیسی را به این صرافت انداخت که میتوان برای بزک کردن چهرة کریه جنبش سبز و حزب رستاخیز و اسرائیل، کل این مجموعه را به شاپور بختیار پیوند زد!
همچنانکه بالاتر گفتیم، پرروئی محفل سرکوزی، باعث شد قذافی را از قبر بیرون بکشند، تا به کمک سوسیالیستها، بساط هیتلر را در فرانسه برچینند. در این گیرودار بود که در تاریخ 5 مه 2012، تلویزیون بیبیسی در یک برنامة گوساله فریب به ما گفت، «شاپور بختیار برای کشتن خمینی به اسرائیل روی آورده بود!» همچنانکه بارها گفتهایم، ملاک ما عملکرد شاپور بختیار طی 37 روز نخستوزیری اوست. بختیار همواره از قانون و نظم قانونی دفاع کرد و به صراحت مخالفتاش را با «حکومت نعلین» اعلام داشت. از نظر ما، در آن مقطع تاریخی، چنین برخوردی قابل تحسین است. اگر شاپور بختیار از اسرائیل تقاضا کرده بود که خمینی را سر به نیست کند، مسلماً مقامات اسلامنواز اسرائیل، برای تخریب بختیار هم که شده، از این فرصت طلائی استفاده میکردند. شاید وزارت امور خارجة بریتانیا به دلیل ابتلا به آلزایمر، و یا تحت فشارهای «مالی» آنچنان دچار بحران شده که رسماً خودش را به خریت زده باشد؛ سقوط بختیار، و استقرار حکومت توحش در ایران، به تجزیة لبنان و تخریب عراق انجامید و همچنانکه شاهدیم کشورهای مسلماننشین را به طاعون «حکومت اسلامی» مبتلا کرد. به عبارت دیگر، بساط حاج روحالله برای تأمین منافع اسرائیل به راه افتاده بود. این روند گسترش توحش 33 سال بعد، به دلیل دخالت روسیه، فقط در سوریه متوقف ماند! سوریهای که، در پی جنگ 33 روزه، در سپتامبر سال 2007 توسط جنگندههای اسرائیل بمباران شد و خفقان حکومت ملایان در برابر یکهتازیهای اسرائیل گویاتر از آن است که به تفسیر نیاز داشته باشد! در واقع، ارتباط اسرائیل با حاکمیت ایران، از الگوی ارتباط توفانی فرانسه با ارتش ناتو پیروی میکند و بر محور ابلهفریب «عشق و نفرت» متمرکز شده.
در دوران ژنرال دوگل ارتباط عاشقانة فرانسه و ناتو مخدوش شده، آن حضرت «ظاهراً» عضویت فرانسه در فرماندهی ناتو را به تعلیق در آوردند. ولی در دوران سرکوزی حاکمیت فرانسه برای بازگشت به فرماندهی ناتو سرودست میشکست و … و اینک برنامة فرانسوا اولاند خروج از این صورتبندیها است. به عبارت دیگر، شرایط چنین ایجاب میکند که فرانسه در جایگاه «مستقل» بنشیند، البته فقط در رسانهها!
در واقعیت هیچ استقلالی در کار نیست چرا که فرانسه، مانند همة کشورهای اروپای غربی، خراجگزار آنگلوساکسونهاست. هدف از «استقلال» رسانهای فرانسه، حمایت از منافع لندن و آنگلوساکسونهای آنسوی آتلانتیک در کشورهائی است که این منافع مقدس مورد تهدید قرار گرفته. حضرات چنین میپندارند که «در» همچنان بر همان پاشنة 69 سال پیش خواهد چرخید! آن زمان که بریتانیا، پس از اخراج رضاشاه «مستقل»، به گسترش همان تشکیلات استعماری مشغول شد و شمشیر کذا را در «کنفرانس تهران» به حضور استالین تقدیم کرد تا ایشان آن را بر فرق خلقهای شوروی فرود آورند که آوردند! حضور وزارت امور خارجة مفلس بریتانیا بگوئیم، بازنویسی تاریخ ایران، آنهم از زبان مقامات اسرائیل، افلاستان را درمان نمیکند، بلکه ابعاد گستردة این افلاس را مینمایاند. افلاس امپراتوریای که در توهم بازتولید کودتای «شیخوشاه» دستوپا میزند و میکوشد از علی خامنهای مفلوک تصویر شاهنشاه قدرقدرت ارایه دهد، حال آنکه نه استالین در مسکو نشسته، و نه روزولت در کاخ سفید! و از همه مهمتر، در فرانسه نیز به صورت «سافت» یک دوگل از نوع سوسیالیست ظهور کرده!
«[...] خاصیت هر نسل این است که آزمایش نسل گذشته را فراموش بکند [...] به همین علت بشر را وادار میکنند همیشه رو به قهقرا برود. فقط الفاظ فرق میکند. اما دیکتاتور امروز به مراتب خطرناکتر از دیکتاتور هزار سال پیش است [...]»
منبع: توپ مرواری
![]()
فیلترشکنهای جدید9مه2012
illgo.info
devilish.info
bluebeard.info
timeouts.info
facebook-online.info
hidenode.com
securitytunnel.info
accesslegal.info
countme.info
sparkler.info
notfun.info
cleaned.info
linkhide.info
surf-online.info
pretender.info
streamsurfer.info
incan.info
columnbiamba.info
proxycape.us
nightshade.info
workweek.info
buyus.info
unmatched.info
nonconformist.info
playschool.info
justly.info
browser24.info
handsomeproxy.info
defending.info
harvarddegree.info
gobook.info
logically.info
spyme.info
jumpme.info
alyspeed.info
collegeresume.info
cockfight.info
betrayer.info
unproper.info
freshshrimp.info
reaped.info
access07.info
shortenme.info
theyoutubeproxy.com
vanisher.us
nolag.info
placesite.info
testanswer.info
fastaccesses.info
teenguys.info
چن و چین
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در مه 4, 2012
![]()
33 سال پیش، در تاریخ 12 اردیبهشتماه 1358، ساواک با ترور آخوند مطهری، زمینة روضه و زوزه و قهرمانسازی را برای حکومت توحش جمکران فراهم آورد. ولی یکسال است که «روزجهانی کارگر» گریبانگیر مردهشویان و اربابانشان در لندن و واشنگتن شده! سال گذشته همزمان با روز جهانی کارگر، «جهان اسلام» در سوگ شهادت جانگداز بنلادن اشک میریخت، و امسال همین «جهان اسلام» برای ورشکستگی دکان حقوقبشر یانکیها و پایان سیاست نیکسون در چین سوگواری میکند!
بله، روز گذشته سفارت آمریکا با اخراج یکی از به اصطلاح «معترضین» چین، در واقع ناچار شد به سیاست دوگانة یانکیها در این کشور پایان دهد. از دوران نیکسون، گاوچرانها ضمن بهره برداری «اقتصادی ـ نظامی» از دیکتاتوری چین، جایگاه دفاع از حقوقبشر در این کشور را نیز اشغال کرده بودند! ماجرای «چن» به فروش حقوقبشر آمریکا در چین نقطة پایان گذاشت. البته از بوقهای آتلانتیست این خبر به نوع دیگری پخش شد! به ادعای اینان، «چن گوانگچنگ»، وکیل ناراضی چینی به میل خود سفارت آمریکا را ترک کرده.
سایت فارسیزبان «بیبیسی»، مورخ 13 اردیبهشتماه 1391 مینویسد، وی از حبس خانگی در روستائی در چین گریخته و «گفته میشود»، به سفارت آمریکا در پکن پناه برده! یادآور شویم که این ناراضی چینی «نابیناست»، و منطقاً نمیتوانست به تنهائی از یک روستا خود را به سفارت آمریکا در پکن رسانده باشد! از سوی دیگر سفارت آمریکا، تا آنجا که ما میدانیم نگهبان دارد و هر کس بخواهد نمیتواند به این صحن «مقدس» وارد شود، مگر اینکه مانند «دانشجویان پیرو خط امام» قصد خوشخدمتی و کسب رضایت ارباب را داشته باشد.
باری رسانههای جمعی فرانسهزبان، و به ویژه «بی. اف. ام. تیوی» از دو سه روز پیش با تصویر وکیل ناراضی و تفسیرهای شکمی، طبل زدن برای آمریکا و حقوق بشر را آغاز کرده بودند که ناگهان پرزیدنت «اوباما» از حضور «چن» در سفارت آمریکا اظهار بیاطلاعی فرمودند! همین کافی بود که هیلاری کلینتن سنگ روی یخ شود! ایشان طبق معمول «نگران» حال «چن» بودند و به ادعای بوقهایشان قرار بود ضمن مذاکرات اقتصادی در پکن، با سران چین در اینمورد نیز گفتگو فرمایند که اوباما دکانشان را برچید. پس آنگاه فرانس پرس، مورخ دوم ماه مه 2012 نوشت:
«[...] چن، پس 6 روز سفارت آمریکا را ترک کرد [...] و مقامات چین به دلیل پذیرش وی خواهان عذرخواهی مقامات آمریکا شدند [...]»
مسلماً خبر عذرخواهی یانکیها را هیچکس منتشر نخواهد کرد و انتشار آن اهمیتی هم ندارد؛ از یکسو ملاک «کردار» است، نه «گفتار». و از سوی دیگر، مهم این است که آن وکیل چینی ماجرای خروجاش از سفارت آمریکا را چگونه نقل خواهد کرد! مسلماً اگر این فرد که حقوقدان هم هست، قصد نداشت از دولت آمریکا تقاضای پناهندگی کند، وارد سفارت این کشور نمیشد! به استنباط ما دولت آمریکا ناچار شده وکیل چینی را «اخراج» کند! و به این ترتیب ناراضیان و مردم چین به ابعاد واقعی حمایت آمریکا از حقوقبشر پی میبرند و این خود دستاوردی است بس چشمگیر. چرا که در این سو، حکومت جمکران هنوز چشم امید به دکان حقوق بشر آمریکا دوخته و منتظر است محفل «کارترـ برژینسکی» با فوت کردن در آستین «ملی ـ مذهبیها» یک «انقلاب» دیگر برایاش سازمان دهد، و اینبار «شاه» را بجای «شیخ» بنشاند. به همین دلیل سایت «پیک نت» تصویری از عیال «دربند» تقی رحمانی منتشر کرده تا آنها که مصاحبة مضحک خود رحمانی را میشنوند، بدانند و آگاه باشند که این «زینب زمان»، برای دفاع از حقوق بشر در کشور ایران، زندان را «انتخاب» نموده!
بله، به ارزش گذاشتن زندان، همچون تبدیل مرگ به «ارزش»، از اهداف مقدس محافل استعماری در کشور ایران بوده و هست. کسی که زندان را «انتخاب» میکند، پیامدهای این «انتخاب» را میشناسد و میپذیرد. ولی اگر چنین فردی از منظر حقوقی «صغیر» یا «مهجور» باشد، قادر به «انتخاب» نخواهد بود. در هر حال تبدیل زندان به «ارزش»، فقط از طریق به ارزش گذاشتن حماقت و شقاوت میسر است. به این منظور «آیدا قجر»، مجری برنامة «بهارستان» تقی رحمانی را «واجد شرایط» یافته.
او میگوید، رحمانی 14 سال در زندان حکومت اسلامی بوده، «تبعید» را برگزیده، همسرش زندانی است، و … و فرزنداناش غصه میخورند! سایت بالاترین هم این قصة امام حسین را منعکس کرده:
«[...] تقی رحمانی که بیش از 14 سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده، شاید هیچوقت فکر نمیکرد که بعد از [...] انتخاب تبعید، همسرش هم بازداشت بشه و بچههایشان با شنیدن صدای پدرشان از رسانهها [...] گریه کنند[...]»
اگر به این چند سطر نیک بنگریم میبینیم که آیدا قجر با فروش حماقت «تقی رحمانی» به مخاطب، میکوشد همزمان برای فرزندان خردسال وی نیز «تأثر» خریداری کند! طبق اظهارات ایشان، رحمانی 14 سال در زندانهای جمکران بوده. به عبارت دیگر این فرد، 29 سال از عمر خود را در آزادی گذرانده و منطقاً میباید از ابعاد توحش نیروهای «نظامی ـ امنیتی» حکومت ملایان آگاه باشد. چرا که از نخستین روزهای ورود خمینی به کشور، برنامة سرکوب ملت ایران به اجرا درآمد و هر روز بر شدت آن افزوده شد! روشنتر بگوئیم هر کس در دوران نورانی «امام» میرحسین موسوی در ایران زندگی کرده باشد، از وحشیگری حکومت اسلامی خبر دارد. حال این سئوال مطرح میشود که طی 29 سال آزادی تقی رحمانی کجا زندگی میکرد که اینچنین از زندانی شدن «فرضی» همسرش حیرت زده شده؟
حال یک پرانتز باز میکنیم و یادآور میشویم که نرگس محمدی از پامنبریهای شیرین عبادی است که چند جایزه هم دریافت کرده. و با توجه به سوابق محمدی، زندانی شدن «رسانهای» وی هیچ تعجبی ندارد. تأثر دو فرزند خردسال این زوج مقدس هم کاملاً منطقی است؛ هر کودک بهنجاری از غیبت پدر و مادرش رنج میبرد. چه اینان در سفر باشند، چه در زندان! فقط امثال تقی رحمانی از این واضحات بیاطلاع میمانند، چرا؟ چون رحمانی با گذشته، یعنی با عملکرد خود و هم پالکیهایاش بیگانه است و هیچ مسئولیتی برای خود نمیشناسد. ایشان «میمونوار» به تقلید از پیامبر و ائمة اطهار مشغولاند. پیامبر «هجرت» کردهاند، رحمانی هم پس از 29 سال چسبیدن به محفل «حوزه و بازار» در حکومت ملایان «هجرت» میکند. ولی ایشان بجای عزیمت به «مدینه»، برای فروش اسلام خوب در بلاد فرنگ لنگر میاندازند! و به قول «آیدا»، شاید هیچوقت فکر نمیکرد که بعد از انتخاب «تبعید»، چنین مصائبی برایاش پیش آید! در واقع آنچه اهمیت دارد همین «فکر نکردن» امثال رحمانی است! اگر این فرد «تبعید» را انتخاب کرده میباید پیامد انتخاباش را بپذیرد. میبینیم که چنین نیست. رحمانی به شیوة پیامبرش «هجرت» میکند، آیدا قجر هم پیرامون «مصائب اهل بیت» رحمانی برای مخاطب «روضه» میخواند. در واقع برنامة ایشان برانگیختن احساسات مخاطب از طریق روضهخوانی است؛ یعنی همان کاری که آخوندها با توسل به بیبیگوزکهای کربلا انجام داده و میدهند.
جریان کربلا چیست؟ قیام حسین بر ضد ظلم! مبارزات زینب و … و شیون و زاری طفلان مسلم! داستان رحمانی هم بر اساس همین الگوی حماقت تنظیم شده. پس مشتاقان روضه و زوزه را با اهل بیت رحمانی تنها میگذاریم و میرویم به سراغ روز جهانی کارگر و پیامدهای آن در سال اژدها!
از شگفتیهای سال 2012 میلادی هر چه بگوئیم کم گفتهایم! شاید به دلیل تقارن روز جهانی کارگر با سالروز «شهادت» استاد مطهری شاهد چنین معجزاتی هستیم! یادآور شویم «استاد شهید» اخیراً ارتقاء درجه یافته و به «علامه» مشهور شدهاند! باری «شهادت» ایشان برای حکومت توحش «مید. این. یو. اس» جمکران فواید بسیار داشت. چرا که از یکسو زمینة اختراع یک «دشمن» موهوم را فراهم آورد، و از سوی دیگر برنامة زوزه و روضه و شیون و مرثیه را توسعه بخشید. واقعیت این است که تأمین حقوق انسانی کارگران در هر حال نابودی آخوند جماعت با دستار و بیدستار را ایجاب میکند. چرا که به دلیل انسانستیزی، آخوند، چه مونث و چه مذکر، همواره با توحش، تعصب، توهم و تزویر ترادف داشته، دارد و خواهد داشت.
به عبارت دیگر، زوج خوشبخت «شیخوشاه» دو روی سکة انسانستیزیاند. به همین دلیل است که بوق تبلیغاتی «اسرائیل» خشونتطلبان سبز را طرفدار دمکراسی معرفی میکند! ویژگی دمکراسی «مید. این. اسرائیل» این است که از طریق تحریف دمکراسی، آن را با «دینستیزی» در ترادف قرار میدهد تا همزمان به شاهزاده رضا پهلوی و کیهان جمکران کمک کرده باشد.
همچنانکه در وبلاگ «زرشک و موشک» هم گفتیم، شاهزاده، از اسرائیل خواهش کرده بودند که «اوپوزیسیون» را مورد حمایت قرار دهد. البته در «اوپوزیسیون» مد نظر شاهزاده طرفداران دمکراسی حضور ندارند. به عبارت دیگر، حضرت رضاسیروس طرفدارانشان را بجای اوپوزیسیون حکومت جمکران نشاندهاند تا دستشان «باز» باشد. و البته جنگ زرگری حکومت مرده شویان با شیخک امارات این فرصت طلائی را برایشان فراهم آورد.
اعلیحضرت در «هجرت»، همصدا با رسانههای جمکران به فوت کردن در آستین «تمامیت ارضی» مشغول بودند که ناگهان یانکیها با ارسال هواپیماهای «اف. 22 » به امارات، دکان کاسبی پر سود شیخوشاه را تعطیل کردند. در نتیجه، حکومت اسلامی ناچار شد به مسائل «اقتصادی» و «اجرای عدالت» بپردازد و امور سیاسی را به اسرائیل بسپارد. اینگونه بود که همزمان با روز جهانی کارگر، در ارتباط با مسائل کهریزک، یک «قاضی» جمکرانی در «رادیوفردا» بازداشت شد! و اما پیش از رادیوفردا، سایت بیبیسی، مورخ 12 اردیبهشتماه 1391، از کشف یک تخلف مالی نوین در شبکة بانکی مردهشویان، و همچنین از «نگرانی جامعه مدرسین قم از تورم در ایران» خبر داد!
بله طبق معمول، نقش اول در بیبیسی همیشه به «ملایان قم» داده شده. دلیل هم اینکه به مصداق آیة «آسمانی» قرآن، یعنی همان «السابقون، السابقون، اولئک المقربون» که مطلوب گروه مریم و مسعود نیز هست، حق تقدم همیشه با ملایان خواهد بود. در امر مقدس مزدوری در راه استعمار، حداقل در کشور ایران ملایان سابقهدار و «پرتجربهاند!» از اینرو آخوند جماعت، از مقربان درگاه الیزابت دوم به شمار میرود. از قضای روزگار، آنحضرت خودشان هم «آخوند» هستند، منتهی آخوند از نوع اروپائی. یعنی «صلیبی»، نژادپرست، تاراجگر و متجاوز. در واقع «روپرت مرداک» در رسانههایاش تصویر ایشان را باز میتاباند. تصویر برتری «نژادی ـ دینی» اروپائی بر دیگران! این تصویر مجموعهای است شامل دو تصویر متضاد «توجیه توحش» و «قانونمداری!»
توجیه توحش، شامل تجاوز به کودکان، تعدد زوجات و تأکید بر جدائی «نژادها» و … همچنانکه شاهدیم در حکومتهای جمکران و آفریقای جنوبی با «فرهنگ» در ترادف قرار گرفت، اینهمه برای اینکه «برتری» مسیحیت بر اسلام از یکسو، و برتری نژاد سفید بر نژاد سیاه از سوی دیگر به «اثبات» برسد، که رسید! اتفاقاً در فردای انتخابات ریاست جمهوری فرانسه هم نیکولا سرکوزی، لائیسیته و قانون اساسی را نادیده گرفت و «ریشههای مسیحی فرانسه» را کشف کرد و توانست در کنار «ویشیستها» بنشیند! خوشبختانه شرایط نوین به حضرات امکان این مانوورها را نخواهد داد! پوپولیستها دیگر نه برای سوسیالیستها، و نه برای جناح راست مفید به فایده نخواهند بود.
همان سیاستی که در آمریکا راه را بر «شتروسکان» بست، جناح راست را هم در بنبست قرار داده. نتیجة دور دوم انتخابات فرانسه هر چه باشد تغییرات وسیع را در حاکمیت این کشور الزامی خواهد کرد، و دیگر کشورهای اروپائی، به ویژه آلمان میباید از این تحولات پیروی کنند. نیازی نیست که بگوئیم اسرائیل و مناطق نفوذ فرانسه در کشورهای مسلماننشین از این تحولات در امان نخواهند بود. شاید به همین دلیل کیهان از طریق «اسرائیل» دست به دامان «جنبشسبز» شده و آن را «لائیک» میخواند!
کیهان، مورخ 12 اردیبهشتماه سالجاری تمام تلاش خود را به خرج داده تا سازمان سیا، «گویانیوز»، جنبش «یاحسین، میرحسین» و پامنبریهای اسلامفروش آن را «لائیک» معرفی کند. در این مطلب که تحت عنوان مضحک، «گويانيوز: بايد بين خدا و جنبش سبز(!) يكي را انتخاب كنيد!» منتشر شده، میبینیم که فردی به نام «امیر سایه» که به ادعای کیهان همان «مناشه امیر» است، در کمال حماقت با تکیه بر ترهات مهدی خزعلی، جنبش سبز را «غیرمذهبی» میخواند! مزخرفات پسر آخوندخزعلی، از زندانیهای «رسانهای» جمکران مدتی است در باب «صدر اسلام» و «خیبر» و غیره، مرتباً در سوپر مارکت اسلام فروشی «گویا نیوز» منتشر میشود، و این مطالب هیچ نیازی به «تفسیر» و «تحلیل» ندارد. به همچنین است در مورد خشونتطلبی به اصطلاح «جنبش» سبز، یعنی لشکرکشی خیابانی با عربدة «مرگ بر این، و مرگ برآن» و … و همچنین زوزههای شبانة «اللهاکبر» و لاتبازیهای مشابه! خلاصه هر دو در یک مسیر مقدس، یعنی در خط سازمان سیا گام برمیدارند. پشتیبانی آشکار این سازمان از «آخوند جماعت» در اسرائیل، آمریکای لاتین و کشورهای مسلماننشین، به ویژه در افغانستان، آنچنان «عیان» است که حاجت به بیان نیست! با این وصف، قلمزن کیهان این مجموعة منسجم توحش و ابتذال را «لائیک» رویت کرده، و مینویسد که «گویانیوز» به سازمان سیا وابستگی دارد، و این سازمان طرفدار لائیستیه است!
در قاموس کیهان، بلاهت و حماقت مسلم، یعنی «مخالفت» با «باورهای مذهبی» افراد «لائیسیته» خوانده میشود! باری کیهان با توسل به «گویانیوز» موفق شده از یکسو «غیردینی» را با «ضددینی» در ترادف قرار دهد، و موسوی و کروبی و ملاممد خاتمی، تولیدات سازمان سیا را از توحش اسلام جدا نماید. و از سوی دیگر، ارباباناش را در اسرائیل و آمریکا «مخالف» توحش اسلام و حکومت جمکران بنمایاند. در پایان این خوشرقصیها چنین آمده که «طرفداری از اسلام»، یعنی مخالفت با آمریکا! و حمایت از جنبش کذا یعنی طرفداری از آمریکا. میبینیم که همچون دوران آریامهر، جیرهخواران یانکیها در ایران به دو بخش «کاذب» تقسیم شده، و در دو جایگاه «ضدامپریالیست» و «طرفدار آمریکا» قرار گرفتهاند:
«[...]سيانيوز [...] در مقالهاي [...] اعتقاد به خدا، نماز و روزه را توهين به شعور[...] مردم ايران دانسته [...] ضمن تقدير از مواضع مهدی خزعلي [...] به بخشي از اظهارات [...] وي [...]اعتراض كرده و [...] مينويسد هدف جنبش سبز سرنگوني [...]نظام اسلامي بود [...]نميتوانيد در همان حال كه خود را طرفدار [این جنبش] ميدانيد از اعتقاد به نظام و انقلاب دم بزنيد [...]»
به عبارت دیگر میباید بپذیریم که «بازگشت به دوران نورانی امام روشنضمیر»، یعنی مخالفت با «نظام» توحشی که بنیانگزار آن کسی نبود جز خمینی! این تناقض آشکار از تناقضگوئی اسلامفروشان حرفهای ناشی میشود و هیچ تعجبی هم ندارد! زبان فاقد صراحت، یعنی زبانی که «انگیزة انسان» در زمان و مکان مشخص را نفی میکند همان زبان فریب و توهم و سکون است که در کتب مقدس نیز به کار رفته. و زبان کیهان در همین ردة انسانستیزی فاقد چارچوب منطقی است، و از اینرو «توهمات» و «دروغ» را با اسناد و شواهد در ترادف قرار میدهد. به ادعای این روزنامه، مقالةکذا را «منوشه امیر» نوشته و «ماهیت» جنبش سبز هم «غیردینی»، «ضددینی» و «ضداسلامی» است:
«مقاله [...] منوشه امير [...] تعريف دقيقي از فتنه 88 ارائه كرده [...] فتنه ياد شده [...] از تمامي مباني ديني و اسلامي عبور كرد [...] اهانت به ساحت مقدس امام حسين [...] نفي وجود مبارك حضرت بقيه الله الاعظم [...]كه حمايت آشكار موسوي و كروبي و خاتمي را در پي داشت[...]شواهد و اسنادي است كه جاي كمترين ترديدي در ماهيت [...]غيرديني [...] ضد اسلامي و ضدديني فتنه 88 باقي نميگذارد [...]»
در انتهای این هذیانات، کیهان در کمال بیشرمی تأکید میکند که «اعتقاد به خدا و اسلام» با «جفتکردن كفش مديران فتنة آمريكائي ـ اسرائيلي» جور در نمیآید! جالب اینکه، در چارچوب تأمین منافع ارباب، کیهان درست میگوید! و همانطور که شاهدیم، با شعار «مرگ بر آمریکا» میتوان جیب آمریکائی را حسابی پر کرد.
برای دریافت پایه و اساس «علمی» مطلب کیهان کافی است به آمار «فارسنیوز» پیرامون حجم واردات طی 31 سال استقرار حکومت توحش مراجعه کنیم، بگذریم. در راستای ترهات کیهان، یکی از ساواکیهای جمکران به نام «رضا ملک» در «ندای سبز آزادی»، مورخ 2 مه 2012، به حمایت از موسوی و کروبی جلاد برخاسته، و از آنجا که میخواهد با «ظلم» و «ستم» مبارزه کند به هیچ قیمتی حاضر نیست از زندان خارج شود:
«[...] رضا ملک، کارمند سابق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی که [...] از سال 1378 در زندان به سر می برد، در [...] آستانه آزادی از زندان [...] به دلیل سر دادن شعار علیه رهبر [...] مجدداً به حبس بازگردانده شد[...]»
گویا فعلة فاشیسم به فواید زندان تشریفاتی پی برده و حاضر نیستند «آزاد» شوند. چرا که میپندارند بازگشت به دوران نورانی امام روشنضمیر «ممکن» است. بله، این ملت به خوراک و پوشاک و مسکن و آموزش و بهداشت و فرهنگ نیازی ندارد، فقط میخواهد خامنهای برود! در حالیکه مقام معظم رهبری پیشرفتهایشان به اوج رسیده، و اکنون نگران «تولید داخلی» شدهاند! کیهان، مورخ 11 اردیبهشتماه سالجاری از قول ایشان چنین تیتر زده:
«مصرف كالای ايرانی شرط تحقق استقلال اقتصادی است»
ولی کاسه و کوزة حکومت اسلامی در هم شکست و معلوم شد «انقلاب اسلامی» طی 31 سال، مبلغ 770 میلیارد دلار ارز صرف «واردات» کرده و اخیراً نیز دولت یک بودجة 24 میلیارد دلاری برای واردات به تصویب رسانده که 10 میلیارد دلار آن به مواد غذائی و کالاهای اساسی اختصاص دارد! این همان حکومتی است که سرکوب ملت ایران، اخراج نیروی متخصص، و تعطیل فرهنگ کشور را به دلیل استقلال اقتصادی مرتباً از بلندگوهایاش توجیه میکرد. معلوم نیست اینهمه واردات برای چه بوده؟ این حکومت که بیش از سه دهه است در تبلیغات ملایان «خودکفا» شده!
فارسنیوز، مورخ 13 اردیبهشتماه 1391، سر درد و دلاش باز شده و در مطلبی تحت عنوان «حاصل 31 سال واردات» مینویسد، علیرغم شعار «تولید ملی، و حمایت از کار و سرمایة ایرانی»، واردات 24 میلیارد دلار کالا به تصویب دولت رسیده:
«[...] آمارهای رسمی از خروج بیش از 770 میلیارد دلار ارز [...] طی 31 سال گذشته [...] خبر میدهد[...]»
بله میبینیم که سیاستشان واقعاً عین دیانتشان است؛ ثروت ایران را بیدریغ به درگاه مقدس ارباب تقدیم میکنند! فتوای میرزای شیرازی خودفروخته را که فراموش نکردهایم. این به اصطلاح «آیتالله»، با تکیه بر ارباب و حماقت «مردم»، دربار قاجار را به یکجانبهگرائی، یعنی لغو قرارداد رژی وادار کرد تا دولت ایران به انگلستان خسارت بپردازد. مصدق نیز همین برنامه را «توسعه» داد و تحریم اقتصادی و کودتا را برای ملت ایران به ارمغان آورد. سپس نوبت به حاج روحالله رسید تا باز هم با تکیه بر «مردم» کذا، یک انقلاب «اسلامی» به راه بیاندازند و … و ضمن تاراج ثروتهای ملی، روضهخوانی و فروشحماقت و ابتذال امثال رحمانی را بجای مبارزة سیاسی، فرهنگی، صنفی و مالی و طبقاتی بنشاند. اما این روند دیگر نمیتواند ادامه یابد! و چرا راه دور برویم، علاوه بر ماجرای «چن» نیم نگاهی به تحولات فرانسه کفایت میکند.
در پی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه تحولات شگفتی حاصل شده! به جزئیات نمیپردازیم ولی از شما چه پنهان فراماسونهای لژ «گرانداوریان» فرانسه «انشعاب» کردهاند! این خبر بهجت اثر را فیگارو، مورخ 2 ماه مه 2012 منتشر کرده. در جمکران هم تحولات قابل رویت است! به عنوان نمونه، در «خط امام» مانند لژ گراندارویان «شکاف» افتاده، و «پیکنت» از خواب پریده و یادی از مسائل اقتصادی میکند. سایت «پیکنت»، مورخ 13 اردیبهشتماه سالجاری ضمن تأکید همیشگی بر «انقلاب» مینویسد، برندة اشغال سفارت آمریکا ریگان بود، جنگ 8 ساله میلیاردها دلار خسارت به بار آورد و زیان برنامةاتمی هم بیش از جنگ است:
«[برندة] اشغال سفارت امریکا و گروگانگیری [آمریکا بود که] به همین بهانه پول و سرمایه مردم ایران را [...] بالا کشید [...] نتیجه جنگ 8 ساله [...] هزار میلیارد دلار خسارت به ایران بود و صدها هزار کشته و معلول [...] بلندپروازی اتمی همراه با تهدید [...] تحریمهای اقتصادی را روی دست مردم ایران گذاشت[...]»
در مطلب پیک نت «فاعل»، یعنی عامل انسانی «غایب» مانده! مقصود نام و مشخصات افرادی است که طی این مدت در رأس امور بودند و از حمایت بیدریغ کیانوریها و حزب توده نیز برخوردار میشدند. بله، حرکت انسان در زمان و مکان مشخص را به یاد داشته باشیم! در اینصورت با توجه به تحولات ارتباط روسیه با سازمان ناتو، و به ویژه با در نظر گرفتن پیامدهای منطقی ماجرای «چن» میتوان گفت، آمریکا دیگر نمیتواند به سیاست نیکسون برای گسترش روابط با چین، سیاستی که در تقابل با اتحاد شوروی شکل گرفته بود، ادامه داده، و ضمن بهرهبرداری اقتصادی از دیکتاتوری مائوئیستها، در جایگاه مدافع حقوق بشر نیز بنشیند. بدیهی است که این عقبنشینی، آمریکا را از منابع تغذیة استراتژیکاش در ایران، عربستان و چین محروم کرده، و پیامد این «محرومیت» را سیاستهای آمریکا در این مناطق متحمل شود.
![]()
فیلترشکنهای جدید4مه2012
untracer.com
wordsurfer.info
surf-online.info
enlarged.info
accesslegal.info
cockfight.info
facebook-online.info
dazzling.info
stealthsecurity.info
0002site.info
onlinebrowser.info
humpy.info
incan.info
coldblooded.info
logically.info
linkhide.info
justly.info
mallrat.info
countme.info
university-proxy.info
blackgum.info
proxytool.net
myunblockersite.info
disobey.info
0004site.info
securitytunnel.info
https://proxychangeip.com
protectedbrow.info
implode.info
anonymus.us
fastaccesses.info
depraved.info
gobook.info
internet-unblocker.info
stanfordweb.info
multiplicity.info
analyzeme.info
gallows.info
internetsurf.info
happykid.info
greygoblin.info
mathlesson.info
collegeresume.info
buyus.info
columnbiamba.info
hidenode.com
nightshade.info
tourbrowser.info
securedonate.info
illgo.info
استقلال وحش
نوشتهشده به وسیلهٔ nahidroxannewblog در Uncategorized در آوریل 30, 2012
![]()
استقرار هواپیماهای «اف.22 » در امارات، هم به «استقلال» جیرهخواران الیزابت دوم پایان داد، هم دکان «مقدسات بومی» جمکرانیان را برچید، و علیرغم آزمایش موشکی پاکستان و ابراز لطف فاشیستهای فرانسه به مردهشویان هستهای، «بازتولید» سیاست سنتی نژادپرستان را نیمهتمام گذارد! نژادپرستان با دمیدن در بوق «استقلال» جیرهخوارانشان، اینان را به مرزشکنی و یکجانبهگرائی تشویق میکنند تا بتوانند تاراج استعماریشان را گسترش دهند. خیمه شببازی «استقلال» مستعمرات نژادپرستان به همین دلیل به راه افتاد!
گذشته از افلاس آفریقا، نیمنگاهی به اوضاع استقلال یافتگان منطقه و ارتباط رسانهایشان با آنگلوساکسونها، ژرفای توطئة استعماری را نشان میدهد. پایه و اساس این «ارتباط» استعماری بر ارائة دو تصویر کاذب «دلپذیر» و «مستقل» استوار شده. پروپاگاند رسانهای میباید همزمان با ارائة «تصویر مستقل» از توحش حکومتهای دستنشاندة غرب، از «فرهنگ» آمریکا و متحدان غربیاش نیز «تصویر دلپذیر» ارائه دهد. «دیپلماسی» مردهشویان در «برزیل»، جشن ازدواج رئیس جمهور هفتاد سالة آفریقای جنوبی در کنار داستان محافظان اوباما و روسپیهای کلمبیائی، و همچنین ماجرای بازداشت مأموران امنیتی آمریکا به جرم همکاری با قاچاقچیان موادمخدر در فرودگاه لوسآنجلس محور اصلی پروپاگاند نژادپرستان را نشان میدهد.
این پروپاگاند میگوید، سیاهان آفریقای جنوبی، همچون رئیسجمهور منتخبشان، «زوما» در توحش زنبارهگی و «تعدد زوجات» دستوپا میزنند … میگوید حکومت «مستقل» اسلامی که در فساد مالی غرق شده، کودکبارهگی و تجاوز به کودکان را «فرهنگ» خود میداند، اینهمه در حالیکه حاکمیت آمریکا، به «اخلاقیات» پایبند است و «لغزش اخلاقی» و «فساد اداری» را سریعاً مجازات میکند! محاکمة قبیلة «مرداک» در انگلستان هم بخش دیگری است از همین مراسم استعماری!
جریان از این قرار است که خانوادة سلطنتی بریتانیا از «مرداک» شاکی شدهاند و قوه قضائیة انگلستان هم که خیلی «مستقل» است، قوم و قبیلة مرداک را در برابر دوربینها قرارداده تا رادیوفردا، مورخ 9 اردیبهشتماه 1391 بتواند از زبان یکی از پامنبریهایاش به ما بگوید، اعضای خانواده سلطنتی «شهروند» عادی شمرده میشوند:
«[...] انعکاس شنود تلفنی [....] توسط نشریة نیوزآو دِوورلد بر اساس شکایت چند تن از قربانیان [...] از جمله اعضای خانوادة سلطنتی[...] نشان داد که تک تک شهروندان در صورت وجود یک دستگاه قضایی مستقل و رسانههای مستقل از دولت میتوانند[...]»
«دستگاه مستقل» را دریابیم و با تعریف نوین سازمان سیا از «شهروند» آشنا شویم! حضور یانکیها و پامنبریهایشان که پیشتر هم «شهروند اسلامی» اختراع کرده بودند بگوئیم، در نظام دمکراتیک و بنابرتعریف، «شهروند» از حق «قانونگذاری» و «نظارت بر اجرای قوانین» برخوردار است؛ قوانین انسانمحور! بنابراین آخوند جماعت و اعضای خانوادة سلطنتی «شهروند» به شمار نمیآیند، بگذریم! در هر حال اسلامپرستان اسرائیلنواز، یعنی مرداک، قوة قضائیة بریتانیا و حاکمیت آمریکا به یکسان افتخار افتضاح و رسوائی و جنایت دارند! و علیرغم افزایش «رسانهای» و فرضی محبوبیت «مارین لوپن»، رهبر فاشیستهای فرانسه، نتایج انتخابات اینکشور بساطشان را در هم ریخت و اینگونه بود که سنگر اقتصادی هیتلر مؤنث فروپاشید!
در تاریخ 25 آوریل 2012، سه روز پس از انتخابات فرانسه خاکریز اقتصادی هیتلر در اروپا ویران شد! به گزارش فیگارو، مورخ25 آوریل 2012، ماریو دراگی، رئیس بانک مرکزی اروپا از تز «رشد اقتصادی» دفاع فرمودند! و به این ترتیب برنامة «ریاضت اقتصادی » که توسط زوج «مرکل ـ سرکوزی» و با حمایت بانک گلدمنساکس و شرکاء به ملتهای اروپا تحمیل میشد به زیر سئوال رفت. این است پیامد ملموس دور اول انتخابات ریاست جمهوری فرانسه که سقوط دولت ائتلافی هلند را نیز در پیآورد. پیشتر هم گفتیم، باز هم میگوئیم که «ریاضت اقتصادی» در واقع اعلان جنگ به طبقات متوسط اروپا یعنی بازتولید سیاست دستگاه «هیتلر» روشنضمیر است.
این دستگاه با جنگافروزی زمینة مناسب را برای فرار سرمایهها و مغزها از اروپا به آمریکا فراهم آورد. پیشتر همین شیوة مقدس در روسیه نتایج بسیار مطلوبی به بار آورده بود و «منطقاً»، یعنی در چارچوب توحش سرمایهسالاری، این «راه» میبایست تا «انقلاب مهدی» ادامه یابد! در نتیجه، پس از موفقیت انقلاب اکتبر در روسیه، لازم بود هیتلر از «نژاد آریائی» قوم «زیگفرید» آگاه شود، که شد! پیامدهای انقلاب اکتبر و «شناخت» هیتلر هم که بر همه، به ویژه بر ملت ایران روشن و واضح و مبرهن است! همه چیز از «قزوین» آغاز شد! باور نمیکنید از سایت انگلیسیزبان ویکیپدیا بپرسید!
«جونم براتون بگه»، از آنجا که «ارتش سرخ» از مبارزین «جنگل» حمایت میکرد، یا چون استعمار به این حمایت فرضی نیاز داشت، در تاریخ 21 فوریه 1921، کلنل رضاخان با نیروهای تحت فرماناش از قزوین به تهران آمده و کودتا فرمودند! یکوقت فکر نکنید سفارت انگلستان از این کودتا حمایت میکرد، به هیچ عنوان! کلنل رضاخان مانند روحالله خمینی و میرحسین موسوی «مستقل» و «آزاد» و «مردمی» بود، و همچون امام روشنضمیر یک تنه در برابر جهانیان ایستاده بود! پیشتر در مورد «استقلال» و «آزادی» امام روشنضمیر به تفصیل توضیح دادهایم. این «آزادی» و «استقلال» که تعریف نشده، و فاقد چارچوب حقوقی است به جیرهخواران استعمار امکان میدهد تا با یکجانبهگرائی، یعنی با نقض قوانین و مقررات بینالملی منافع لندن و واشنگتن را تأمین کنند. نیازی نیست که بگوئیم تاوان این یکجانبهگرائیها را فقط ملت ایران خواهد پرداخت، چرا که پادوهای «مردمی» لندن و واشنگتن در برابر ملت ایران هیچ مسئولیتی نداشته و ندارند، و همچنانکه شاهد بودیم و اکنون نیز شاهدیم، هرگز پاسخگوی جنایاتشان نخواهند بود. اینان به توحش و نظمشکنی «افتخار» هم میکنند!
«فارسنیوز»، مورخ 15 فروردینماه سالجاری در مطلبی تحت عنوان، «انتقاد حزب ناسیونالیست ترکیه از سیاست آمریکائی آنکارا در قبال ایران»، انتقاد کذا را از زبان «سینان اوغان» به این شرح منعکس میکند که، «کاهش واردات نفت ترکیه از ایران، به نفع آمریکا و اسرائیل است و حکومت اسلامی به این عمل واکنش نشان خواهد داد!» میبینیم که به ادعای فارسنیوز، اگر نفت رایگان به ارتش ناتو در ترکیه داده نشود، منافع اسرائیل و آمریکا خدشهدار خواهد شد! فراتر از این واژگوننمائی ابلهانه، آنچه اهمیت دارد این است که این واکنش را «اوغان» در مسیر «یکجانبهگرائی» و «نقض مقررات بینالمللی»، یا بهتر بگوئیم در راستای توحش حکومت اسلامی مشخص کرده و میگوید، «این حکومت چندان به قوانین و مقررات پایبند نیست»؛ «فارس نیوز» هم از این سخنان بسیار مفتخر میشود:
«اوغان [...] با اشاره به اینکه ایران [...] خیلی هم به قواعد دیپلماتیک پایبند نیست [...] هشدار داد که [...] ترکیه نباید نفوذ ایران را در بحرین و عراق فراموش کند[...]»
این نخستین بار نیست که حکومت اوباش به «توحش» خود افتخار میکند؛ از همان روزی که روحالله خمینی «تو دهن این دولت میزد»، از همان روزی که آیتالله طالقانی نخستین نماز توحش را برگزار فرمودند، مسیر گسترش خشونت و ابتذال تنظیم شده بود. به همین دلیل «برادران» در «فارسنیوز» از «عدم پایبندی به قواعد دیپلماتیک» مشعوف میشوند، چرا؟ چون با مفهوم «یکجانبهگرائی» و پیامدهای آن بیگانهاند. اینان نمیدانند که سخنان نمایندة حزب ناسیونالیست ترکیه، به صورت مودبانه تأکیدی است بر توحش و بیمسئولیتی فزایندة حکومت اسلامی!
البته این نادانی و حماقت به «فارسنیوز» محدود نمیشود! کل حکومت اسلامی و مخالفنمایاناش در همین مرداب توحش دستوپا میزنند. از شیخ مهدی بازرگان آغاز کنیم که 8 ماه پس از بوسیدن دست حاج روحالله، زمینة اشغال سفارت یانکیها را فراهم آورد و استعفا داد تا ضمن حضور منظم در جلسات «شورای انقلاب»، هم در جایگاه «مخالف» لنگر اندازد و هم در تلویزیون جمکران «اسلام خوب» را به «امت» بفروشد؛ تو گوئی این فرد که تحت نظارت مصدق، با خمینی و رفسنجانی دکان نهضت آزادی افتتاح کرده بود، از توحش همکاسهایهایاش بیخبر بوده. علامت تعجب هم نمیگذاریم. متأسفانه شیخ مهدی بازرگان تنها نمونه در این عرصة بیمسئولیتی و وقاحت نیست!
بنیصدر نمونة دیگری از همین بیمسئولیتی و توحش و بلاهت را به معرض نمایش گذارد. این فرد که از طرفداری خمینی از کودتای 28 مرداد 1332 آگاه بود، نه تنها مجیز حاج روحالله را میگفت و دست کودتاچی میبوسید، که او را «پدر معنوی» خود نیز میخواند. همین فرد پس از 30 سال مینویسد، «خمینی از کودتای 28 مرداد طرفداری کرده!» میبینیم که همصدائی بنیصدر با کودتاچیان به «انقلاب اسلامی» منجر شد! و 30 سال است که بنیصدر در پاریس «انقلاب اسلامی» میفروشد، بدون اینکه کمترین مسئولیتی در همراهی با کودتاچی برای خود بشناسد! رئیسجمهور انتصابی «امام» خمینی پای را فراتر گذارده، خود را «قربانی» رژیم معرفی میکند؛ قربانی تندروها! حال آنکه ملتی قربانی خیانت آشکار امثال بازرگان و بنیصدر شده!
اگر یک «ناظر بیطرف» در جریان تحرکات «نهضت عاظادی» و سوابق درخشان خمینی قرار گیرد و از زوزه و روضة مهدی بازرگان و ناله و زاری بنیصدر در باب «تندروی» آگاه شود، هرگز «خمینی» را سرزنش نخواهد کرد، چرا؟ چون از یکسو طرفدار کودتا، همواره از «زور» طرفداری خواهد نمود، و خمینی طرفدار کودتاچی بوده. از سوی دیگر، روحانی جماعت، بنابرتعریف، هرگز سنگر توحش و توهم را رها نخواهد کرد. در همین سنگر است که موجودیت «روحانی» معنا و مفهوم مییابد. در واقع آنچه ناظر بیطرف به زیر سئوال خواهد برد، نه توحش خمینی، که «تحرکات» امثال بنیصدر و بازرگان است.
منطقاً امثال بازرگان و بنیصدر میباید در برابر عملکردشان «مسئول» و «پاسخگو» باشند ولی میبینیم که چنین نبوده و نیست! اینان، نظیر دیگر انقلابیون جمکران دو سنگر حق و باطل میشناسند. زمانیکه در مرکز قدرت باشند، مسلماً «برحق» هستند، و آنگاه که از دایرة قدرت به حاشیه رانده شوند، بلافاصله تبدیل میشوند به «حسین مظلوم!» و بدون اینکه مسئولیت «گفتارشان» را بپذیرند و پاسخگوی «عملکردشان» باشند، ضمن ستایش اسلام و انقلاب، زبان به انتقاد از حاکمیتی که میگشایند که برخاسته از همین انقلاب است. جالب اینکه، مدعیان چپگرائی در ایران نیز در همین سنگر توحش و استقلال نشستهاند.
پیشتر در مورد «داسالله» و عوامگرائی و ابتذال آخوندیاش به تفصیل سخن گفتهایم، و دلیلی برای اتلاف وقت نمیبینیم. فقط این نکته را یادآوری کنیم که طرفداری از توحش آخوند، یعنی زنستیزی، در هر حال با نگرش چپ در تضاد قرار میگیرد! پس دیگر مزاحم شنای انقلابیون «پیرو خط امام» در مرداب تناقض و مفتگوئی نشده، اینان را با «استقلالشان» از نظم و مسئولیت و انسانیت تنها میگذاریم، و میرویم به سراغ «استقلال» فاشیستهای فرانسه. اینان مطالبات واقعی نژادپرستان در کشور ایران را بازگو میکنند.
خواست نژادپرستان چیست؟ یکجانبهگرائی حکومت «مستقل» جمکران در بحران دستساز هستهای! برای تحقق این امر مقدس، «خروج» کفنفروشان از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای کفایت میکند. مارین لوپن، رهبر «جبهة ملی» فرانسه نیز جز این نمیطلبد:
«[...] مارین لوپن [...] تأکید میکند که ایران، نخستین کشوری نیست که به دنبال سلاح هستهای است [...] هیچکدام از کشورهائی که سلاح اتمی در اختیار دارند [...] از جامعة جهانی [...] کسب اجازه [ننمودهاند].»
این اظهارات مشعشع، یعنی دعوت غیرمستقیم از ملایان به خروج از «ان. پی. تی» در سایت «رادیو بینالمللی فرانسه»، مورخ 22 آوریل 2012 انتشار یافته! و به همین دلیل حدود 20 درصد آرا به حساب «مارین لوپن» نوشته شده! بله، دچار توهم نشویم! منافع سرمایهسالاری غرب با مطالبات جبهة چپ فرانسه همخوانی ندارد و بیدلیل نیست که بوق محفل بیلدربرگ، در کمال حماقت، به تحریف مطالبات این جبهه پرداخت تا با پرتاب آن به سنگر تاواریشها صورتبندی مطلوب «جنگ سرد» را بازتولید کند!
دوران جنگ سرد در آمریکا به رونق مککارتیسم، و در اروپا به سرکوب همه جانبة چپ منجر شد. همین دوران نورانی، شاه را به ژاندارم خلیج فارس تبدیل کرد، و شیخ را در جایگاه رهبر مخالفان وی نشاند. اگر «بیلدربرگ» رویای بازگشت به این صورتبندی را در سر میپروراند سخت کور خوانده! چرا که «شیخ» به افلاس افتاده، و همسنگرش، یعنی «شاه» دست نیاز به سوی اسرائیل «قدرقدرت» دراز کرده؛ اینهمه در شرایطی که سنگر «استقلال اقتصادی» هیتلر، یعنی بانک مرکزی اروپا ناچار به عقبنشینی شده، و آمریکا نیز برای پایان دادن به بحرانسازی حاکمیت بریتانیا، حضور نظامیاش را در امارات رسمیت بخشیده!
![]()
فیلترشکنهای جدید30آوریل2012
myunblockersite.info
freeproxy.pl
proxyaddon.com
bypasserpro.info
linkhide.info
hideinfo.info
untracer.com
harvarddegree.info
cloakedninja.com
web-resources.info
pazou.co
valuestream.info
internet-unblocker.info
proxycape.co.uk
protectedbrow.info
bestnetwork.info
tvproxy.info
0002site.info
securedonate.info
facebook-proxy.com
surflife.info
1stunblocker.info
1stbrowser.info
avoidance.info
streamsurfer.info
columnbiamba.info
proxytool.net
tourbrowser.info
stanfordweb.info
onlinebrowser.info
freeunblocker.info
networkstealth.info
gogowebproxy.com
accesslegal.info
mysocialsite.info
enablefirewall.info
stealthsecurity.info
proxycape.us
microxy.com
university-proxy.info
0004site.info
https://proxychangeip.com
proxyfree.pl
asuproxy.info
unblockersite.info
stealthtraffic.info
proxycape.in
internetsurf.info
unblocker-online.info
domainsurfer.info